اخبار روزشمار کارگری هفته چهارم (بیستم تا بیست سوم) آذر ۱۳۹۳ برابر ۲۰۱۴ از مبارزات و مقاومت کارگران ایران

۱۱/۲/۹۳ ۷:۴۴ بعد از ظهر

افزایش قیمت  نان بیش از درصد اعلامی97173_473

http://www.sharghdaily.ir/News/50210/%D8%AE%D8%A8%D8%B1

به نوشته روزنامه شرق به نقل از خبرگزاری دولتی فارس درتاریخ ۲۰ آذر۹۳ آمده است : نماینده مردم محلات و دلیجان، گفت: نان در حوزه انتخابیه‌اش تا ۵٩درصد افزایش قیمت داشته که همین افزایش قیمت، مردم را دچار مشکل کرده است. نماینده مجلس شورای اسلامی پیشنهاد کرد دولت یارانه ثروتمندان را به بخش نان اختصاص دهد تا مشکلات مردم در این زمینه کاهش پیدا کند. حجت‌الاسلام علیرضا سلیمی، از دولت خواست در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی خود نگاه به قشر محروم را به‌صورت ویژه مدنظر قرار دهد.

با وعده پرداخت حقوق‌ معوقه:

اعتصاب معدن کوشک بافق خاتمه یافت

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232597

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است :  کارگران معدن کوشک با وعدهٔ کارفرما مبنی بر رسیدگی به مطالبات معوقه کارگران به اعتصاب پنج روز گذشته خاتمه دادند و فعلا به کار بازگشته‌اند.

بیش از ۲۶۰ نفز از کازگران معدن کوشک بافق در استان یزد که به نشانه اعتراض به عدم پرداخت حقوق و بعضی مزایای جانبی از ابتدای هفته جاری دست از کار کشیده بودند، با مداخلهٔ فرمانداری و اداره کار شهرستان بافق در مذاکره با کارفرما و دریافت وعده پرداخت حقوق معوقه‌شان تا ۲۶ آذر، کار در این معدن را در نوبت کاری صبح پنج شنبه از سر گرفتند.

گفته می‌شود مدیریت معدن با پرداخت ۱ ماه از ۹۰ روز حقوق به تأخیر افتاده کارگران در سومین روز اعتصاب و وعدهٔ رسیدگی به سایر مطالبات تا ۲۶ آذر ماه در پنجمین روز این اعتراض صنفی توانسته است کارگران را متقاعد کند که تا زمان وعده داده شده، به کار بازگردند.

در همین رابطه «مهدی طلایی مقدم» فرماندار شهرستان بافق در گفتگو با ایلنا، از پیگیری مطالبات کارگران در فرمانداری بافق خبرداد و گفت: روز گذشته طی جلسه‌ای که در محل فرمانداری با حضور معاون فرماندار، کارفرمای معدن کوشک، رئیس اداره کار و برخی دیگر از روسای ادارات و نماینده کارگران تشکیل شد، در ‌‌‌نهایت مقرر شد که مطالبات حقوقی آبان ماه کارگران معدن کوشک بافق، حداکثر تا ۲۶ آذر ماه پرداخت شود، همچنین مقرر شد در جلساتی که در اداره کار تشکیل می‌شود در ارتباط با مواردی از اجرای قانون کار و مشکلات کارگری که جزء خواسته‌های کارگران بود توسط رئیس اداره کار شهرستان بافق بررسی شود.

فرماندار بافق در ادامه افزود: با پیگیریهایی که انجام شد فعلا حقوق یک ماه از مجموع [سه ماه] مطالبات معوقه کارگران توسط کارفرما پرداخت شده، اما باید در نظر بگیریم که باقی خواسته‌های کارگران باید به تدریج مرتفع شود و با فرصتی که به کارفرما داده‌ایم انتظار داریم سریعا به این مشکلات رسیدگی کنند.

طلایی مقدم اضافه کرد: با توجه به روند جلسه و تصمیمی که در ‌‌‌نهایت گرفته شد قرار بر این شد که کارگران از امروز در محل کار حاضر شوند تا در اسرع وقت بقیهٔ مطالباتشان پیگیری شود. وی تصریح کرد: خوشبختانه با مساعدت کارگران، آن‌ها فعلا به کار بازگشته‌اند و امیدواریم بارفع مشکلات زود‌تر به مطالباتشان دست یابند.

به گزارش ایلنا، عمده‌ترین مطالبات کارگران معدن کوشک بافق اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، توجه به مسائل رفاهی و رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در محل معدن، پرداخت حق سختی کار و حق پله و تونل، حق جذب سرب و هزینه‌های غذایی، برخورداری از امنیت شغلی و افزایش مدت قراردادهای منعقده، عدم استفاده از دستگاه‌های فرسوده در معدن و همچنین استاندارد سازی سیستم‌های برق و آب و تهویه و نامناسب بودن امکانات خانه بهداشت، پرداخت اضافه کاری طبق قانون و مواردی از این دست عنوان شده بود. همچنین کارگران خواهان رسیدگی کارفرما به وضعیت پرداخت دیهٔ دو کارگر این معدن که سال گذشته در حین کار در این معدن کشته شده بودند، هستند.

همچنین یکی از کارگران معدن کوشک در گفتگویی ضمن ابراز امیدواری از پیگیری روند رسیدگی به وضعیت کارگران این معدن در فرمانداری بافق به ایلنا گفت: در حال حاضر کارگران به امید اینکه وضعیت مطالباتشان توسط فرمانداری دنبال می‌شود و تعهداتی که کارفرما به مسولین داده به کار برگشته‌اند اما حقیقت این است که ما هنوز نگرانی‌هایی داریم که تا وصول مطالباتمان باقی خواهد ماند. وی همچنین به پرداخت یک ماه از حقوق کارگران اشاره کرد و گفت: یک ماه از سه ماه حقوق پرداخت شده اما اضافه کاری کارگران به دلیل اعتراض پرداخت نشده است. وی گفت: خواسته ما این است حقوقمان از سوی کارفرما به رسمیت شناخته شود و پس از این اعتراض جدی، اوضاع بهتر از گذشته شود.

در عین حال یکی از کارگران این معدن که در بخش زیر زمین مشغول به کار است در ارتباط با شرایط سخت کار در این بخش به ایلنا گفت: روزانه بیش از ۶۰۰ پله را برای رسیدن به زیر زمین طی می‌کنیم و مجددا باز می‌گردیم و تنها بابت این سختی کار ۶ هزار تومان در ماه دریافت می‌کنیم و این منصفانه نیست.

وی گفت: علت این اعتراضات عمدتا ناشی از عدم رعایت شأن کارگر توسط کارفرما بود.

این کارگر در نظر گرفته نشدن شرایط سختی کار و بی‌توجهی به پرداخت به موقع حقوق و مزایا را تنها یکی از دلایل کارگران برای انجام اعتراض صنفی برشمرد و گفت: هرچند که کارگران معدن کوشک در بین معادن اطراف با کمترین حقوق و دستمزد کار می‌کنند اما شرایط سخت کار و پرداخت نشدن به موقع حقوق و مزایا یکی از دلایل اعتراض آن‌ها بود. وی گفت: شاید عمده‌ترین دلیل کارگران برای اعتراض صنفی این بود که می‌خواستند از سوی کارفرما به رسمیت شناخته شوند و حقوق انسانی‌شان نادیده گرفته نشود. این کارگر افزود: کدام کارگری می‌خواهد کار را تعطیل کند در حالی که اگر چرخ تولید با رعایت حقوق کارگر بچرخد همه سود می‌برند.

وی گفت: برای اینکه عمق تعهد کاری کارگران معدن کوشک را بیان کنم، باید بگویم علی رغم اینکه از ابتدای هفته کارگران در بخش‌های مختلف این معدن در راستای اعتراض صنفی‌شان دست از کار کشیده‌اند اما با تقسیم کاری که بین خود کارگران در بخش‌های حساس معدن مخصوصا در زیر زمین صورت گرفته برخی از مناطق حساس معدن مثل بخش پمپاژ آب در زیر زمین توسط کارگران هدایت شد و کارگران این بخش‌ها برای اینکه آسیبی به معدن که یک سرمایهٔ ملی است نرسد بر سر کار خود حاضر شدند.
این کارگر ادامه داد: همهٔ توضیحاتی که دادم نشان دهندهٔ این است که کارگران معدن که جزء سخت کوش‌ترین کارگران در بین صنایع مختلف با سختی کار بالا هستند نیاز به حمایت بیشتر از سوی کارفرما دارند. و اگر حقوقشان به رسمیت شناخته نشود چاره‌ای جز اعتراض ندارند تا شاید حداقل صدایشان شنیده شود.

گفتنی است، معدن کوشک بافق یک معدن با مالکیت خصوصی است که توسط شرکت معدن بافق (سهامی عام) اداره می‌شود و با بیش از ۳۵۰ کارگر در در فاصله ۱۶۵ کیلومتری شرق یزد و ۴۵ کیلومتری شمال شرق شهرستان بافق واقع شده است.

اعتراضات کارگران کارخانه آلومینای جاجرم برای افزایش دستمزد پس از۲۲روزدرپی وعده کارفرما پایان گرفت!

برپایه خبردریافتی آمده است: درپی وعده کارفرما،۲۲۰۰کارگر قراردادی کارخانه آلومینای جاجم پس از۲۲روزبه اعتراضاتشان در واکنش به بی‌توجهی کارفرما نسبت به درخواستشان برای بازنگری در محاسبه حقوق و سایر مزایا ،پایان دادند.

به گزارش ۲۰آذرجاجرم، اعتراضات کارگران کارخانه آلومینای جاجرم برای افزایش دستمزد از صبح روز ۲۷ آبان ماه تا روز یکشنبه ۱۸ آذر ادامه داشت که با پادرمیانی فرماندار، اعضای شورای تامین ،اعضای شورای شهر و مدیر عامل آلومینا و دادن قول هایی در راستای حل حقوق واریزی پایان یافت.

براساس گفته های یکی از نیروهای آلومینا طبق این توافق حق مسکن کارگران از ۲۰ هزار تومان به ۱۸۰ هزار تومان و کارانه که قبلا مبلغ مشخصی نداشت از ۲۰هزار تا ۱۰۰ هزار و برای سرپرستان ۴۰۰ هزار و یک میلیون بود به ۳۰ درصد قرارداد ثابت هر نفر تغییر یافت.

بنا بر اظهارات این کارگر، این توافق نامه در حضور دادستان، فرماندار، شورای تامین، مدیر عامل آلومینا و شواری شهر در مسجد آلومینا به طور رسمی اعلام شده است.

بنابهمین گزارش،این منبع به منظور اطلاع از درستی و یا نادرستی مطالب فوق تماس تلفنی با روابط عمومی کارخانه آلومینای جاجرم برقرار کرد که مسئول روابط عمومی در پاسخ گفت: در جریان این موضوع نیستم و نامه ای در این خصوص به دست ما نرسیده است.

افزایش ۶۰درصدی بدهی ایرلاین‌ها به شرکت نفت

http://www.sharghdaily.ir/News/50210/%D8%AE%D8%A8%D8%B1
به نوشته روزنامه شرق به نقل از خبرگزاری دولتی فارس درتاریخ ۲۰ آذر۹۳ آمده است : بدهی شرکت‌های هواپیمایی به شرکت‌های پالایشی یا شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی از ۵۰۰ میلیاردتومان در ابتدای سال‌جاری، امروز به ۸۰۰میلیاردتومان افزایش یافته است. چندی پیش جعفر قادری، عضو کمیسیون برنامه‌و‌بودجه مجلس در گفت‌وگو با فارس از بدهی ۱۰هزارمیلیاردتومانی پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌ها به وزارت نفت خبر داد و تاکید کرد که وزارت نفت برای وصول مطالبات خود از این واحدها ابزاری در اختیار ندارد. از سوی دیگر خود این واحدها، هم با مشکلاتی مواجه هستند چنان‌که نیروگاه‌ها و شرکت‌های هواپیمایی بدهی خود بابت تحویل سوخت را با این شرکت‌ها تسویه نمی‌کنند.
مصدومیت کارگر ساختمانی، اهمال کارفرما، سکوت قانونpetroshme

بهمن شاهمرادی

https://tabaqe.com/?p=2565

به نوشته سایت طبقه دات کام در ۲۰ آذر ۹۳ آمده است : محمد رضا رضایی کارگر ساختمانی, در تاریخ ۶/۲/۹۳ در اثر گیر کردن دستش در موتور جمع کننده کابل بالابر ثابت ازانگشتان و پشت دست در چند نقطه دچار شکستگی شده است.

این کارگر ۴۲ ساله که بیش از ۲۴ سال در امور ساختمانی تجربه دارد و به دلیل استفاده از فرغون به جایی باکت در حین بالا کشیدن مصالح دچار حادثه شده است, گفت:” دسته فرغون به سقف طبقه پایین گیر کرده بود من با تکان دادن کابل بالابر در پی خلاص کردن فرغون قبل از پاره شدن کابل بودم که فرغون ناگهان خلاص شد و به دلیل شدت حرکت بالابر و ناگهانی بود آن دست من در لای کابل های جمع شده موتور جمع کننده کابل گیر کرد. کارگاه ساختمانی ما که در در حواشی شهرستان بجنورد بود با سختی- به دلیل نبود وسیله حمل و نقل- مرا به بیمارستان امام علی بجنورد مرا منتقل کردند

شایان ذکر است که دست وی که به دلیل شکستگی هایی متعدد از چند نقطه دچار آسیب دیدگی وخیمی  شده بود تحت عمل جراحی قرار گرفت و سه ماه مرخصی استعلاجی به وی تعلق گرفت که البته پس از آن نیز مرخصی تمدید شد.

ولی موضوع اصلی در این حادثه بیمه نبودن وی بوده است. این کارگر ساختمانی چون دارای بیمه تامین اجتماعی نبود از مزایایی استعلاجی نتوانست استفاده کند  و نکته قابل تامل تعیین ۴۰ در صدی سهل انگاری وی توسط کارشناس اداره کار بیمه بوده است.

همچنین  ایشان هیچگونه لوازم ایمنی از جمله کلاه و دستکش در اختیار نداشته است این در صورتی است که ماده ۸۵ قانون کار لوازم حفاظتی را برای کارگران اجباری اعلام کرده است و مطابق ماده ۹۵ مسئولیت اجرا ی مقررات حفاظتی به عهده کارفرما و مسئول کارگاه میباشد.

و یا همچنین بنابر بند ۱۲-۶-۲-۲۱ مبحث دوازدهم مقررات ملی ساختمان که مربوط به ایمنی و حفاظت کار در حین اجرا است باید از جام یا باکت در حمل مصالح توسط بالابر استفاده شود و طبق بند ۱۲-۶-۲-۵ همین منبع متصدی حق هیچگونه کار همزمان در حین کار بر روی بالابر را ندارد.

متاسفانه در چنین حوادثی شاهدیم که حتی همین قانون نصف نیمه هم اجرا نمیشود و با توجه به قرار ندادن ابزار ایمنی و ایجاد کار همزمان در حین کار بر روی بالابر باز هم ۴۰ در صد تقصیر حادثه را بر گردن کارگر می اندازند.
سهم نهادهای سیاسی، دفاعی و امنیتی از  بودجه٩۴

 angry bird etedaal.ir

http://www.sharghdaily.ir/News/50210/%D8%AE%D8%A8%D8%B1

 

به نوشته روزنامه شرق به نقل از خبرگزاری رسمی ایرنا در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است : بررسی و تطبیق لایحه بودجه سال١٣٩٣با لایحه بودجه سال١٣٩۴، نشان از افزایش ۵/٣٢درصدی سهم نهادهای سیاسی، دفاعی و امنیتی در دولت یازدهم دارد. نهادهای سیاسی همچون وزارت کشور، وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه، سهم قابل‌توجهی از بودجه سال١٣٩۴ را به خود اختصاص داده‌اند.  همچنین طبق لایحه بودجه پیشنهادی دولت برای سال آینده، مجموع بودجه نهادهای دفاعی- امنیتی از جمله وزارت دفاع، ستاد مشترک ارتش، ستاد مشترک سپاه، بسیج و ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح جمهوری‌اسلامی ایران ٢٨١میلیون‌و۶٧۴هزارو١٧٠‌ریال پیش‌بینی شده است.  این درحالی است که این رقم در بودجه سال١٣٩٣ معادل ٢٧٢میلیون‌و١٧۶هزارو٢١٢‌ریال بوده و در مجموع سهم این نهادها از اعتبارات، نسبت به سال گذشته با رشد ۵/٣٢درصدی روبه‌رو شده است.
ارقام به میلیون‌ریال ذکر شده است:
میزان بودجه پیشنهادی سال ٩۴
– وزارت اطلاعات ٢٢,۴٧٧,٧١٢
– وزارت کشور ١۴,۴٧٩,۴۶٧
– وزارت امور خارجه ١٠,٢۵٧,۵١٠
– وزارت دفاع ٢۶,۶۴۶,٢۶۶
– ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح ١٨,٧٧٠,۴٢٨
– ستاد مشترک ارتش ۵٣,١٠٩,٠۶۵
– ستاد مشترک سپاه پاسداران ١٧۴,٢٨٩,٢٧٣
– سازمان بسیج ٨,٨۵٩,١٣٨
– نهاد ریاست‌جمهوری ۴,٣٩٩,٩۴٧
– شورایعالی امنیت ملی ١۵٢,٣٠٠
– مجمع‌تشخیص‌مصلحت‌نظام ۵۴۵,۵٠٠
– دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری ٣١,٠١٠
– مجلس شورای‌اسلامی ۵,٣٠٩,٠٠٠
– شورای نگهبان ٨٢۵,۴٢٨
– دبیرخانه جنبش عدم‌تعهد ٢٠,٠٠٠

گزارش خبری؛

شائبه‌هایی درباره دلایل کشته شدن و تشییع جنازه سریع کارگر شهرداری زنجان

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232552

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است :  روز گذشته خبری از کشته شدن یک کارگر میانسال شهرداری زنجان در هنگام انجام کار منتشر شد. این حادثه ساعت ۶ و ۱۵ دقیقه صبح ۱۹ آذرماه بر اثر تصادف یک دستگاه خودرو پراید با این کارگر در محل کار او – حدفاصل میدان فلسطین به سمت پل امام حسین – رخ داد. با توجه به اینکه در حاشیه گزارش پلیس راهنمایی و رانندگی زنجان از این حادثه، به کارگران شهرداری توصیه شده بود برای جلوگیری از تکرار حوادث اینچنینی، از لباس شبرنگ استفاده کنند، خبرنگار ایلنا یک روز پس از این حادثه از مدیر روابط عمومی شهرداری زنجان پرسید که آیا این کارگر میانسال روز گذشته در هنگام وقوع حادثه لباس شبرنگ بر تن داشته است؟

به گزارش ایلنا، «محمد مرادی» مدیر روابط عمومی شهرداری زنجان، هویت کارگر کشته شده را «مهدی باغبانی» معرفی کرد و گفت همانطور که از گزارش پلیس بر می‌آید، بی احتیاطی راننده پراید عامل این حادثه بوده است و بنا بر استعلام شهرداری زنجان، آقای باغبانی در حین حادثه لباس شبرنگ به تن داشته است.

این مقام آگاه با بیان اینکه مهدی باغبانی از کارگران با سابقه ی منطقه ی سه شهرداری زنجان بود، گفت: متاسفانه در چند سال گذشته این چهارمین موردی است که برای کارگان شهرداری اتفاق می افتد.

وی گفت: بر اساس مقررات شهرداری لباس شبرنگ، شلوار، دستکش و چکمه در اختیار کارگران قرار می‌گیرد و این که گفته شده ایشان لباس شبرنگ بر تن نداشتند صحت ندارد.

به گفته ی محمد مرادی به دلیل خطرناک بودن این منطقه برای فعالیت کارگران ترتیبی اتخاذ خواهد شد تا از این پس ماشین های شستشو وظیفه ی نظافت جداول را به عهده بگیرند.

وی افزود: شهرداری منطقه‌ی دو زنجان اخیرا با خرید ماشین های شستشو اقداماتی را در زمینه مکانیزه کردن نظافت جداول شروع کرده که باید در مناطق هم این روش اجرایی شود. اما باید این را هم در نظر بگیریم که استفاده از ماشین های شستشو تا حدی می تواند پاسخگو باشد و به هر حال باید در شرایط ویژه همچنان از نیروی انسانی بهره برد.

چرا تشیع جنازه زود انجام شد

بنابر گزارشهای دریافتی ایلنا از زنجان، پیکر مهدی باغبانی که حوالی ساعت ۶ صبح دیروز کشته شده بود، ظهر روز گذشته و به فاصله‌ی چند ساعت پس از تصادف، تشیع شده است. ایلنا دلیل این این سرعت عمل در تدفین او را از مدیر روابط عمومی شهرداری زنجان جویا شد. وی گفت: ایشان صبح ساعت ۶ تصادف کردند و ساعت ۲ بعدازظهر تشیع شد چون بهشت زهرا متعلق به خود شهرداری است و روند کارها به سرعت صورت می گیرد.
وی درپاسخ به این سوال که آیا جنازه این کارگر نباید به پزشکی قانونی ارجاع می شد، توضیح داد: چون علت فوت مشخص بود دیگر دلیلی برای تعلل در وقت وجود نداشت از این رو شرایط تدفین ایشان به سرعت فراهم شد.

پایان پیام

بازخوانی یک پرونده بزرگ

جای خالی کیفرخواست

 1844_n

http://www.sharghdaily.ir/News/50169/%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%81%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA

 

به نوشته روزنامه شرق در تاریخ ۲۰ آذر۹۳ آمده است :سیزدهم‌آذر سال گذشته و درحالی‌که درست چهارماه از پایان عمر دولت احمدی‌نژاد می‌گذشت، صحن علنی مجلس شاهد رونمایی از یکی از بزرگ‌ترین تخلفات اداری و اقتصادی به‌جامانده از آن دولت بود. گزارش تحقیق‌وتفحص از سازمان تامین‌اجتماعی که برای اولین‌بار ماجرای معاملات بابک زنجانی را به‌طور رسمی مطرح می‌کرد، اگرچه تحت‌تاثیر این نام و حجم گسترده تخلفات مالی پیرامون او و شرکتش، «سورینت قشم» قرار گرفت، اما به همان اندازه و شاید بیش از آن، گویای تخلفاتی دیگر در سایر قسمت‌های سازمان تامین‌اجتماعی بود؛ تخلفاتی که در مقابل آنها از نام معاون‌اول و وزیر کار دولت قبل تا نشان برخی از نمایندگان مجلس به چشم می‌خورد و در شرح جزییات آن نیز از کارت‌هدیه و استخدام غیرقانونی تا استفاده از منابع مالی سازمان برای اهداف انتخاباتی وزیر سابق کار و بستگان سعید مرتضوی مشهود بود. قرائت و انتشار این گزارش، موجی از امیدواری برای رسیدگی به این تخلفات، در جامعه ایجاد کرد؛ موجی که حالا در آستانه یک‌سالگی قرائت این گزارش تاریخی، رو به افول گذاشته است. این را می‌شود از سخنان ماه قبل عضو ارشد هیات تحقیق‌وتفحص از تامین‌اجتماعی دریافت. اواخر مهرماه بود که حسین دهدشتی اعلام کرد نامه‌ای با امضای او و قاضی‌پور و محجوب خطاب به رییس مجلس نوشته شده و در این نامه آمده است: «متاسفانه با گذشت بیش از ۱۰ماه هنوز در این زمینه حکمی صادر نشده که این موضوع می‌تواند جایگاه نظارتی مجلس را مخدوش و تبعات سوء در جامعه ایجاد کند.» دهدشتی در این‌باره گفته بود: «سه‌ماه مقرر گذشته و حالا ما با تخلفی ١٠ماهه در صدور حکم کیفرخواست برای سعید مرتضوی مواجه هستیم. نقد ما این است که چرا این دوستان پاسخ درخوری به خواسته ما نمی‌دهند.» او همچنین به دعوت نماینده قوه‌قضاییه برای حضور در جلسه‌های کمیسیون انرژی اشاره کرد: «سه‌بار از نماینده قوه‌قضاییه خواستیم تا برای شرکت در جلسه‌های کمیسیون انرژی و ارایه برخی اطلاعات درباره بابک زنجانی میهمان ما باشد که هیچ‌بار دعوت ما اجابت نشده است.» حالا و در آستانه اولین سالگرد قرائت این گزارش تاریخی، «شرق» به بازخوانی بندهایی از آن می‌پردازد؛ بندهایی که همچنان در انتظار صدور کیفرخواست و محاکمه متهمان این تخلفات به سر می‌برند.
١) استخدام‌های غیرقانونی
در بخشی از این گزارش درباره به‌کارگیری غیرقانونی افراد در آخرین روزهای عمر دولت سابق آمده بود: «تعداد ۵٠٠نفر حسب مصوبه هیات‌امنا (مصوبه‌ای از هیات‌مدیره مشاهده نشد) به‌دلیل آنچه «اعلام نیاز» سازمان عنوان شد، در ایام پایانی دولت‌دهم فرآیند استخدام را تحت نظارت «وزیر وقت تعاون، کار و امور اجتماعی»آغاز نمودند. آنچه در لیست اولیه استخدام‌شدگان جالب توجه است به‌کارگیری ٩۴نفر در استان گیلان (زادگاه وزیر وقت)، ٧۶نفر در استان یزد (زادگاه مدیرعامل سازمان) و ٢۶نفردر استان مازندران است، ضمن اینکه ١٠۴نیرو از سوی ۶۶ نفر از نمایندگان مجلس و سه‌نفر از سوی آقای‌شیخ‌الاسلامی و دونفر از سوی آقای‌مشایی جهت استخدام معرفی شده بودند.»
٢) پرداخت‌های بلاعوض
براساس آنچه که در گزارش تحقیق‌وتفحص آمده، در طول سال‌های فعالیت دولت قبل، از محل کمک‌های بلاعوض و وام قرض‌الحسنه به بیمه‌شدگان، برای اقداماتی نظیر تیزر تبلیغاتی هدفمندسازی یارانه‌ها و سفرهای استانی و کمک به موسسات فرهنگی خاص دیده می‌شود که برخی از آنها عبارتند از:
– یک‌میلیاردریال به موسسه فرهنگی هنری آهنگ آتیه (سال٨۶)
– ١٧٢میلیون‌ریال به خبرنگاران و روحانیون (سال٨٨)
– ١٠٨میلیون‌ریال بابت ساخت تیزر هدفمندی یارانه‌ها (سال٨٩)
– ٣۶٣میلیون‌ریال بابت هزینه ساخت کلیپ سفرهای استانی و هفته تامین‌اجتماعی (سال٩٠)
– ۵٠٠میلیون‌ریال کارت‌هدیه اختصاصی به آقای‌رحیمی، معاون‌اول وقت رییس‌جمهوری (تاییدیه ٢٢/١/٩٢)
– یک‌میلیاردریال به آقای‌عباسی، سرپرست وقت وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی (تاییدیه ٢٠/١/٩٢)
– یک‌میلیارد به آقای‌شیخ‌الاسلامی، معاون وقت اجتماعی رییس‌جمهور (تاییدیه ٢٠/١/٩٢)ش
– ۵٠٠میلیون‌ریال کارت‌هدیه به آقای‌عباسی، سرپرست وقت وزارتخانه (تحویلی ٨/١/٩٢)
– یکصدمیلیون‌ریال بن فروشگاه رفاه به آقای‌دکترامینی، مدیرعامل خبرگزاری موج (تاییدیه ١٧/٣/٩٢)
– ۴٠٠میلیون‌ریال به ۴٨خانواده نیازمند و فاقد سرپرست استان یزد (تاییدیه ٣١/٢/٩٢)
– آقای‌امیدی‌شهرکی، مدیرعامل ایرنا ١۴٠میلیون‌ریال کارت‌هدیه (تاییدیه ٢۴/٢/٩٢)
– آقای‌صدوقی، دبیر هیات دولت ۵٠میلیون‌ریال کارت‌هدیه (تاییدیه ١٧/٣/٩٢)
– آقای‌شیرمردی، ستاد نمازجمعه تهران یکصدمیلیون‌ریال کارت‌هدیه (تاییدیه١٧/٣/٩٣)
– یکصدمیلیون‌ریال به پرسنل نهاد ریاست‌جمهوری به صورت هدیه (تاییدیه ١٧/٣/٩٢)
– اعطای یک‌میلیاردریال وام قرض‌الحسنه به آقای‌شیخ‌الاسلامی معاون اجتماعی وقت رییس‌جمهور حسب مصوبه هیات‌مدیره سازمان (واریزی ١٢/۵/٩٢ چک شماره۶٢٣۶۵٠ بانک رفاه کارگران)
– ٢٢۵میلیون‌ریال بن رفاه تحویل به آقای‌ضابطی، مدیرکل روابط‌عمومی جهت توزیع بین خبرنگاران (تحویلی ١/۴/٩٢)
– یکصدمیلیون‌ریال بن رفاه دفتر بازرسی ویژه رییس‌جمهوری وقت بابت پاداش گزارش مربوط به تامین‌اجتماعی (تاییدیه ١٧/٣/٩٢)
– ۴٢۶میلیون‌ریال در قالب بن رفاه و ۶١٨میلیون‌و۵٠٠هزارریال وجه نقد به کانون نخبگان عدل تهران (ایتام) حسب درخواست رییس هیات‌مدیره کانون مذکور (تاییدیه ١٨/٣/٩٢)
– ٧٠٠میلیون‌ریال به کانون نخبگان عدل تهران (ایتام) که بخشی از آن هزینه خرید ساختمان شده است (مصوبه هیات‌مدیره) (٣٠/٢/٩٢)
– اختصاص دومیلیاردو۵٠٠میلیون‌ریال (کمک‌هزینه ساخت سالن آموزشی) به کانون نخبگان عدل تهران حسب مصوبه هیات‌مدیره سازمان جهت آموزش ایتام معرفی‌شده از سوی روابط‌عمومی سازمان در سالن مذکور پس از احداث. این کانون در ١۶/٢/١٣٨٨ و تحت شماره ٢۴٠۵٢ و شناسه‌ملی ١٠١٠٣٩۴٧۶٩٩ آقای‌سعید مرتضوی به سمت نایب‌رییس هیات‌مدیره این کانون معرفی و ثبت شده است.
درباره اهدای سکه بهارآزادی و پاداش‌های خاص به مدیران سازمان نیز در این گزارش آمده: «در سال٩١ مدیرعامل و کلیه اعضای هیات‌مدیره شامل آقایان‌سعید مرتضوی، صمدالله فیروزی، بهنام پرهیزگار، علیرضا عسگریان، سیدنورالدین شهنازی‌زاده، علیرضا صابر کوچک‌سرایی و عزیز دولتخواه هریک، ۵٠٠میلیون‌ریال وام قرض‌الحسنه دریافت نمودند. در سال٩٢ نیز آقایان‌عبدالله عمادی و حسین حسنی‌بافرانی هریک مبلغ۵٠٠میلیون‌ریال تسهیلات قرض‌الحسنه دریافت نموده‌اند که در این موضوع طی سال‌های قبل به‌جز سه‌فقره وام ضروری و ودیعه مسکن سابقه‌ای مشاهده نشد.»
از هدایای ویژه‌ای که در این گزارش مورداشاره قرار گرفته، بخشی نیز به نمایندگانی که در تهیه پیش‌نویس قانون جدید تامین‌اجتماعی با این سازمان همکاری کرده بودند، رسیده بود و در این‌باره در گزارش آمده است:
«در کل سال٩١ مبلغ ٠٠٠, ٨۶۶, ٩١٢, ٢٠ریال کارت‌هدیه خریداری و تحت عناوین مختلف توزیع شده است و این در حالی است که در پنج‌ماهه اول سال٩٢ مبلغ ٠٠٠,٠٠٠, ٧٠٢, ١٧ریال کارت‌هدیه، خرید و اعطا شده است. آنچه در شرح عناوین کارت‌های هدیه سال٩٢ مشهود است، اعطای ٠٠٠, ٢٢٢, ۶٢٢, ۴ریال به کسانی است که جهت امورات حقوقی ازجمله پیش‌نویس قانون تامین‌اجتماعی با سازمان همکاری نموده‌اند که اختصاص این مبلغ بابت این موضوع جای تعجب فراوان دارد.»
بخش دیگری از این هدایا نیز در واپسین روزهای عمر دولت سابق و به مناسبت برگزاری جشن سالگرد تاسیس تامین‌اجتماعی به افراد و گروه‌های خاصی تعلق گرفته و در گزارش تحقیق‌وتفحص در این‌باره آمده: «همه موارد فوق در بازه زمانی پنجم لغایت چهاردهم مردادماه سال١٣٩٢» سند خورده است.»
۴) کارت‌هدیه نمایندگان
در ادامه بخش مربوط به هدیه‌ها در این گزارش تصریح شده که «مبلغ یک‌میلیاردو٣٣۵میلیون‌ریال کارت‌هدیه حسب اسناد ثبت‌شده مالی از بودجه در اختیار مدیرعامل سازمان به ٣٧نفر از نمایندگان مجلس (با درج کد در اسناد و بدون ذکر مشخصات) در اردیبهشت‌ماه سال‌جاری سند خورده است.»
۵) موارد خاص:
از جمله دیگر موارد قابل‌توجه در گزارش تحقیق‌وتفحص از سازمان تامین‌اجتماعی نیز می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:
– مبلغ ٠٠٠,٠٠٠, ٣٠٠ریال بابت خرید ٢٠٠٠جلد کتاب تحت عنوان «دوستت دارم مادر» نوشته آقای‌محمدرضا فلاح‌تفتی (از بستگان سعید مرتضوی) که فاقد هرگونه ارتباط با حوزه تامین‌اجتماعی است، خریداری و در مراسم افطاری و برخی برنامه‌های دیگر سازمان در میان حاضران توزیع شده است.
– دوفقره کمک به کانون انجمن‌های صنفی کارگران کوره‌پزخانه‌های استان تهران به مبلغ یک‌میلیارد‌ریال وجه نقد و یک‌میلیاردریال بن رفاه وجود دارد که رسید گیرنده نیز به پیوست است. همچنین پنج‌فقره پرداخت به کانون مذکور یا مسوول آن –آقای‌غلامرضا عباسی- به مجموع یک‌میلیاردو ۶٢۶میلیون‌ریال بابت کمک و هزینه‌های اردو پرداخت شده است. کانون مذکور در سال٩٠ نیز بابت برگزاری همایش آموزشی مبلغ ۶٠٠میلیون‌ریال و برگزاری اردو در مشهدمقدس یکصدمیلیون‌ریال دریافت داشته است. این حجم از کمک به یک کانون در سال‌های اخیر بی‌سابقه بوده و محل مداقه است.
– آقای‌ناصر ناظم، مدیرعامل شرکت «ایران‌مجری» به همراه همسر خویش «خانم فریبا علومی‌یزدی» جهت برگزاری سه‌برنامه (مراسم افطاری سالن اجلاس سران، مراسم افطاری هتل هما و مراسم کلنگ‌زنی بیمارستان شهیدلواسانی) و بابت ساخت انیمیشن و برخی خدمات صوتی و تصویری و پذیرایی مجموعا مبلغ ١/١۶٣/٠٠٠/٠٠٠ریال دریافت نموده‌اند که دلایل همکاری با ایشان به‌رغم وجود مشاور حقوق‌بگیر در سازمان جهت اجرای برنامه‌ها (آقای‌هوشنگ بختیاری) و همچنین مبالغ قراردادهای منعقدشده، محل تامل جدی است.
– مبلغ ۵٠٠میلیون‌ریال بن رفاه در قالب پاکت‌های دومیلیون‌ریالی به شرکت‌کنندگان در جشن مبعث (سالن نگین غرب سازمان) از سوی آقای‌علی روح‌بخش، مشاور اجرایی وقت سازمان اعطاء شده است. این جشن به‌مناسبت آیین افتتاح جبهه متحد کارگران ایران اسلامی (حامی شیخ‌الاسلامی و همسر مرتضوی در انتخابات شورای‌شهر) در روز جمعه١٧/٣/ ٩٢ برگزار شده و در این مراسم آقایان‌شیخ‌الاسلامی و خانم‌هما فلاح‌تفتی (نامزدهای انتخابات شورای‌شهر در حوزه انتخابیه تهران) حاضر بوده‌اند.
– مبلغ ۴۵٠میلیون‌ریال وجه نقد به آقای‌ناصر برهانی، دبیرکل جبهه متحد کارگران ایران اسلامی، بابت فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغاتی و آموزشی پرداخت شده است. جبهه مذکور فاقد ثبت، دفتر رسمی و حداقل‌های قانونی بوده و در ایام انتخابات تاسیس شده است. این جبهه در انتخابات اخیر شورای‌شهر تهران با سرلیستی آقای‌شیخ‌الاسلامی در صحنه سیاسی کشور حاضر شده بود و پس از آن عملا تعطیل شده است. همچنین آگهی تبلیغاتی این جبهه شامل لیست نامزدهای موردحمایت در کل صفحه‌سوم روزنامه خورشید در تاریخ‌های ١٨لغایت ٢٠خرداد٩٢ منتشر شده است. حسب بررسی اسناد دریافتی از روزنامه خورشید وجه آگهی به مبلغ ٧٢٠میلیون‌ریال در اسناد مالی روزنامه مذکور مشاهده نگردید ضمنا روزنامه خورشید در روزهای٢١و٢٢خرداد نیز دوفقره آگهی تمام‌صفحه (صفحه‌سوم به‌صورت کامل رنگی) با عنوان کاندیدای‌های منتخب ستاد مهرپویان چاپ نموده که در این خصوص نیز هیچ سند دریافتی مشاهده نشد.
– بابت چاپ آگهی تشکر کانون‌های کارگری، پوستر شصتمین‌سالگرد سازمان، آگهی جشن تامین‌اجتماعی و همچنین آگهی تقدیر از ۶٠چهره ماندگار به ترتیب ٨٢٠میلیون‌ریال، ٧٣٣میلیون‌ریال، ٨۴٠/۴میلیون‌ریال، ۶٣٨/۴میلیون‌ریال به برخی مطبوعات پرداخت شده است.
– مبلغ ٩۶٠میلیون‌ریال به آقای‌علی‌اکبر خبازها بابت مساعدت به کانون‌عالی کارگران بازنشسته و مستمری‌بگیران سازمان تامین‌اجتماعی پرداخت شده که حسب استعلام اخذشده از خزانه‌دار کانون مذکور، مبلغ یادشده تحویل این کانون نگردیده است.
– جهت پیش‌نویس لایحه قانون جامع و مشاوره و تهیه گزارش در امور شورای حفظ حقوق و اموال سازمان به (چهارنفر حقوقدان) نیز مبالغی پرداخت شده است.

 

کارگران از نبودن ایمنی حین کار و بی تفاوتی کارفرما سخن می گویند!

بهمن شاهمرادی

https://tabaqe.com/?p=2561

به نوشته سایت طبقه دات کام در ۲۰ آذر ۹۳ آمده است : شرکت سبک سازان شرق که کارخانه تولید بلوک هایی بتن سبک یا همان هبلکس است , در فاصله ۶ کیلومتری شهرستان بجنورد و در شهرک صنعتی بیدک مشغول به فعالیت است.

با آن که مدت زمان زیادی از تاسیس این شرکت  نگذشته است ولی به دلیل خرید ماشین آلات کهنه و دست چندم میزان صدمات حین کار و جرح کارگران در این شرکت به شدت بالا بوده است,  به طوری که در سال جاری ۶ تن از کارگران این شرکت در حین کار دچار آسیب دیده گی های جدی شده اند.

کارگر جوان ۳-۲۲ ساله که نخواست نامش فاش شود و در  اردیبهشت امسال به دلیل خراب شدن فشار سنج باد پمپ آهک دچار مصدومیت از ناحیه چشم شده است در شرح واقعه مصدومیت خود گفت: “مثل هر صبح در محیط کارگاه مشغول بکار شدیم که ناگهان فشار ریختن آهک بالا گرفت و آهک به چشمان من ریخته شد پس از این حادثه و در قبال این سوال از مسئولان شرکت  که مگر عینک و تجهیزات ایمنی ندارید آن ها  پاسخ دادند: تو کارگاه نه عینک نه کلاه و نه هیچ چیز ایمنی دیگه ای وجود نداره. اینجا کشتارگاه است!

این کارگر همچنین   در پاسخ به سوال از  وضیعت چشمان اش گفت: “تقریبا دارم نابینا میشم دیگه. و هر روز هم به دلیل ندادن پول دیه و یا حداقل غرامت و یا هزینه های پزشکی زمان عمل ام به عقب می افته! ”

و وقتی ازش می پرسیم که چرا با هزینه خودت چشمانت را عمل نمیکنی تا بعدا هزینه هایی پزشکیت را از کارفرما  بگیری می گوید: “من الان از کارم به دلیل کم بینا شدن اخراج شدم و با امید به این که بعد بهبودی بتونم برگردم سر کار از دست کارفرما شکایت هم نکردم”

و در پاسخ به این سوال که از بین دیه, غرامت گرفتن هزینه های پزشکی و یا دنبال از کار افتاده محسوب شدن یا حداقل گرفتن حقوق بیکاری دنبال کدوم یک رفتی می گوید: “فقط دیه میخوام بگیرم تا هزینه هایی پزشکیم و عمل جور شه. قرار گذاشتم با خودم هر چی از پول دیه بمونه بعد این که کارم رو بهم برگردون اند واسه خودم و بچه ها وسایل ایمنی بخرم”

متاسفانه کارخانه‌ای با حجم تولید بسیار بالا که قابلیت ساپورت و فروش در سه استان خراسان رضوی, شمالی و جنوبی را دارد فاقد واحد ایمنی است و شرایط ایمنی کار بسیار پایین است.

شایان ذکر است  در آخرین اتفاق در این کارگاه میلاد سعادتی در اواسط آبان ماه در اثر پارگی کابل جرثقیل که منجر به افتادن باکس بتن ها بر روی وی شد دچار آسیب دیدگی هایی بسیار جدی و شکستگی هایی متعدد شده است و در تلاش هستیم تا بتوانیم گزارشی از وضعیت این کارگر نیست تهیه کنیم.

مرجع:طبقه دات کام

با وجود هشدار رسانه‌ای؛

سه کارگر پارس جنوبی براثر تنفس «گاز ترش» مسموم شدند

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232519

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است :  منابع خبری ایلنا در منطقه پارس جنوبی از گاز گرفتگی سه کارگر بهره‌بردار پروژه‌های پالایشگاهی فازهای ۱۷ و ۱۸عسلویه بر اثر تنفس گاز ترش در روز ۱۸ آذر خبر می‌دهند.

منابع کارگری به ایلنا گفته‌اند مصدومیت این سه کارگر حوالی ساعت ۱۱ پس از آن اتفاق افتاد که سه کارگر شرکت پیمانکاری «ایدرو» مجری پروژه های شرکت  «i.g.c » در پارس جنوبی حین انجام کار بر اثر نشتی یکی از لوله‌های منطقه عملیاتی دچار گاز گرفتگی شدند.

یکی از اعضای اتحادیه نیروی کار پروژ‌ه‌ای ایران درباره این حادثه گفت: پیش از این اعضای این نهاد کارگری با انتشار طلاعیه‌ای از خطرات احتمالی نشتی این لوله‌ها هشدار داده بودند. در این نامه، دلیل افزایش حوادث شغلی در این منطقه «کاهش نظارت‌های کنترل کیفی بر عملکرد پیمانکاران تاسیات‌ فازهای ۱۷ و ۱۸منطقه ویژه پارس جنوبی» ذکر شده بود.

این کارگر امروز به ایلنا گفت: این لوله‌ها هنوز تاسیسات مورد نظر را برای بهره‌برداری ندارند و نیروهای بهره بردار برای خارج کردن گاز، به این لوله‌ها گاز ترش تزریق می‌کنند.

به گفته وی، پس از نشت گاز همه کارگران از محوطه خارج شده‌ بودند اما سه کارگری که کار بهره‌برداری را انجام می‌دادند در محل حاضر بودند و دچار مسمومیت شدند.

حال این سه کارگر وخیم گزارش شده است.

این فعال کارگری افزود: بعد از انتقال این سه کارگر برای درمان، هیچ گزارشی از محل بستری و وضعیت مصدومان (که آیا زنده مانده‌اند یا خیر) در دست نداریم.

این منبع خبری، با ناکافی خواندن امکانات درمانی موجود در منطقه عسلویه گفت: به دلیل نارسایی‌هایی که در بخش درمان منطقه پارس جنوبی وجود دارد، بیشتر حوادث ناشی از کار منجر به فوت کارگران می‌شود.

به گفته وی، صرف نظر از خطراتی که بابت آلوده بودن هوای منطقه پارس جنوبی متوجه سلامتی کارگران و ساکنان منطقه است، کارگران شاغل در پروژه‌های پارس جنوبی به دلیل ماهیت کارشان روزانه در معرض جدی حوادث شغلی قرار دارند.

پایان پیام

روایت حسین دهدشتی از پیگیری پرونده تحقیق و تفحص از تامین اجتماعی

تفاوت‌ها و شباهت‌های زنجانی و مرتضوی

آمنه شیرافکنsaied-mortezavi

 

 

http://www.sharghdaily.ir/News/50167

 

به نوشته روزنامه شرق در تاریخ ۲۰ آذر۹۳ آمده است : سال پیش همین موقع کمیته تحقیق‌وتفحص از تامین‌اجتماعی گزارش مبسوطی به نمایندگان ارایه داد. لوح فشرده مستندات به‌دست‌آمده از تفحص، یک روز پیش از قرائت در صحن علنی در کازیه نمایندگان قرار داده شده بود. «سی‌دی»‌ای که مستندات ٨٠هزارصفحه‌ای به‌دست‌آمده را گزارش می‌کرد و گزارش ٨٠صفحه‌ای که کپی آن در اختیار نمایندگان و هیات‌رییسه قرار گرفته بود. گزارش خوانده شد و نشان از تخلف در سال‌های مدیریت سعید مرتضوی در سازمان تامین‌اجتماعی داشت. مدیری که به شکل عجیبی مورد علاقه شخص محمود احمدی‌نژاد بود و حتی حذف وزیر کار، او را از حمایت بی‌دریغش باز نداشت: حمایتی که در نهایت دود آن در چشم مردمی رفت که بااعتماد، منابع مالی‌شان را به سازمان تامین‌اجتماعی سپرده بودند و هیچ نمی‌دانستند که قرار است چه حاتم‌بخشی‌هایی در این سازمان اتفاق بیفتد؛ از بذل‌وبخشش به مدیران دولت گرفته تا خرج‌وبرج در امور انتخاباتی به‌نفع همسر.
اینها تنها بخشی از موارد مطرح در پرونده تامین‌اجتماعی است. حالا «حسین دهدشتی»، عضو کمیته تفحص از تامین‌اجتماعی در گفت‌وگویی مبسوط با «شرق» به مرور همه جزییاتی پرداخته که شاید برخی از آن برای نخستین‌بار مطرح می‌شود. از روایت حال‌وهوای روحی و روانی سعید مرتضوی و بابک زنجانی در جلسه‌های مشترک با کمیسیون انرژی مجلس گرفته تا جزییات تازه‌ای از تخلف‌های مندرج در این پرونده. البته بخشی از سخنان دهدشتی معطوف دلخوری‌هاست؛ دلخوری از فرآیند کُند رسیدگی به پرونده تامین‌اجتماعی و عدم‌رسیدگی به تخلف برخی که مستندات موردنظر آن ضمیمه پرونده تفحص شده بود، نگران خروج برخی از مدیران مرتبط در مساله تخلف‌ها از کشور است و ردپاهایی که رفته‌رفته کمرنگ‌تر خواهد شد.
دهدشتی درباره اینکه چطور وزارت نفت و حراست و مسوولان امنیتی از ١۵پرونده تخلف پیشین بابک زنجانی بی‌اطلاع بوده و مراتب امر را به مسوولان نگفته بودند، به «برخی توصیه‌ها» اشاره دارد، همان توصیه‌هایی که نویدبخش، شبکه حمایتی قوی از بابک زنجانی بوده. نماینده آبادان درباره تخلف مرتضوی در موضوع حمایت مالی غیرمستقیم از همسرش نیز گفته: «پرداخت‌هایی غیرمستقیم و با اهداف انتخاباتی صورت گرفته.» اشاره او به نامزدی همسر سعید مرتضوی در انتخابات شوراهای  شهر گذشته است و برگزاری برخی مراسم مربوط به انتخابات از جیب بیت‌المال.
بررسی تفاوت و شباهت زنجانی و مرتضوی و اینکه این دوچطور در تخلف سازمان تامین‌اجتماعی پای قرارداد ١٧هزارمیلیاردتومانی نشستند، از دیگر محورهای گفت‌و‌گو است. دهدشتی، مرتضوی را در گفت‌وگوهای نزدیک کمی دستپاچه دیده اما زنجانی به روایت او با اعتمادبه‌نفس و با آرامش در جلسه‌های کمیسیون حاضر می‌شده، اعتماد‌به‌نفسی که بدون‌شک از اعتماد او به شبکه حمایتی‌اش ناشی می‌شد. با این حال، گاه‌وبیگاه مرتضوی از اطلاعات تیم تفحص متعجب بوده؛ چه آنجا که به دیدار زودهنگام کمیته تفحص با زنجانی و گرفتن یکسری اطلاعات از او اشاره می‌شود و چه آنجا که نمایندگان از او درباره دلایل بذل‌وبخشش‌های مالی کانون نخبگان عدل تهران می‌پرسند، انجمنی که مرتضوی، نایب‌رییس آن بوده و در دوره مدیریتش کمک‌های زیادی‌به همین خیریه صورت گرفته است.
حسین دهدشتی از جمله نمایندگان پیگیر پرونده زنجانی و سعید مرتضوی در مجلس است و با وجود برخی تهدیدها از همان ابتدای کار تا به اینجا، پای پیگیری این پرونده‌ها ایستاده، اما حالا از گوشه‌وکنار، مردم حوزه انتخابیه‌اش به او نقد دارند که پس نتیجه این‌همه پیگیری‌ها به کجا رسیده؟ پاسخی که بدون‌شک، دهدشتی جوابی برای آن ندارد.

‌از شعبه رسیدگی به پرونده مرتضوی چه خبر؟
پرونده‌های سنگینی آنجا در دست بازپرس است که حالا به‌نوعی بازپرس شعبه١۵ تقاضای کمک کرده بود تا تعدادی بازپرس دیگر در بررسی‌ها کمکش کنند.
‌به‌طورکلی رسیدگی به پرونده مرتضوی در موضوع تامین‌اجتماعی را چطور ارزیابی می‌کنید؟
اعتقاد ما این است که گزارش یک‌سال پیش (از ١٣آذر بود) در مجلس قرائت شد و طبق قانون باید سه‌ماه بعد نتیجه رسیدگی در دستگاه قضایی مشخص شود. حتی در این مدت هم اگر مشکلی داشتند هم باید از مجلس و نمایندگان درخواست می‌کردند. تا آنجایی که می‌دانم در یکی،دوماه اخیر مکاتباتی با دیوان محاسبات داشتند که پاسخ‌هایی داده؛ مثلا یکی بحث آن موارد غیرشمولی که آقای‌مرتضوی مدعی بود که قانونی بوده اما دیوان محاسبات به صراحت عنوان کرده که این کلا غیرقانونی بوده و اصلا چنین چیزی نداریم. اصل قضیه غیرقانونی بوده؛ یعنی مجوزهای لازم نداشتند، بازرسی هم حالا گزارش‌های مفصلی داده، اما از کم‌وکیفش اطلاعی ندارم. شاید می‌شود گفت گزارش این‌دو مرجع باعث رسیدگی جدی‌تر روی روند پرونده می‌شود و زوایای دیگر را هم بررسی می‌کند.
‌یعنی درواقع در آستانه یک‌سالگی گزارش مجلس، دوگزارش دیگر هم به قوه‌قضاییه رسیده؟
بله. البته گزارش دیوان محاسبات چندخط توضیح بوده اما گزارش بازرسی گزارش مفصلی است که بدون تردید در تکمیل گزارش ما از تامین‌اجتماعی موثر خواهد بود.
‌در پرونده زنجانی تا به اینجای کار افراد زیادی بازجویی و بازداشت شده‌اند، آیا خبر دارید که در موضوع تخلف مرتضوی در تامین‌اجتماعی اتفاق مشابهی افتاده باشد؟
بررسی‌های ما نشان داده کسانی‌که به‌نوعی با این تحقیق‌وتفحص در ارتباط بودند، حالا یا به‌نوعی ابهام در عملکردشان بود، یا دست‌کم از برخی جریان‌ها و مسایل مطلع بودند، هنوز احضار نشده‌اند.
می‌توانید اسم ببرید؟
نه. اسم نمی‌برم. چون در سازمان تامین‌اجتماعی مسوولانی بودند که پول‌هایی به واسطه آنها در زمان مدیریت‌شان ردوبدل و جابه‌جا شده و دستورهایی گرفته شده است. البته آن موقع نشد تا وارد جزییات مسایل شویم، اما در کلیات مشخص بود که تخلفی صورت گرفته.
‌یعنی آنها کارشان را ادامه می‌دهند؟
بله، ادامه می‌دهند. عده‌ای هم به‌نظر می‌آید که مقداری خودشان را کنار کشیدند تا رفته‌رفته این قضیه به فراموشی سپرده شود و به اصطلاح آب‌ها از آسیاب بیفتد.
‌تراز مدیریتی این افراد چطور بوده؟
اغلب مدیرانی از رده‌های میانی بودند.
‌این افراد تا چه میزان درگیر تخلف در پرونده تامین‌اجتماعی بودند؟
ببینید، بعضی‌هایشان را نمی‌توانیم بگوییم که متخلف بودند، ولی می‌گوییم که قطعا از برخی تخلف‌ها مطلع بوده‌اند و در روند بررسی و رسیدگی به پرونده آنها باید مشخص ‌شود که تخلفی داشته‌اند یا نه. انتظار ما این است که سیستم قضایی، دست‌کم در مرحله جمع‌آوری اطلاعات اقدام لازم را هرچه سریع‌تر انجام دهد. چون این افراد معمولا حتی ممکن است از کشور خارج یا ممکن است به فراموشی سپرده شوند، حتی ممکن است زدوبندهایی داشته باشند. اما ما تا به حال هیچ‌حکمی در مورد آقای‌مرتضوی در موضوع تامین‌اجتماعی نداشته‌ایم.
 ‌ خب، در کهریزک که البته ایشان از قضاوت برکنار شدند؟
خب فقط همین.
 ‌فکر می‌کنید باید بیش از اینها برخورد می‌شد؟
قطعا همین‌طور است. پرونده‌های ایشان سنگین است، ما می‌گوییم مسایل کوچکی در جامعه اتفاق می‌افتد، فردی به‌خاطر یک چک صدهزارتومانی به راحتی بازداشت می‌شود، ولی در مورد مرتضوی می‌بینیم که راحت دارد تردد می‌کند و این اصلا انعکاس خوبی برای جامعه ندارد.
‌حرف‌های او را چطور ارزیابی می‌کنید؟
مرتضوی خیلی جاها حرف‌های نسنجیده‌ای می‌زند و خیلی هم رسیدگی نمی‌شود. در موضوع پرونده تخلف مرتضوی در بخش تامین‌اجتماعی ما مدام با سوال شهروندان مواجه هستیم، حتی در حوزه انتخابیه مدام زیرسوالیم که این‌همه برای پیگیری پرونده مرتضوی وقت گذاشتید و چه بازخوردی داشت؟ این پرونده یک پرونده ملی است و در سرنوشت مملکت، اثرگذار است. افکارعمومی درباره نتایج پرونده مرتضوی در تامین‌اجتماعی سوال‌های زیادی دارد، از تخلف‌های صورت‌گرفته در سازمان بازنشستگی تا صندوق بازنشستگی. مردم در حوزه‌ انتخابیه‌ام می‌گویند که اصلا چه فایده دارد که شما این تحقیق‌وتفحص را دنبال کردی؟ آیا بهتر نبود شما به‌دنبال مسایل منطقه خودت می‌رفتی؟ متاسفانه به ما ثابت شده که تفحص‌ها چندان ضمانت اجرایی ندارند و به سرعت به نتیجه نمی‌رسند، این یک اشکال است که ما باید رفع کنیم، ولی این پرونده (بحث تحقیق‌وتفحص از تامین‌اجتماعی) به‌نظرم یکی از بی‌نظیرترین تحقیق‌وتفحص‌هایی بود که در مدت سه‌ماه اجرایی شد.
‌تفحص از تامین‌اجتماعی و رسیدگی به انبوه تخلف‌ها درست از چه زمانی کلید خورد؟
دقیقا از روز برکناری آقای‌شیخ‌الاسلامی، وزیر کار در مجلس (سال٩١)، یعنی روزی که استیضاح شکل گرفت، ما همان موقع پیش‌بینی کردیم که بعد از استیضاح، وزیر عزل می‌شود، اما ایشان-  سعید مرتضوی- سر جایش می‌ماند و همین هم شد. فکر می‌کنم ٢۴یا ۴٨ساعت بعدش، تحقیق‌وتفحص از سازمان را با امضای ١١نفر کلید زدیم؛ آقای‌دکتر توکلی و آقای‌قاضی‌پور بود و تعدادی از دوستان دیگر… که بعد روند مقدمات به انتخابات ریاست‌جمهوری خورد و مقداری به تاخیر افتاد تا عملا شهریور٩٢ کار را شروع کردیم؛ یعنی تحقیق‌وتفحص شکل گرفت و کار رسما از شهریور شروع شد. ١٣آذر بود که گزارش نهایی‌ به صحن مجلس آمد، یعنی حدودا سه‌ماه طول کشید.
ما خودمان خیلی امیدوار بودیم که با این مستندات دقیق و متقن، سریعا ترتیب‌اثر داده شود، منظورم تمام پرداخت‌هایی بود که آقای مرتضوی به اشتباه انجام داده بودند، از پرداخت منابع مالی به معاون اول رییس‌جمهوری گرفته تا وزیر و خیلی افراد. حتی به خانم خودش هم کمک‌هایی کرده بود، البته خیلی هوشمندانه و به طور غیرمستقیم، بحث انتخابات بود و تمام ابعاد تخلف هم محرز شده بود. حتی ادعایی که ایشان در مورد پرداخت مسایل مالی به نماینده‌ها داشته هم در پرونده آمده اگرچه ما واقعا سند و مدرکی در این زمینه به دست نیاوردیم. همان پنج‌فقره چکی که در خصوص بابک زنجانی داده، خب این مشخص است، تخلف او در این بخش‌ها موضوع محرزی است و واقعا متعجبم که چرا اصلا هیچ برخوردی نمی‌شود. ١٧هزارمیلیاردتومان که تقریبا ۴٠٠میلیارد «ین» ژاپن می‌شود، قرارداد کوچکی نبوده، درست است که جلو تخلف را گرفتیم اما نیت، مهم بوده و اینکه دوطرف- زنجانی و مرتضوی- نسبت به انعقاد تفاهمنامه اقدام کرده و اتفاقا با کمال افتخار تمام اسناد آن‌را در ویژه‌نامه خورشید منتشر کرده‌اند؛ معامله‌ای که در قالب پنج‌چک ردوبدل شد و به‌موقع جلو پیشرفت آن گرفته شد.
‌می‌شود شفاف کنید کمک مرتضوی به خانمش دقیقا در چه بخش‌هایی بوده، مستقیم بوده یا غیرمستقیم؟
در بحث خانم آقای مرتضوی، من یادم نمی‌آید که به‌شخصه به خانمش مبلغی کمک کرده باشد، ولی بحث انتخابات و مراسم مختلفی بود که با اهداف انتخاباتی با پول سازمان برگزار و به عناوین مختلف سندسازی شده بود، وقتی پیگیر می‌شدیم، دیدیم که بله، برای مراسمی که حالا برای انتخابات شورای‌شهر بود، عملا هزینه شده بود. به این‌ترتیب برای همسر آقای‌مرتضوی در برخی قالب‌ها و با اهداف انتخاباتی هزینه شده بود.
یعنی در قالب مراسمی که خود سازمان برگزار می‌کرده، غیرمستقیم یک جوری بحث انتخابات را مطرح می‌کرد.
بله. یا هدایایی که داده می‌شد، به افراد خاصی در آن مراسم‌ها داده می‌شد. به‌نظر می‌آمد که جنبه سوئی داشته.
‌خب، در مورد پنج‌چک تامین‌اجتماعی و قراردادی که به ین ژاپن نوشته شده‌ بود، با شخص مرتضوی گفت‌و‌گویی داشتید؟
بله. اصلا ادعا می‌کرد این چک اعتباری ندارد. آن‌موقعی که ما ایشان را خواستیم و به جلسه تحقیق‌وتفحص آمد، می‌گفت این چک‌ها چون به ین ژاپن نوشته شده، هیچ اعتباری ندارد. گفتم یعنی شما زرنگ‌تر از آقای‌بابک زنجانی بودید؟ تازه چک، چک شخصی که نبوده، چک سازمان تامین‌اجتماعی بوده… این چک‌ها به هرشکل جزو اموال و املاک مستندات اوراق بهادار خود سازمان بوده است.
‌تصویری که شما به عنوان یک شهروند از آقای‌مرتضوی دارید، چه بود- اصلا ماجرای نماینده‌بودن شما به کنار- می‌خواهیم به عنوان یک‌شهروند ببینیم وقتی مقابل مرتضوی نشستید، چه حسی داشتید؛ آن‌هم وقتی از آن میزان تخلف مطلع شده بودید؟
آقای‌مرتضوی وقتی در جایگاه‌های خاصی قرار داشته و در مناصب خاصی بوده، خیلی مقتدرانه حکم می‌داده، اما زمانی‌که ما ایشان را خواستیم تا توضیحاتی درباره ابعاد پرونده ارایه دهد، واکنش‌ها عجیب بود. جلسه ما در واقع یک‌جلسه خیلی راحت بود (نه اینکه سیستم امنیتی باشد) اما ایشان به‌شدت می‌ترسید. یعنی به‌شدت خودش را باخته بود و این نکته در ذهن من ثبت شد. چون به‌هرحال خیلی از افراد هستند، مثلا مسوولان در موقعیت‌های مختلف بنا بر شرایط و مصالحی یک‌سری اقداماتی می‌کنند، کمااینکه ما در زمان جنگ داشتیم، در بحران‌های خاصی داشتیم که خیلی هم راحت می‌آمدند و دفاع می‌کردند و مسایل را توضیح می‌دادند، ولی ایشان مدام توجیه می‌کرد. هیچ مستنداتی نداشت و فقط صرفا مسایل مطرح‌شده را رد می‌کرد و کامل خودش را باخته بود. من اصلا تعجب کردم که چنین شخصیتی اینطور در یک‌جلسه ساده برخورد می‌کند، واقعیتش را بخواهید دلم هم برایش سوخت؛ یعنی تا این حد که چطور می‌شود افراد در موقعیت‌های مختلف طوری برخورد می‌کنند که خروجی‌اش چنین رفتارهایی می‌شود.
‌فکر نمی‌کنید یک‌جور سیستم دفاعی بوده؟
نه‌. اصلا خودش را باخته بود، با اینکه ما خیلی راحت می‌گفتیم و جلسه خیلی خودمانی برگزار شده بود. ما اصلا قبل از اینکه گزارش تنظیم شود، مواردی که مستقیم از ایشان نام‌برده می‌شد را به ایشان دادیم، یعنی گفتیم این گزارش و هرچیز دیگری هم که می‌خواهی هست و شما مستندات ما را مطالعه کن و اگر برای رفع ابهام مطلبی داری بگو که ما در نظر بگیریم که ایشان یک‌جوابیه کلی‌گویی برای کمیسیون فرستاده بود که به‌هرحال جمع‌بندی شود.
‌در آن جلسه هم چیز خاصی مطرح نکرد؟
نه، چیز خاصی نبود. البته موارد را هرچیزی که گفته همه را مکتوب داریم‌. حتی هرموضوعی که مطرح می‌کردیم، مدام به مساله پرداخت پول به نماینده‌ها اشاره کرد، من این مبالغ را به نماینده‌ها هم داده‌ام بعد گفتیم ما اتفاقا جلوجلو گفتیم… گفتیم بله اطلاع داریم، حتی ما قبل از این با آقای‌لاریجانی هم صحبت کرده بودیم که ایشان چنین ادعایی دارد، آقای‌لاریجانی هم مصر بود که اگر دارد، فهرستی از او بگیرید؛ مشخص شود. ولی در همان جلسه هم ایشان برگه‌هایی باهاشان بود که به‌صورت کُد نوشته بود و در واقع چیزی نگفت و فقط ادعا بود که بله، یک‌سری گرفتند، مبالغ متفاوت مثلا از ٣٠٠هزارتومان، ۵٠٠هزارتومان تا… مثلا پنج‌میلیون‌و٢٠میلیون‌ و اینها که خیلی به ندرت مبالغ بالایی بود. ولی به هر حال بود و تا الان هم که ما گفتیم، هیچ‌کدام مدرکی را ارایه نکردند.
‌حضور مرتضوی در سازمان تامین‌اجتماعی بعد از حکم دیوان تخلف اداری بوده و باید امکان هر نوع مدیریتی از ایشان سلب می‌شد که نشد، تکلیف قراردادها و دستورهای ایشان در زمانی که هیچ مسوولیتی برعهده نداشته و غیرقانونی در تامین‌اجتماعی حکم می‌دادند، چه می‌شود؟
خب، وقتی که حکم داده، تمام اسنادی را که ایشان امضا کند، عملا غیرقانونی بوده. ما یک بحث جدی داشتیم، بحث حقوقی است که ایشان زمانی که خلع شده، اصلا هیچ‌گونه اختیاری نداشته، هرچند که ایشان بعد از آن مدعی شد که من به‌عنوان سرپرست امضا کردم، ولی مستندات نشان می‌داد که اصلا به‌عنوان سرپرست نبود، او در همان موقع- حتی زمانی که به حکم دیوان برکنار شده بود- خیلی صراحتا مکاتبه‌هایی با نماینده‌ها انجام داده و همه را بدون ذکر سرپرست سازمان تامین‌اجتماعی، امضا می‌کرد.
‌مجلس و دستگاه‌های مسوول آنقدر سکوت کردند که حالا مرتضوی از طلب ۶٨میلیونی‌اش از سازمان تامین‌اجتماعی سخن گفته؟
بالاخره این هم یک شیوه‌ای است دیگر. اشکالی ندارد. اگر واقعا ایشان محق هستند آن مبلغ را  به او بدهند، ولی باید مرتضوی بدهکاری‌ و تخلفاتش را جبران کند. چون تمام چیزهای خارج از شمولی که ایشان پرداخت کرده، -تا جایی‌که رسیدگی کردیم و دیوان محاسبات تاکید دارد- اصلا خلاف‌قانون بوده؛ یعنی ایشان موظف است پول‌ها را به جیب مردم و سازمان تامین‌اجتماعی بازگرداند.
‌عمده‌ترین تخلف‌های مالی مرتضوی چه بوده؟
رقم‌ها متفاوت است و تخلف‌ها زیاد. اما رقم‌هایی که به مسوولان، به وزرا و دفتر خود معاون اول داده کاملا غیرقانونی بوده، این رقم‌ها خیلی بالاست. فکر می‌کنم به چندمیلیارد می‌رسد.
‌درمورد شخص وزیر وقت کار و رفاه چطور؟ آیا پرونده آقای شیخ‌الاسلام هم در حال بررسی است؟
اعتقادمان این بود که ایشان حتی روی بحث عزل‌ونصب و نظارت بر مرتضوی هم هیچ اختیاری نداشت، کمااینکه قبل از استیضاح هم جلسه‌ای با ایشان داشتیم؛ به اتفاق خیلی از نمایندگان بنا بود که ایشان متقاعد شده و قضیه به‌هرحال جمع شود. با وجود اینکه ایشان در همان جلسه قول داد، اما عملا دیگر دیدیم که توان مدیریت ندارد. نقد دیگر ما این بود که ایشان به هر شکل در برابر قراردادها و تخلف‌های شخص آقای‌مرتضوی هم مسوول است و باید در این زمینه بررسی می‌کرد.
‌یعنی شخص وزیر هم بر رییس سازمان تامین‌اجتماعی نظارت نداشت؟
بله، مشخص بود که این قضیه به جای دیگر مربوط است و وزیر هم اختیاری ندارند. در مورد شخص آقای شیخ‌الاسلام همان‌طور که در گزارش هم آمد، ایشان یک‌وامی گرفته بودند که البته خلاف قانون بود، ولی بلافاصله ایشان پیغام داد که من این وام را برمی‌گردانم و در واقع برگرداند و ما با این حال چون لازم بود که اینها به اطلاع مردم برسد، در گزارش آوردیم. قبل از چاپ گزارش، ایشان پول را برگردانده بود، ولی مطلب درج شد که اصل امانت‌داری رعایت شده باشد.
‌اگر خاطرتان باشد، خبری هم درباره استخدام فله‌ای نیروی انسانی در پایان مدیریت ایشان مطرح بود، آیا این خبر صحت داشت؟
یکی از مشکلاتی که آقای مرتضوی داشت و ما هم آن را رصد کردیم، این بود که اولا اعوان و انصار زیادی داشت. البته شگردهایش هم زیاد بود. در همین تامین‌اجتماعی بعضی‌ها را ممکن است به واسطه نمایندگانش جذب کرده باشد. یک‌وقت‌هایی شما روی افرادی نظر داری که می‌خواهی اینها را استخدام کنی و بعد اینها را هدایت کنی به سمت نمایندگان، برای استخدام گاهی نماینده، فرد را تایید می‌کند، کمااینکه الان هم خیلی نمایندگان برای اشتغال نامه می‌نویسند. اما در این موارد استخدامی قسمت اعظمش در زادگاه خودش در استان یزد بود. البته ایشان ده‌هانفر هم قبل از اینکه بیایند در سازمان، با خودشان به سازمان قاچاق کالا و ارز برده بودند و جالب است که همین نفرات از اطرافیان خودش را در آنجاها تزریق کرده بوده و بعد از اینکه به سازمان آمد، خیلی از اینها را هم به سازمان آورد. یعنی اینها به هر حال افراد خاصی بودند. فکر می‌کنم خیلی‌ها – البته نه همه‌شان- را بعد از ستاد قاچاق کالا و ارز به سازمان تامین‌اجتماعی برد. یعنی مرتضوی از فرصت جایگاه استفاده تمام و کمال کرده است. البته این موضوع با ورود هر مدیر به سازمان، طبیعی است، اما ورود مرتضوی همزمان بوده با ورود نیروهای جدید به این سازمان. بالاخره فضای خیلی راحتی دیده بوده که حالا هر کاری دلش بخواهد انجام دهد.
‌ماجرای خیریه عدل و کمک‌های مالی به این نهاد خیریه هم از نکات بارز گزارش بود، به‌ویژه اینکه شخص مرتضوی نایب‌رییس خیریه بود و درواقع خودش به نهاد خیریه تحت‌نظرش کمک مالی کرده بود.
جالب است که ما این را با خودش مطرح کردیم؛ اول گفتیم مثل اینکه شما به یک موسسه خیریه کمک کردید. بعد ایشان کلی توضیح داد: اولش که بله، یک موسسه خیریه بوده که یک‌سری از خیران و قضات آن را راه انداختند و ما هم آمدیم کمک کردیم و ساخت‌وساز کردیم و این‌چیزها. که بعد گفتیم شما هیچ ارتباطی با این موسسه نداشتی، گفت نه. بعد گفتیم خب چطور در اساسنامه‌اش اسم شما هم قید شده، ایشان رنگش پرید و فکر نمی‌کرد که ما این اطلاعات را داشته باشیم. که بعد دیگر یک مقدار افکارش به هم ریخت.
‌واکنش‌های بعدی‌اش چه بود؟
رسما هیچ پاسخی نداشت. سوال ما مشخص بود و صحبت‌هایی که کرد با مستندات ما مغایر بود. یعنی نشان می‌داد که مستندات موجود با واقعیتی که اتفاق افتاده متفاوت است. این خودش یک تخلف دیگر بود.
‌نظیر ماجرای این خیریه عدل، انواع بندهای دیگر در گزارش شما بود و حالا در یک‌سالگی گزارش تفحص، آیا مشخص شده که خاطیان به چه سرنوشتی دچار شده‌اند؟
اینها مربوط به قوه‌قضاییه و جزو وظایف آنهاست. چون اینها مسایل حقوقی و قضایی است، به هر شکل با جرم‌ها و تخلفات -که برخی از آن اداری است- باید برخورد اداری کرد. اما برخی از این‌ها هم تخلف قضایی است که آن دیگر جرایم و محکومیت‌های خاص خودش را دارد. اما حالا با گذشت این مدت، ما گله‌مندیم چون زمانی این پول‌ها هزینه شده که ارزش خودش را داشته، الان سیستم قضایی می‌خواهد چطور حساب کند به هر حال تا الان به چه گزارشی رسیده‌اند مجلس در جریان جزییات امر قرار ندارد.
‌ماجرای یکشنبه سیاه بهارستان و نمایش فیلم از سوی احمدی‌نژاد و فیلمبرداری مرتضوی، تیر خلاصی بود برای عزل وزیر و ماندن مرتضوی. به‌طورکلی این فرآیند را چطور تحلیل می‌کنید، به‌ویژه زیرکی‌های به‌کارگرفته‌شده از سوی احمدی‌نژاد برای نگه‌داشتن سعید مرتضوی در تامین‌اجتماعی به هر قیمتی؟
متاسفانه باید گفت در عین حال که افراد ارزشی و متعهد زیادی در سیستم‌های امنیتی و قضایی داریم، اما برخی کاستی‌ها هم وجود دارد. این افراد خب محرم نظام، سیستم و مردم هستند. متاسفانه معدود افرادی داریم که از اینها (درواقع از این تجربه‌شان) به‌نفع شخص خودشان یا باند خودشان و برخلاف مصالح نظام استفاده می‌کنند (به اعتقاد ما)، اما خودشان اعتقاد دارند که به مصلحت نظام است، یعنی اینطوری توجیه می‌کنند. اگر دیده باشید، هرجا به‌نوعی برخی افراد ضربه‌هایی به کشور زدند، به‌نوعی با سیستم‌های امنیتی، قضایی و نظارتی تجربه‌ای در آنجاها داشتند.
این سیستم‌ها باید دقت کنند که حضور معدود افرادی در این مجموعه‌هایشان، ممکن است واقعا آبرو و حیثیت آن مجموعه را ببرد، یعنی باید نظارت و خودنظارتی داشته باشند و من اعتقادم این است که باید اتفاقا با افراد نزدیک به این نهادها به‌شدت برخورد کنند. اگر فردی از سیستم قضا، خودش چنین تخلفی انجام داده، باید ١٠برابر شرایط عادی با او برخورد شود تا افکارعمومی بداند و آگاه باشد که نظام بر مسوولان و معتمدان خود نیز نظارت حداکثری دارد و درس عبرتی برای دیگر متخلفان بالقوه باشد.
‌یک‌بار خبر دادید که کم‌کم اطلاعات جدیدی از این‌سو و آن‌سو در مورد پرونده به شما رسیده، آیا این روند ادامه یافته؟
مدتی است که دیگر ارسال مدارک و مستندات تخلف در تامین‌اجتماعی مانند قبل نیست. واقعیت این است که مردم به آخر و عاقبت آن تحقیق‌وتفحص نگاه می‌کنند، یعنی اینکه اگر ببینند نتیجه آن تحقیق‌وتفحص نهایی شده، این اعتماد برایشان ایجاد خواهد شد. ابتدای کار تفحص برخی اعتماد نداشتند اما بعدتر تیم‌هایی را به مراکز مختلف فرستادیم و اطلاعیه زدیم و سایت راه انداختیم تا اطلاعات تکمیلی به دست هیات تفحص برسد. دیدیم اعتمادشان بیشتر شد و بعد از آن هم به محض ارایه تحقیق‌وتفحص، باز گزارش‌هایی به ما رسید ولی بعدش خاموش شد؛ یعنی احساس مطلعان و مردم این بود که شاید اصلا ارایه مستندات فایده‌ای ندارد. به همین خاطر، تاکید دارم که رسیدگی هرچه سریع‌تر به این گزارش تعیین‌کننده است، از یک منظر اینکه مردم مطمئن باشند هیچ‌فرد و شخصیت متخلف- با هر پیشینه و مقامی- در جمهوری اسلامی حاشیه امن ندارد و دوم اینکه اعتماد مردم به روند رسیدگی و نظارت مجلس بازسازی شود.
مردم ما مردم هوشمندی هستند؛ نگاه‌شان این است که وقتی تخلفات بزرگ را ترتیب اثر نمی‌دهند، به‌هرحال برای بعضی‌ها بدآموزی می‌شود. شاید به همین خاطر است که در هراداره و سازمانی که وارد می‌شویم، با بسیاری از تخلف‌ها و قانون‌شکنی‌ها مواجهیم.
‌آقای‌مرتضوی در هرحال با آقای‌زنجانی دیدارهایی داشتند و هردو در پرونده‌شان قصور مالی زیادی ثبت شده، تحلیل شما از اینکه در دوره آقای‌احمدی‌نژاد به یکباره میان مرتضوی و بابک زنجانی حلقه وصلی اتفاق می‌افتد، چیست.؟ شما با هردو اینها دیدارهای حضوری داشته‌اید، زنجانی و مرتضوی چه شباهت‌ها و چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟
زمانی که ما آقای‌مرتضوی را خواستیم، در معرض اتهام بوده، خب، ایشان روحیه‌اش را باخته بود، یعنی درواقع شخصیتش، شخصیت دیگری شده بود. اما آقای‌زنجانی را ما دو، سه‌جلسه‌ای در کمیسیون ملاقات کردیم -البته هنوز اتهام فساد و تخلف مالی به ایشان وارد نبود – به نظرم زنجانی خیلی آدم ریلکسی بود و اعتمادبه‌نفس زیادی داشت. حالا اینکه احساس می‌کرد پشتش گرم است یا قضیه جدی نیست، یا حالا کسانی کار او را دنبال می‌کنند، نمی‌دانم، اما به هرشکل به‌طور عجیبی آرامش داشت و بر فضا مسلط بود. جالب اینکه ما در پرونده تحقیق‌وتفحص قبل از اینکه آقای‌مرتضوی را برای سوالات فرا بخوانیم، با آقای‌زنجانی جلسه داشتیم و سوالاتی مطرح شده بود.
‌یعنی در همین مورد با زنجانی هم تشکیل جلسه دادید؟
بله، یعنی زمانی که هیات‌تحقیق‌وتفحص در «شستا» مستقر بود، آقای‌زنجانی را دعوت کردیم و آمد (ناگفته نماند که قرار بود سر موقع بیاید)، اما با تاخیر آمد و ما هم یک‌ساعتی معطلش کردیم. بعدتر آمد و توضیحاتی داد؛ درست همان مسایلی که در کمیسیون انرژی مطرح کرده بود و حرف خاصی نداشت. جوری که از حرف‌هایش برمی‌آمد، گویا ملاقاتی هم با آقای‌مرتضوی داشته و در نهایت منجر به تفاهمنامه با تامین‌اجتماعی شده بود.
خب، ایشان که دیگر رفت و یکی، دوروز بعد آقای مرتضوی آمد، در مورد قرارداد صحبت می‌کرد؛ همان قرارداد میان او و زنجانی. من فکر می‌کنم مقداری هم به بیراهه رفت و کلی‌گویی می‌کرد که ما همان‌جا گفتیم آقای‌مرتضوی! ما با آقای‌زنجانی هم قبل از شما نشست داشتیم. این را که گفتیم تعجب کرد، یعنی اصلا شوکه شد که ما در همین موضوع خاص با زنجانی هم نشست داشتیم. از آن موقع، می‌شود گفت سخنانش اصلا خیلی پراکنده شد و مدیریت حرف از دستش رفت.
‌یعنی اصلا انتظار نداشت شما با زنجانی دیدار کنید؟ به نظرتان تعجبش کمی عجیب نبود؟
بله، احساسم این بود، البته نمی‌توان قضاوت کرد. برداشتم این بود که ایشان اصلا انتظار نداشت که ما با آقای بابک زنجانی بنشینیم و این موارد را پیگیری کنیم و ایشان خیلی دستپاچه شد و یک مقدار لکنت گرفت و در این قضایا در واقع دیگر تمرکز نداشت.
‌آقای دهدشتی، نگفتید که چطور یکباره این دونفر که هردو درحال‌حاضر پرونده‌های سنگینی دارند، به هم رسیدند؟ آیا کمیته تفحص حلقه رابط این دو فرد را شناسایی کرده؟
تحلیل من این است در جاهایی که قطب اقتصادی‌ هستند و پول در آن هست، بدون‌شک زمینه فساد فراهم است. یک‌سری افراد هم از این بلبشو و آب گل‌آلود استفاده کردند و ماهی‌های خودشان را گرفتند. اما درباره اینکه چگونه این دونفر به هم رسیدند، قطعا یک افرادی دخیل هستند. اما چون در هردو مجموعه زمینه بهره‌برداری اقتصادی فراهم بود، به‌راحتی همدیگر را پیدا کردند.
‌تفاوتشان چه بود؟
شیوه آقای‌بابک زنجانی آنطور که من به شخصه رصد کردم، این بود که او همیشه‌ می‌آمد در واقع خیلی غیرشفاف و مبهم ادعا می‌کرد دارایی‌هایی دارد و براساس آن دارایی‌های داشته و نداشته، قراردادهایی می‏بست. بنابراین در این موضوع، بخشی از درآمد و مسایل اقتصادی زنجانی به اعتبارهای اینچنینی باز می‌گشت و افرادی که به نوعی ایشان را حمایت می‌کردند. این باعث می‌شد در طرف مقابل، اعتمادسازی انجام شود و اگر طرف مقابل حساسیت‌ لازم را نداشت، او هم چارچوب قانون را رعایت نمی‌کرد. مرتضوی هم به باور من، شخصیت ریسک‌پذیری بود و جسارت داشت و خودش تصمیم می‌گرفت.
یعنی یک‌جوری نزدیکی‌های شخصیتی به همجواری این دو در ماجرای قرارداد ١٧هزارمیلیاردی تامین‌اجتماعی کمک کرده؟
بله. اینها در واقع به هم نزدیک شدند. بعضی وقت‌ها قراردادهای ساده‌ در سیستم اداری که بودجه هم مشخص شده، روال طولانی طی می‌کند و هفت‌خان را پشت‌سر می‌گذارد و چنین مقدماتی دو، سه‌ماهی زمان می‌برد که مورد اعتراض خود ما هم قرار می‌گیرد. برای نمونه فرض کنید یک پروژه صدمیلیونی در بهداشت و درمان، جایی هزینه می‌شود و کلی مراتب اداری طی می‌کند، ولی اینها -زنجانی و مرتضوی- چطور شده با یکی، دو جلسه نشست‌وبرخاست، در نهایت به توافق ١٧هزارمیلیاردی رسیده‌اند و معامله بر سر ١٣٧شرکت. البته این را هم بگویم که در مورد این موضوع، کمیسیون انرژی همان موقع به سازمان تامین‌اجتماعی ندا داده بود که بابک زنجانی به سیستم بدهکار است و شاید همین توصیه‌ها بود که مانع از یک فاجعه اقتصادی دیگر شد.
یعنی شما در مورد بدهکاری زنجانی به وزارت نفت به آقای مرتضوی گفتید؟
بله، یادم هست رییس کمیسیون انرژی وقت همان موقع به تامین‌اجتماعی درباره وضعیت زنجانی گفت، مساله این بود که می‌گفتند اگر زنجانی پول دارد، به جای معامله جدید بیاید بدهی نفتی‌اش را تصفیه کند، اینها همه‌اش بحث‌برانگیز است. بااین‌همه توصیه و شفاف‌سازی، باز هم دیدیم که خیلی راحت، تفاهمنامه را انجام دادند و پیش رفتند.
‌از تامین که بگذریم؛ وزارت نفت چطور زیر بار این ماجرا رفت؟
راستش برای من نکته سوال‌برانگیز از همان ابتدا تا امروز این است که مگر چه کسی پشت‌سر آقای‌زنجانی بود که وزارت نفت وقت بی‌هیچ ضمانت اجرایی، نفت کشور را به این آقا داد تا بفروشد و پولش را هم به کشور برنگرداند. بعد آمدند گفتند بنا به شرایط تحریم این اتفاق افتاده، خب آن‌موقع اشخاص قابل‌اعتمادتر از زنجانی کم نبودند اما در نهایت تعجب، قرعه به نام زنجانی افتاد.
‌چطور وزارت نفت و حراست و مسوولان امنیتی از ١۵پرونده تخلف او بی‌اطلاع بودند؟
خب، آن موقع توصیه‌هایی در کار بوده و به آن توصیه‌ها عمل کردند که متاسفانه حالا این اتفاق‌ها افتاد.
‌آماری دارید که چه کسانی، زنجانی را سفارش می‌کردند؟
نه. مستند همان بود که سه‌وزیر دولت آقای‌احمدی‌نژاد پای نامه معرفی زنجانی را امضا کرده بودند، بانک هم در همان دوره صلاحیت او را تایید کرده بود.
‌شما سال‌ گذشته تقریبا در همین روزها گزارش تفحص از تامین‌اجتماعی را تحویل دادید و الان تقریبا یک‌سال گذشته، می‌خواهم ببینم خبر خاصی به شما نرسیده؟
اینکه آنقدر مستندات این پرونده زمان گرفته، نشان می‌دهد پرونده حالا هم پیچیدگی خاصی دارد.
حالا تحقیق‌وتفحص یک طرف، بابک زنجانی یک‌طرف. ما در فرصتی سه، چهارماهه پرونده تفحص از تامین‌اجتماعی را نهایی کردیم و جمع‌بندی اولیه را به مجلس فرستادیم؛ حالا نزدیک به دوسال از کلیدخوردن تفحص و کارهای مقدماتی گذشته اما بعد از دو سال چیز جدیدی دستگیرمان نشده و نهادهای مسوول، مجلس را در جریان نگذاشته‌اند.
——————————————————————————————————————————————-
ویژه‌های گزارش تحقیق و تفحصbabak-zanjani
در بخشی از گزارش تحقیق و تفحص به فعالیت‌های اصلی «شرکت خانه‌سازی» پرداخته شده است. یکی از جالب‌ترین آنها، مربوط به پروژه دودانگه است و درباره آن آمده: «سه‌دانگ از زمین این پروژه به مساحت کل ۴٣هزارو٣٢٣مترمربع در پایان سال٨۴ از آقای‌علی خدایار به مبلغ ٨۵میلیاردریال خریداری گردیده است. این در حالی است که ایشان یک‌روز قبل کل زمین مذکور را به مبلغ ١٣میلیاردو۵٠٠میلیون‌ریال از شرکت آج خریداری نموده بود. بلافاصله قرارداد ساخت بدون مناقصه با شریک منعقد شده است و ایشان برخلاف بندهای «قرارداد ساخت» کل وام اخذشده به مبلغ ١٧٠میلیاردریال را در سه‌مرحله اخذ و در قبال آن یک فقره چک ضمانت در اختیار شرکت قرار داد. چک موصوف نیز در شرکت مفقود گردیده است… ضمنا بانک‌عامل نسبت به توقیف پروژه اقدام نموده است. شکایات شرکت از آقای‌خدایار توسط دادگاه ذی‌صلاح رد گردیده است. در مقابل، ایشان از شرکت خانه‌سازی جهت وصول مطالبات موردنظر خود از شرکت شکایت کرده است. شرکت جهت پیگیری امور مربوط برخلاف نظر مدیرکل حقوقی سازمان تامین‌اجتماعی نسبت به استخدام وکیل با مبلغ سه‌میلیاردریال اقدام نموده است.»
دانشگاه عدالت
یکی از فصول گزارش تحقیق‌وتفحص نیز به موضوع دانشگاه عدالت و ارتباط این دانشگاه با سازمان تامین‌اجتماعی اختصاص دارد و در بخشی از این قسمت آمده است:
– عطف به درخواست رییس‌هیات اجرایی دانشگاه عدالت و موافقت آقای‌مرتضوی، هفت‌رقبه ملک در تهران و مشهد (دوباب ساختمان به مساحت دوهزارو۴۶٨مترمربع و چهارهزارو۴٩۴مترمربع در منطقه نیاوران تهران، سه‌قطعه زمین (به مساحت چهار‌هزارو۵٢۴مترمربع در منطقه فرمانیه تهران، به مساحت هزارو١١۴مترمربع در منطقه محمودیه تهران و به مساحت هزارو١٩٨مترمربع در نیاوران تهران)، یک‌قطعه باغ به مساحت ۴۶هزارمترمربع در سوهانک تهران و حدود ٢٠هزارمترمربع از اراضی آبکوه شهر مشهدمقدس) با نرخ کارشناسی آماده واگذاری می‌گردد. هرچند به‌دلیل دستور مدیرعامل فعلی سازمان در هامش نامه‌ دیوان محاسبات کشور عملیات واگذاری متوقف گردید.
نکته‌های ویژه از شستا:
در قسمت دیگری از این گزارش، برخی تخلفات عمده شستا در پایان دوره مرتضوی، به شرح زیر اعلام شده است:
– در شرکت نفت پاسارگاد دوقرارداد مشاوره جهت مراسم مذهبی و فرهنگی با آقایان‌علیرضا عسگری و محمد جفت‌پسند منعقد گردیده و ماهانه هشت‌میلیون‌ریال به آنها پرداخت می‌شود.
– در قرارداد منعقده فی‌مابین شرکت نفت ایرانول با آقای‌احسان کاسه‌چی بابت نظارت بر ساخت ساختمان دفتر مرکزی شرکت نفت ایرانول در پاسداران، فی‌مابین کارفرما آقای‌حسن کاسه‌چی؛ مدیرعامل ایرانول (پدر) و ناظر؛ احسان کاسه‌چی (پسر) منعقد گردیده است. احسان کاسه‌چی فاقد مدرک و مجوز از مراجع ذی‌صلاح در خصوص نظارت بر ساخت است.
– مطابق اسناد موجود حدود هزارو۵٠٠تن قیر در ابتدای سال١٣٨٩ به شرکت مومیای دلیجان فروخته شده است و علی‌رغم اینکه قرارداد فروش به صورت نقدی بوده، متاسفانه این مبلغ تاکنون وصول نشده است. خریدار ادعا دارد که قیر خریداری‌شده در کارخانه‌اش دچار حریق گردیده و دیگر قیری وجود ندارد که پولش را بدهد.

 

کارگران از نبودن ایمنی حین کار و بی تفاوتی کارفرما سخن می گویند!

بهمن شاهمرادی

https://tabaqe.com/?p=2561

به نوشته سایت طبقه دات کام درتاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است: شرکت سبک سازان شرق که کارخانه تولید بلوک هایی بتن سبک یا همان هبلکس است , در فاصله ۶ کیلومتری شهرستان بجنورد و در شهرک صنعتی بیدک مشغول به فعالیت است.

با ان که مدت زمان زیادی از تاسیس این شرکت  نگذشته است ولی به دلیل خرید ماشین آلات کهنه و دست چندم میزان صدمات حین کار و جرح کارگران در این شرکت به شدت بالا بوده است,  به طوری که در سال جاری ۶ تن از کارگران این شرکت در حین کار دچار آسیب دیده گی های جدی شده اند.

کارگر جوان ۳-۲۲ ساله که نخواست نامش فاش شود و در  اردیبهشت امسال به دلیل خراب شدن فشار سنج باد پمپ آهک دچار مصدومیت از ناحیه چشم شده است در شرح واقعه مصدومیت خود گفت: “مثل هر صبح در محیط کارگاه مشغول بکار شدیم که ناگهان فشار ریختن آهک بالا گرفت و آهک به چشمان من ریخته شد پس از این حادثه و در قبال این سوال از مسئولان شرکت  که مگر عینک و تجهیزات ایمنی ندارید آن ها  پاسخ دادند: تو کارگاه نه عینک نه کلاه و نه هیچ چیز ایمنی دیگه ای وجود نداره. اینجا کشتارگاه است!

این کارگر همچنین   در پاسخ به سوال از  وضیعت چشمان اش گفت: “تقریبا دارم نابینا میشم دیگه. و هر روز هم به دلیل ندادن پول دیه و یا حداقل غرامت و یا هزینه های پزشکی زمان عمل ام به عقب می افته! ”

و وقتی ازش می پرسیم که چرا با هزینه خودت چشمانت را عمل نمیکنی تا بعدا هزینه هایی پزشکیت را از کارفرما  بگیری می گوید: “من الان از کارم به دلیل کم بینا شدن اخراج شدم و با امید به این که بعد بهبودی بتونم برگردم سر کار از دست کارفرما شکایت هم نکردم”

و در پاسخ به این سوال که از بین دیه, غرامت گرفتن هزینه های پزشکی و یا دنبال از کار افتاده محسوب شدن یا حداقل گرفتن حقوق بیکاری دنبال کدوم یک رفتی می گوید: “فقط دیه میخوام بگیرم تا هزینه هایی پزشکیم و عمل جور شه. قرار گذاشتم با خودم هر چی از پول دیه بمونه بعد این که کارم رو بهم برگردون اند واسه خودم و بچه ها وسایل ایمنی بخرم”

متاسفانه کارخانه‌ای با حجم تولید بسیار بالا که قابلیت ساپورت و فروش در سه استان خراسان رضوی, شمالی و جنوبی را دارد فاقد واحد ایمنی است و شرایط ایمنی کار بسیار پایین است.

شاین ذکر است  در اخرین اتفاق در این کارگاه میلاد سعادتی در اواسط آبانماه در اثر پارگی کابل جرثقیل که منجر به افتادن باکس بتن ها بر روی وی شد دچار آسیب دیدگی هایی بسیار جدی و شکستگی هایی متعدد شده است و در تلاش هستیم تا بتوانیم گزارشی از وضعیت این کارگر نیست تهیه کنیم.

اعتراض کارگران شرکت رنگین فام سنندج در مقابل استانداری کردستان233026-539

برپایه خبر نوشته سایت کمیته هماهنگی … آمده است :  طبق گزارش رسیده، طی روزهای گذشته ۱۵ نفر از کارگران شرکت رنگین فام سنندج (تولید کننده ی کودهای شیمیایی)، به دلیل تعطیلی اجباری واحد تولیدی خود، که منجر به بیکاری تمامی کارگران مشغول به کار در آن شده است، در مقابل استانداری کردستان دست به تجمع اعتراضی زده، و خواستار بازگشت به کار خود شدند. لازم به ذکر است شرکت رنگین فام سالهاست که طرف قرارداد با استانداری کردستان بوده، و عملاً تمامی تولیدات خود را طی سالهای گذشته، بنا به تعهد استانداری کردستان، به آن ارگان عرضه نموده است. اما اخیراً با توجه به اینکه استانداری کردستان توانسته محصول مشابه را با قیمت پائین تر از بازارهای خارجی تهیه نماید، قرارداد خود را بدون توجه به بیکار نمودن تمامی کارگران شرکت مزبور، به صورت یکطرفه فسخ نموده است.

همچنین سه نفر از کارگران معترض که در مقابل استانداری کردستان تجمع نموده بودند، به نمایندگی از طرف تمامی کارگران با واحد خدمات استانداری کردستان مذاکره نموده، و با وعده هایی نیز مبنی بر بازگشایی واحد مذکور از جانب مسؤلان مربوطه مواجه شدند.

در پایان کارگران معترض اعلام نمودند که در صورت عملی نشدن وعده های استانداری، تا دستیابی به خواسته های خود، به اعتراضات و تجمعات خود در مقابل سازمان های دولتی ادامه خواهند داد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ۲۰/۹/۹۳

رییس دادگستری کرمان خبر داد

بازداشت ١٢نفر در پرونده مفساد ١٣هزارمیلیاردتومانی

 

http://www.sharghdaily.ir/News/50205/

 

به نوشته روزنامه شرق در تاریخ ۲۰ آذر۹۳ آمده است:پس از پرده‌برداری رییس کل بانک مرکزی از یک تخلف ١٢هزارمیلیاردی در دولت قبل، روز گذشته یدالله موحد، رییس کل دادگستری کرمان با تشریح جزییات این پرونده در کرمان، رقم اصلی سوءاستفاده طی پنج‌سال از دولت‌های نهم و دهم را بیش از ١٣هزارمیلیاردتومان اعلام کرد و در تشریح جزییات این پرونده گفت: «این پرونده مربوط به یکی از شعب بانک تجارت است که به‌عنوان فساد بانکی ١٢هزارمیلیاردی مطرح شده است.» به گزارش «میزان»، این مقام بلندپایه قضایی استان کرمان ضمن تشریح جزییات پرونده فساد ١٢هزارمیلیاردی گفت: «با احتساب صدور ضمانتنامه‌های بانکی بدون پشتوانه به مبلغ ۵٧١میلیاردتومان و همچنین صدور چک‌هایی بدون پشتوانه به مبلغ ١٢هزارو٧٠٠میلیاردتومان، فساد مالی بانک تجارت شعبه تختی کرمان، مبلغ کلی این فساد به ١٣هزارو٢٧١میلیاردتومان رسید.» او زمان آشکارشدن این تخلف را هم ماه‌های ابتدایی کار دولت جدید عنوان کرده و گفته است: «اوایل دی‌ماه سال٩٢، گزارشی دریافت شد که تعدادی ضمانتنامه‌های بانکی بدون پشتوانه و خارج از ضوابط بانکی در شعبه تختی بانک تجارت کرمان واصل و این پرونده در شعبه اول دادسرای انقلاب تشکیل و پیگیری شد. با پیشرفت تحقیقات متوجه شدیم بحث بیش از چند ضمانتنامه بانکی است بنابراین تیم اقتصادی متشکل از کارشناسان اداره کل اطلاعات و بازپرس ویژه، بررسی موضوع را برعهده گرفتند. در روند تحقیقات مشخص شد تعداد زیادی ضمانتنامه‌های بانکی ظرف مدت پنج‌سال در این شعبه خارج از موازین، ضوابط و مجوزهایی که باید اخذ می‌شد، صادر شده و مبلغ ضمانتنامه‌ها به ۵٧١میلیاردتومان رسیده است.» به این ترتیب مشخص شد که فساد مالی مذکور در دوره‌ای پنج‌ساله در دولت‌های نهم و دهم روی داده است.
بازداشت ١٢نفر  و   ابعاد دیگری از جزییات تخلف
رییس کل دادگستری استان کرمان در ادامه توضیحات خود، درباره جزییات و چگونگی این فساد مالی گفت: «در اثنای رسیدگی به این ضمانتنامه‌ها به موضوع دیگری برخورد کردیم که تعداد زیادی چک‌های بین‌بانکی بدون پشتوانه صادر شده و مبلغ آن به ١٢هزارو٧٠٠میلیاردتومان رسید.
کار به این روال بوده که بانک یا صندوقی به مبلغی پول نیاز داشته و از بانک تجارت درخواست می‌کرده و آن مبلغ از طریق چک بین‌بانکی واریز و بعد از چندروز برگشت داده می‌شده است.» او تصریح کرد: «۶٧٠ فقره چک به این شکل صادر شده و جمع مبالغ ١٢هزارمیلیاردو٧٠٠میلیون‌تومان بوده است. خساراتی که از ناحیه این سوءجریان به بانک وارد شده، مبلغی معادل ٢٣٠میلیاردتومان بوده و در حال حاضر اصل وجه برگشت داده شده و خسارت وارده به بانک نیز به موجب توافقنامه به بانک پرداخت و آخرین قسط خسارت‌ها، دی‌ماه سال‌جاری باید به بانک برگشت داده شود.» رییس دستگاه قضا در استان کرمان افزود: «دونفر از متهمان پرونده فساد بانکی ١٢هزارمیلیاردی، مسوول شعبه بوده، بخشی از کارکنان شعب بانک‌ها و مشتریانی که این ضمانتنامه‌ها را دریافت کرده‌اند نیز در این پرونده متهم هستند. چهارنفر از متهمان با قرارهای تامین آزاد شده‌اند و پرونده تکمیل و مراحل نهایی را طی می‌کند و به‌زودی دادگاه برگزار خواهد شد.»
رییس کل دادگستری استان کرمان در ادامه با اشاره به اینکه کارنامه دستگاه قضایی و اطلاعاتی استان و کشور در مبارزه با فساد‌های اقتصادی روشن است، گفت: «این فساد، توده بدخیمی بود که پنج‌سال در زمینه‌های مختلف ریشه کرده و کندن و خشکاندن ریشه‌های آن کار سختی بود که با هماهنگی اداره اطلاعات و دستگاه قضایی این مبارزه سخت شکل گرفت». وی افزود: «ما بی‌امان تا مجازات مقصران حادثه و مجرمان پرونده موضوع را ادامه خواهیم داد.»
رییس کل دادگستری استان کرمان گفت: «بارها هشدار داده شده نظارت درون‌سیستمی بانک‌ها از قوت و کارآمدی لازم برخوردار نیست و این دو فساد بزرگ گویای همین امر است. همچنین تذکر داده شده که انبوهی از صندوق‌ها و موسسات مالی، اعتباری غیرمجاز و بدون نظارت و هدایت کارآمد فعالیت می‌کنند که این مخاطره‌آمیز است و ممکن است در آینده جامعه را دچار مشکلات جدی کند.» رییس کل دادگستری کرمان افزود: «در مورد این موسسات باید علاج واقعه را قبل از وقوع داشته باشیم و همین نکته در مورد موسسات خیریه‌ای که در قالب‌های مختلف فعالیت‌های اقتصادی دارند و درمورد آنان نظارتی موثر اعمال نمی‌شود، صدق می‌کند.»

 

اعضای تعاونی مسکن کارگران ساوه قربانی مشکلات اتحادیه اسکان !

به نوشته خبرگزاری دولتی مهر در ۲۰ آذر ۹۳ آمده است : رئیس هیات مدیره تعاونی مسکن کارگران ساوه گفت: پروژه مسکن ۲۱۲ واحدی اتحادیه اسکان در شهرک علوی ساوه ب از سال ۸۶ کلید خورده و هنوز سرانجام آن در هاله ای از ابهام قرار دارد.

به گزارش۲۰آذرمهر،مهدی امینی بیان کرد: این واحدهای مسکونی  باید در مدت دو سال آماده می شدند و پس از پنج سال که این واحدها به صورت اجاره به شرط تملیک در اختیار اعضا قرار می گرفتند، نسبت به انتقال اسناد به نام اعضای تعاونی ها اقدام می شد.

وی ادامه داد: پروژه مسکن شهرک علوی هرگز آماده نشد و در اختیار متقاضیان قرار نگرفت و پس از سالها بلاتکلیفی ۱۰۵ نفر از ۱۶۵ کارگری که در ابتدا عضو این پروژه بودند، سرمایه اولیه خود را با دردسرهای فراوان پس گرفتند.

امینی گفت: اعضای باقی مانده در این پروژه امیدوارند، واحدهای مسکونی نیمه تمامی که در شهرک علوی بلااستفاده مانده اند، هرچه زودتر تکمیل شده و در اختیار کارگران قرار بگیرد.

وی اظهار کرد: به همین منظور جلسه ای با حضور نمایندگان کارگران، اتحادیه اسکان و اداره راه وشهرسازی برگزار شد که در آن کورسوی امیدی برای رفع بلاتکلیفی چندساله کارگران به وجود آمد.

امینی ضمن بیان نتایج این جلسه، اضافه کرد: پروژه اتحادیه اسکان یک پروژه ۲۱۲ واحدی می باشد و هم اکنون تنها ۷۰ نفر از کارگران در این پروژه حضور دارند که آورده لازم را در سال ۸۶ به موقع پرداخت کرده بودند.

وی ادامه داد: بر اساس رایزنی های انجام شده با نماینده راه و شهرسازی قرار براین شد تا قیمت زمین برای کارگرانی که از سالها پیش در این پروژه ثبت نام کرده اند، به قیمت سال ۸۶ و برای اعضای جدیدی که برای دریافت مسکن ثبت نام می کنند به روز محاسبه شود.

رئیس هیات مدیره تعاونی مسکن کارگران ساوه ای اظهار کرد: این تصمیم از آنجایی اتخاذ شد که کارگران در همان سالها آمادگی پرداخت هزینه های ساخت مسکن را داشتند؛ اما مشکلات موجود در اتحادیه اسکان مانع از ادامه پیشرفت پروژه شد و کارگران نباید قربانی مشکلات سایر دستگاه ها یا اتحادیه ها شوند.

امینی گفت: البته اجرایی شدن نتایج این جلسه منوط به تصویب شدن در اداره راه و شهرسازی می باشد که امیدوار هستیم این اتفاق هرچه زودتر به وقوع بپوندد

وقوع حادثه کار در دانشگاه آزاد تهران مرکز/ کارگر خدماتی به شدت مصدوم شد

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232417

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است :  صبح امروز یکی از کارگران خدماتی شاغل در دانشگاه آزاد تهران مرکز، بر اثر سقوط از ارتفاع به شدت مصدوم شد.

یک منبع آگاه در این دانشگاه با اعلام این خبر به ایلنا گفت: کارگر حادثه دیده که از نیروهای خدماتی این دانشگاه بود به بیمارستان بوعلی منتقل شده است.

به گفته منابع خبری ایلنا این حادثه زمانی اتفاق افتاد که این کارگر برای نظافت به بالای سقف پلاستیکی توقفگاه (پارکینگ) دانشگاه رفته بود اما به دلیل شکسته شدن قسمتی از سقف، به پایین سقوط کرد.

پایان پیام

مصدومیت کارگر ساختمانی, اهمال کارفرما, سکوت قانون

بهمن شاهمرادی

https://tabaqe.com/?p=2565

به نوشته سایت طبقه دات کام درتاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است: محمد رضا رضایی کارگر ساختمانی, در تاریخ ۶/۲/۹۳ در اثر گیر کردن دستش در موتور جمع کننده کابل بالابر ثابت ازانگشتان و پشت دست در چند نقطه دچار شکستگی شده است.

این کارگر ۴۲ ساله که بیش از ۲۴ سال در امور ساختمانی تجربه دارد و به دلیل استفاده از فرغون به جایی باکت در حین بالا کشیدن مصالح دچار حادثه شده است, گفت:” دسته فرغون به سقف طبقه پایین گیر کرده بود من با تکان دادن کابل بالابر در پی خلاص کردن فرغون قبل از پاره شدن کابل بودم که فرغون ناگهان خلاص شد و به دلیل شدت حرکت بالابر و ناگهانی بود آن دست من در لای کابل های جمع شده موتور جمع کننده کابل گیر کرد. کارگاه ساختمانی ما که در در حواشی شهرستان بجنورد بود با سختی- به دلیل نبود وسیله حمل و نقل- مرا به بیمارستان امام علی بجنورد مرا منتقل کردند

شاین ذکر است که دست وی که به دلیل شکستگی هایی متعدد از چند نقطه دچار آسیب دیدگی وخیمی  شده بود تحت عمل جراحی قرار گرفت و سه ماه مرخصی استعلاجی به وی تعلق گرفت که البته پس از آن نیز مرخصی تمدید شد.

ولی موضوع اصلی در این حادثه بیمه نبودن وی بوده است. این کارگر ساختمانی چون دارای بیمه تامین اجتماعی نبود از مزایایی استعلاجی نتوانست استفاده کند  و نکته قابل تامل تعیین ۴۰ در صدی سهل انگاری وی توسط کارشناس اداره کار بیمه بوده است.

همچنین  ایشان هیچگونه لوازم ایمنی از جمله کلاه و دستکش در اختیار نداشته است این در صورتی است که ماده ۸۵ قانون کار لوازم حفاظتی را برای کارگران اجباری اعلام کرده است و مطابق ماده ۹۵ مسئولیت اجرا ی مقررات حفاظتی به عهده کارفرما و مسئول کارگاه میباشد.

و یا همچنین بنابر بند ۱۲-۶-۲-۲۱ مبحث دوازدهم مقررات ملی ساختمان که مربوط به ایمنی و حفاظت کار در حین اجرا است باید از جام یا باکت در حمل مصالح توسط بالابر استفاده شود و طبق بند ۱۲-۶-۲-۵ همین منبع متصدی حق هیچگونه کار همزمان در حین کار بر روی بالابر را ندارد.

متاسفانه در چنین حوادثی شاهدیم که حتی همین قانون نصف نیمه هم اجرا نمیشود و با توجه به قرار ندادن ابزار ایمنی و ایجاد کار همزمان در حین کار بر روی بالابر باز هم ۴۰ در صد تقصیر حادثه را بر گردن کارگر می اندازند.

اطلاعیه شماره ۲۸ کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

واحد سیده با اتمام ‌مرخصی به زندان بازگشت

واحد سیده فعال کارگری عضو کمیته هماهنگی‌ برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری که برای شرکت در مراسم خاکسپاری مادرش با سپردن وثیقه به ‌مرخصی آمده  با اتمام ‌مرخصی روز گذشته ۱۹ آذر ماه ساعت ۵ بعد از ظهر خود را به زندان مهاباد بازگشت.

کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد ضمن محکوم کردن فشار بر فعالین کارگری و احضار و بازداشت فعالین کارگری شهر سنندج در چند روز گذشته خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی‌ کارگران زندانی و زندانیان سیاسی می‌باشد.
کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد

شماره تماس با سخنگوی کمیته دفاع از فعالین کارگری مهاباد، کوروش بخشنده:

۰۹۳۷۹۹۶۰۷۴۷

komitedefaa@gmail.com
http://komitedemahabad.blogfa.com/
بیستم آذر ۱۳۹۳ 

ما نباید اجازه بدهیم از بالای سرمان دستمزدهایمان را تعیین کنند

حسن محمدی

http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=4068

به نوشه سایت اتحادیه آزاد کارپران ایران در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است : همیشه در خلال این ماهها صحبت بر سر دستمزد های کارگران بوده است و در طول سالهای گذشته همیشه و همیشه  خودشان بریده اند و خودشان دوخته اند. با جمع هائی که اصلا هیچکدام نمایندگی کارگران را نمی کنند. به اسم کارگران بر سر میز کارفرمایان ونمایندگان دولت می نشینند و دستمزد های شرم آوری تعیین می کنند و در پایان به همدیگر تبریک می گویند و شادی میکنند که توانسته اند دستمزدهای زیر خط فقر را تعیین کنند و ۱۰ تا ۱۵ در صد به فقر کارگران افزوده اند و هزاران توجیه و تعریف که ما دستمزد های کارگران را تعیین کرده ایم. کارگرانی که در این کشور زندگی می کنند میدانند که با این دستمزدهای شرم آور حتی ۵ روز هم نمی شود زندگی کرد چه رسد به یک ماه. همه کارگران میدانند که در این سالها زندگیشان هر روز بدتر از دیروز گردیده و حتی یک روز هم نشده که آب خوش از گلویشان پایین برود و آرامش داشته باشند. کارگران همیشه درتلاش تامین معیشت خود و خانواده در شرایط سختی به زندگی ادامه داده اند و کافیست کمی منصف باشی و ببینی که ما کارگران چه زجرها کشیدیم و پی ببری که این رنج و زجر حاصل چپاول دسترنج و کار ما کارگران است که غارت شده وگرسنه ایم. حاصل دستمزدهای زیر خط فقر و حاصل گرانی های وحشتناک که هر روز گرانتر از دیروز میشود .و نتیجه این بی حقوقی ها گرسنگی، فقر، فحشا، بی خانمانی، نابرابری،اعتیاد و آوارگی را ببار آورده ….در دنیای سرمایه داران در قوانینشان . در مناسبات اقتصادی و در فرهنگشان .در تک تک خشتهای نظام سود وسرمایه کارگر را با بیحقوقی و محرومیت و فرودستی و بی تامینی معنی میکنند. اما نزدیک به دو قرن است که بشریت محروم نام کارگر را با آزادیخواهی، مساوات طلبی، آزاد اندیشی، عدالت اجتماعی ورفاه و رهائی تداعی میکند. و اکنون نوبت پایان دادن به این همه محرومیت وبیداد است و ایجاد یک زندگی شاد و مرفه و انسانی است ….ما کارگران نباید چشم انتظار افزایش دستمزدها در شورای عالی کار باشیم .اعضای این شوراها و جمع هائی که متشکل از نمایندگان دولت و کارفرمایان هستند که بنام کارگران و با یدک کشیدن عنوان خود خوانده نمایندگی از سوی ما ماموریتی جز تحمیل دستمزد زیر خط فقر بر ما کارگران ندارند .تصمیماتی که این شورای عالی کار و مجامع کارگری دولتی در مورد حد اقل دستمزد میگیرند ربطی به نیاز های معیشتی ما کارگران ندارد و نه ذره ای از مشروعیت بر خور دار است . چرا که نه ما کارگران در این شورا برای تعیین دستمزدهایمان حضور داریم و نه این شورا بر اساس تورم واقعا موجود و سبد هزینه یک خانواده چهار نفره حد اقل دستمزد را تعیین میکنند . ما کارگران اعلام می کنیم روال تا کنونی تعیین دستمزد باید بر چیده شود. حداقل دستمزد باید با دخالت و رای و نظر مستقیم ما کارگران و باید بر اساس تورم واقعا موجود و سبد هزینه یک خانواده چهار نفره مطابق استاندارد های رفاهی تعیین شود. ما کارگران با فریادی کوبنده تر بمیدان خواهیم آمد و هم صدا با دیگر هم طبقه ای هایمان با پرچم حداقل مزد بر اساس اجرای بی کم و کاست ماده ۴۱ قانون کار  و سایر مطالبات انباشته شده خود به مقابله با بر پا کنندگان فلاکت موجود خواهیم پرداخت. فلاکت دیگر بس است. ما کارگران با اتکاء به حقوق انسانی خود دست به اعتراضات و تجمعات و اعتصابات خواهیم زد و ذره ای از حقوق اجتماعی خود در اعتراض به وضعیت مشقت بار موجود کوتاه نخواهیم آمد… باید دست به کار تغییر این وضعیت غیر قابل تحمل بشویم .

برگرفته ازسایت اتحادیه آزادکارگران ایران

سخنگوی دولت اعلام کرد

بدهی‌ دولت گذشته، عامل رشد بودجه نهاد ریاست‌جمهوری

 

http://www.sharghdaily.ir/News/50196/

 

به نوشته روزنامه شرق در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است : مخالفان دولت مدعی هستند دولت، خود را برای انتخابات مجلس که سال آینده در اسفند‌ماه برگزار خواهد شد، آماده می‌کند و برای جبران هزینه‌هایش هم بودجه نهاد ریاست‌جمهوری را افزایش داده است. اما اعضای دولت ضمن رد این شایعات می‌گویند راز این افزایش در بدهی‌های به‌جامانده از دولت گذشته است؛ بدهی‌هایی که با وجود افزایش چشمگیر سالانه بودجه نهاد ریاست‌جمهوری طی هشت‌سال ریاست محمود احمدی‌نژاد بر دولت، حالا گریبان دولت یازدهم را گرفته است؛
سخنگوی دولت در واکنش به طرح این موضوع از سوی برخی رسانه‌ها گفت: «این اقدامات انسان را یاد شبکه‌های ماهواره‌ای می‌اندازد که برای تخریب نظام و سپاه، ‌کار می‌کنند، این موضوع؛ کذب محض و دروغ است.» محمد‌باقر نوبخت در حاشیه جلسه روز گذشته هیات دولت افزود: «نهاد ریاست‌جمهوری با دو مشکل بزرگ مواجه است: یکی این است که برخی از تعهدات دولت پیشین، امروز در دادگاه مورد توجه قرار گرفته است و شرکتی که کارهای خدماتی و تبلیغاتی انجام می‌داده و به جهت اینکه به این پیمانکار پولی پرداخت نشده، شکایت کرده، حکم دادگاه این بوده که نهاد ریاست‌جمهوری باید ٩٠‌میلیاردتومان بپردازد. هم‌اکنون موقع دادگاه رسیده و باید این پول پرداخت شود.»
پیش از این‌هم مرتضی بانک، معاون کل سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری در مورد علت افزایش بودجه نهاد ریاست‌جمهوری نسبت به سال قبل، به «نسیم» گفته بود: «بخش زیادی از آن، بدهی‌ای است که از سال ۹۱ تا ۹۲ از دولت قبل باقی مانده و باید پرداخت می‌شد برای همین هم این اعتبار جداگانه دیده شده است.»
افزایش ٢۴١درصدی نیروی نهاد ریاست‌جمهوری در دولت گذشته
به گزارش «ایسنا»، نوبخت همچنین با موردتوجه‌قراردادن کاهش تعداد نیروی انسانی و پرسنل نهاد ریاست‌جمهوری افزود: «من در این جایگاه نیستم که بگویم افزایش نیروی انسانی در دولت‌های قبل درست بوده یا خیر، اما به هر ترتیب تعداد نیروی انسانی در نهاد ریاست‌جمهوری از هزارو۶٢٧نفر به سه‌هزارو٩٢٣‌نفر در دولت‌ قبل افزایش پیدا کرده بود، حتما این موضوع دلیلی داشته و من نمی‌خواهم به آن ورود پیدا کنم که آیا ضرورت دارد نهاد به این کوچکی چنین نیرویی داشته باشد یا نه، اما به هر ترتیب هم اکنون هم که تعدیل صورت گرفته، تعداد به سه‌هزارو١٧٣نفر رسیده است. حال بگذریم از اینکه با این تعدیل عده‌ای شغلشان را از دست خواهند داد، ولی به هر ترتیب نهاد ریاست‌جمهوری باید بتواند با تعداد معقول نیرو کار کند.»
سخنگوی دولت ادامه داد: «قطعا فکر می‌کنم که آن سایت اشتباه کرده و به امور مسلط نبوده است و در همین جا من اعلام کرده و می‌کنم که هر اشکالی وجود دارد، به‌عنوان پاسخگوی دولت پاسخگو هستم و این سایت‌ها بدون اینکه ذوق‌زده شوند و بخواهند فوری مطلبی را منتشر کنند می‌توانند با ما در ارتباط باشند و اخبار درست را از ما بگیرند.»او با تاکید دوباره بر اینکه «رفتار ما شفاف است و ما اگر بخواهیم فعالیت انتخاباتی داشته باشیم از راه‌های مقبول این کار را انجام می‌دهیم»، گفت: «این موضوع را باید در نظر داشت که دولت در جایگاهی نیست که خودش بخواهد در امر انتخابات مداخله کند، هر حزب و سلیقه‌ سیاسی بیرون از دولت می‌تواند کار خود را داشته باشد.»
برداشت ١/۴ میلیارد دلار از صندوق توسعه
کذب محض است
نوبخت در ادامه درباره اخبار برخی رسانه‌های خارجی درباره بودجه نهاد‌های نظامی گفت: «برخی از رسانه‌های خارجی در مورد لایحه بودجه به صورت غیرواقعی سخن گفتند و از افزایش اعتبارات برخی از نهادها در سال آینده خبر داده‌اند که این موضوع، کذب محض است. رشد بودجه در این نهادها، مثل سایرین مورد توجه قرار گرفته، اما این رسانه‌های خارجی قصد دارند نیروهای مسلح ما را به گونه‌ای نشان دهند که اینها از اعتبارات کشور استفاده کنند و می‌گویند که این در حالی است که اعتبار برخی از نهادهای داخلی دیگر کاهش پیدا کرده که من این موضوع را قویا تکذیب می‌کنم.» سخنگوی دولت همچنین درباره گزارش مجلس مبنی بر اینکه دولت ١/۴ میلیارد دلار از صندوق توسعه برداشت کرده است، گفت: «این موضوع غیرواقعی است، ما سال گذشته از صندوق توسعه چیزی برداشت نکرده‌ایم، اما در جهت واشکافی موضوع این را بگویم که ما به یک شرکت اماراتی نفت فروخته بودیم، اما آنها میزان ١/۴ میلیارد دلار ناشی از این فروش را به حساب بانک مرکزی واریز نکردند به این دلیل که بانک مرکزی در تحریم است. بانک مرکزی تلاش‌های لازم را انجام داد تا این مقدار برگردد. آنها وارد مذاکره شدند تا این کار انجام شود و در یک توافق مقرر شد که این١/۴ میلیارد دلار برگردد.»
او همچنین در پاسخ به سوالی درباره وظایف استانداران در راستای شناسایی افراد پردرآمد در موضوع یارانه گفت: «دولت علاقه‌مند نیست کسانی که مستحق این مبلغ نیستند آن را دریافت کنند و پیگیری استانداران در این‌باره یکی از پیشنهادات مطرح‌شده است.»
خبرنگار دیگری با مورد توجه قراردادن مطالبات و درخواست‌های دانشجویان پرسید که آیا ممکن است کارگروهی برای این موضوع تشکیل شود؟ نوبخت در این‌باره گفت: «رییس‌جمهور در این‌باره مطالبی فرموده‌اند، که قطعا اجرایی می‌شود و در آینده درباره تشکیل آن مطالبی را مطرح خواهیم کرد.» گفتنی است دانشجویان در مراسم روز دانشجو در حین سخنرانی حسن روحانی با در دست‌داشتن پلاکارد و با سردادن شعار خواستار رفع حصر نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ٨٨ شده بودند.
کاهش قیمت نفت توسط عربستان قابل تامل است
در جلسه نشست خبری روز گذشته سخنگوی دولت خبرنگار دیگری هم در مورد نوع روابط ایران و عربستان با موردتوجه قراردادن موضوع نفت سوال کرد که نوبخت در این‌باره گفت: «کشور عربستان که یک کشور اسلامی است عدم افزایش قیمت نفت را مورد توجه قرارداده و هم منابع کشور خود و هم منابع کشورهای اسلامی نفت‌خیز را ارزان می‌دهد و این موضوع از نظر اسلامی و شرعی قابل تامل است البته ما تلاش‌مان این است که با کشور همسایه‌مان عربستان روابط خوبی داشته باشیم.» او در ادامه بار دیگر با مورد توجه قرار دادن موضوع کاهش بودجه به نفت، گفت: «طبق سیاست‌های مقام‌معظم‌رهبری باید حداقل ٢٠درصد از افزایش‌ها را به صندوق واریز کنیم. منتهی مجلس محترم در سال گل و بلبل ٩٠ پیشنهاد دیگری داشت مبنی بر اینکه سه‌درصد بر این مبلغ اضافه شود، ولی این موضوع به شرایط امروز نمی‌خورد و قرار شد ما امثال سه‌درصد افزایش‌هایی که مازاد بر ٢٠درصدی که مقام‌معظم‌رهبری در سیاست‌های‌شان ابلاغ فرمودند به صندوق واریز نکنیم. این پیشنهاد ماست و هر چه مجلس محترم تصویب کند آن را در نظر می‌گیریم.» نوبخت همچنین درباره نرخ تورم در سال آینده گفت: «پیش‌بینی ما برای سال آینده این است که نرخ تورم به زیر ١۴درصد برسد. به طور کلی به هر مقدار که برسد یعنی به همان مقدار قدرت خرید کارکنان محترم کاهش پیدا می‌کند که ما باید آن را افزایش دهیم که این افزایش روی حقوق و دستمزدشان اعمال می‌شود.»
برای استخدام‌ها بودجه اختصاص داده‌ایم
سخنگوی دولت همچنین در ادامه عنوان کرد که «با توجه به برنامه‌های معاونت زنان و امور خانواده ریاست‌جمهوری اعتبارات‌شان برای اجرای این برنامه‌ها افزایش پیدا کرده است.»او در ادامه درباره‌ استخدام کسانی که در آزمون‌های دولتی شرکت کرده‌اند، گفت: «از سال‌های گذشته گروهی مراحل استخدامی‌شان را طی کرده‌اند منتهی این موضوع مشروط به این بود که دستگاه‌هایی که استخدام می‌کنند اعتبار هم داشته باشند آن عزیزان در آزمون‌ها شرکت کرده و قبول شدند و انتظار داشتند که استخدام شود. منتهی آن دستگاه‌ها اعلام کردند ما اعتبار نداریم. ولی ما در بودجه سال آینده رقمی را برای این دستگاه‌ها اختصاص دادیم تا اینها بتوانند فرزندان عزیز ما را استخدام کنند.» نوبخت در پایان سخنان خود تاکید کرد: «این خبر که گفته می‌شود قرار است ٢٠درصد به قیمت نان اضافه شود کذب محض است.»

 

دبیر خانه کارگر ساوه:2785344_657

دولت کارگران را از نان ارزان هم محروم کرد

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232411

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۰ آذر ۹۳ آمده است :  دبیر خانه کارگر ساوه با اشاره به افزایش قیمت نان برخلاف وعده قبلی دولت، از رئیس جمهور و وزیر کار خواست زمینه افزایش دستمزد سال آینده کارگران را بر اساس ماده ۴۱ قانون کار و متناسب با افزایش قیمت نان و نرخ واقعی تورم فراهم کنند.

«مهدی زمانی‌نوری» در این باره به ایلنا گفت: علیرغم گذشت حدود یکسال و نیم از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و روی کار آمدن دولت تدبیر و امید هیچ یک از وعده‌ها و شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور در جهت رفع مشکلات و دغدغه‌های کارگران تحقق نیافته است و قراردادهای موقت کار، قراردادهای سفید امضاء و بدون تاریخ شروع و خاتمه، اخذ تسویه حساب از کارگران قبل از اشتغال به کار، اخذ تعهد محضری از نیروی کار مبنی بر سلب هرگونه ادعا درصورت بروز حوادث ناشی از کار، رکود بخش صنعت و تولید ملی ناشی از تحریم‌های اقتصادی، تعلیق کارگران و اخراج‌های بی‌رویه، تأخیر چندین ماهه در پرداخت حقوق و مزایای قانونی کارگران، عدم اجرای ماده ۱۰ قانون بازسازی و نوسازی صنایع و… هرگونه توان و قدرت چانه زنی را از کارگران سلب کرده است.

او افزود: متأسفانه علی‌رغم شعارهای پر زرق و برق، امروز کارگران کشور از عدم وجود تشکل‌های قانونی توانمند که حقوق قانونی آنان را استیفاء کنند در رنج و عذابند.

دبیرخانه کارگر ساوه و زرندیه با اشاره به دستمزد ناچیز کارگران و محرومیت آنان از حداقل امکانات زندگی، گفت: تنها امید کارگران و بازنشستگان برای تأمین معیشت خود و خانواده‌ هایشان تهیه نان ارزان قیمت بود که متأسفانه دولت با افزایش قیمت این کالا، آنان را در تهیه قوت غالب‌شان نیز با مشکل مواجه کرد.

نماینده کارگران ساوه و زرندیه در مراجع حل اختلاف کار اظهار کرد: از آنجا که فلسفه اختصاص سبد کالا برای رونق سفره محرومین و نیازمندان و تأمین سفره کارگران و بازنشستگان به عنوان اقشار آسیب پذیر جامعه بود دولت در جهت عکس این فلسفه ابتدا خیل عظیم کارگران و بازنشستگان کشور را از سبد کالا محروم کرد و اینک نیز از نان ارزان قیمت.

نماینده کارگران در هیات بدوی سازمان تأمین اجتماعی با انتقاد از افزایش حدود ۶۰ درصدی قیمت نان لواش گفت: یک قرص نان لواش در شهرستانهای ساوه و زرندیه به موجب تصمیم مسئولان استانی از ۱۳۰ تومان به ۲۰۰ تومان افزایش یافته که منجر به افزایش دغدغه‌ها و مشکلات کارگران و بازنشستگان شده است.

وی گفت: علیرغم وعده‌های سخنگوی دولت که نه یکبار بلکه چندین بار در صداوسیما تاکید کرد قیمت نان تحت هیچ شرایطی افزایش نخواهد یافت، افزایش حدود ۶۰ درصدی قیمت نان کارگران و بازنشستگان کشور را با شوک مواجه کرد و سفره تهی کارگران را تهی‌تر کرد و کارگران و بازنشستگان حیران مانده‌اند قسم حضرت عباس را بپذیرند یا دم خروس را.

زمانی‌نوری گفت: کارگران و بازنشستگان بر این باورند که دولت‌های نهم و دهم فقرا را فقیر‌تر و اغنیاء را غنی‌تر کردند  لذا از دولت تدبیر و امید انتظار جبران مافات و حمایت از محرومین و فقرا و اقشار آسیب پذیر جامعه را دارند نه اینکه با اتخاذ تصمیمات ناصحیح سفره تهی کارگران را تهی‌تر و کارگران و بازنشستگان را از نان خالی نیز محروم و خواب را به چشم جامعه کارگری حرام کنند.

او در ادامه گفت: با نزدیک شدن به ماههای پایانی سال و طرح شدن بحث افزایش دستمزد کارگران در دستور شورای عالی کار از رئیس جمهور و وزیر کار درخواست می‌کنم برای نجات کارگران و بازنشستگان از شرایط بد اقتصادی ترتیبی اتخاذ کنند تا کارگران کشور شاهد افزایش دستمزد معقول و منطقی به استناد ماده ۴۱ قانون کار و متناسب با افزایش حدود ۶۰ درصدی قیمت نان و نرخ واقعی تورم و نیاز واقعی سفره تهی کارگران کشور باشند.

پایان پیام

اطلاعیه جمعی از اعضا برای شکایت از متخلفان تعاونی مصرف فرهنگیان استان تهران

برپایه خبر دریافتی آمده است : بدین وسیله ما جمعی از اعضای شرکت تعاونی مصرف فرهنگیان استان تهران اعلام می نماییم:

برای تجمیع و هماهنگی شکایت های اعضای محترم در رابطه با تخلفات گسترده ی تعاونی مصرف فرهنگیان استان تهران نظیر فروش غیر قانونی دفتر مرکزی، طرح کارت صدرا، فروش دفتر شرکت ماکارانی یزد، واریز وجوه شرکت به حساب شخصی(فراز رایانه)، انعقاد قراردادهای غیر قانونی و … از اعضای محترم درخواست می گردد با آقای سید مجتبی قریشیان عضو هیات مدیره ی تعاونی مصرف هماهنگی نمایند. لازم به ذکر است که جهت شکایت  نیاز به حضور در دادگاه نیست و دو وکیل همراه با آقای قریشیان روند شکایت را پیگیری و هدایت خواند کرد. لطفا جهت افزایش شاکیان با پیامک به اعضا اطلاع رسانی نمایید.

شماره تماس آقای قریشیان: ۰۹۱۲۷۲۷۷۵۱۵

منبع: حقوق معلم و کارگر

مسئول شوراهای کار گیلان:

زنان کشاورز گیلانی با وجود انجام کاری طاقت فرسا، بیمه نیستند

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=2326777ys0aap

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۱ آذر ۹۳ آمده است :  مسئول کانون شوراهای اسلامی کار استان گیلان گفت: باوجد آنکه حدود ۶۰ درصد کشاورزی این استان بر دوش زنان است اما زنان کشاورز از هیچ حمایت اجتماعی برخوردار نیستند.

غلامحسین فلاحتی با اعلام این مطلب به ایلنا گفت: در استان گیلان کشتزارها همچنان به شیوه سنتی اداره می‌شوند و بنابراین کارگران کشاورز که بیشتر زن هستند از حقوق قانونی خود محروم هستند. وی یادآور شد: در کشاورزی به شیوه مکانیزه که در حدود ۴۰ درصد از کشتزارهای گیلان اعمال می‌شود مردان به عنوان نیروی فنی ماهر پشت دستگاه‌ها حضور دارند اما در سایر کشتزارها زنان هنوز با دست مشغول کار هستند. وی با یادآوری اینکه کارگران کشاورز دارای مشاغل فصلی هستند افزود: از جمله موارد محرومیت‌های کارگران کشاورز به ویژه کشاورزان زن عدم برخورداری از پوشش‌های بیمه تامین اجتماعی است.

این مقام صنفی با یادآوری اینکه کار کشاورزی در ردیف مشاغل سخت و زیان‌آور قرار دارد گفت: به دلیل نبود بسترهای فرهنگی لازم کارگران و کارفرمایان کشاورز از اهمیت پوشش بیمه تامین اجتماعی بی خبر هستند.

به گفته مسئول کانون شوراهای اسلامی کار استان فارس شدت این بی اطلاعی در میان کشاورزان زن به حدی است که این کارگران ترجیح می دهند برای حفظ درآمد خود از حقوق قانونی خود چشم پوشی کنند.

فلاحتی بابیان اینکه در حال حاضر در آمد روزانه کشاورزان زن بالغ بر ۴۰ هزار تومان است‏، گفت: دلیل این پرهیز از بی اطلاعی نمی تواند ریشه اقتصادی داشته باشد زیرا در صورتی این کارگران بیمه باشند هزینه روزانه آنها در نهایت حدود ۱۰ هزار تومان گرانتر خواهد شد.

این فعال کارگری گفت: محرومیت کارگران کشاورز به ویژه کشاورزان زن از پوششهای بیمه‌ای درحالی است که مطابق قوانین کار و تامین اجتماعی تمامی کارگران فصلی از حق دسترسی به دخدمات بیمه‌ای برخوردار هستند.

پایان پیام

این اشک تمساح ریختن ها برای چیست ؟؟

 

http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=4070

برپایه خبر منعکس شده در سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران آمده است : با نزدیک شدن به ماه های پایانی سال همچون گذشته دغدغه ها و نگرانی حول افزایش حداقل دستمزدها برای ما گارگران حیاتی و حائز اهمیت بیشتری پیدا می کند.بحث و جدال ها میان ارگان های تعیین کننده هر یک با یک نگاه بر سر افزایش نظریه پردازی میکنند و بیشتر حول دو معیار برای تعیین دستمزد به توافق میرسند .

۱- یکی بر اساس اعلام رسمی نرخ تورم توسط بانک مرکزی

۲- بر اساس معیشت و هزینه یک خانوار چهار نفره و امسال بنا به پایین بودن اعلام نرخ تورم ولی معیار تعیین کننده خواهد بود

در هر حالت هیچ کدام نانی بر سفره ی کارگر اضافه نخواهد کرد چرا چون از هم اکنون زمزمه گرانی نان و خیلی مایحتاج زندگی برای افزایش به گوش میخورد و بدون شک در سال آینده قدرت خرید کارگران و اقشار کم درآمد از این پایین تر خواهد آمد حقوق ۶۰۹هزارتومنی با هیچ جمع و تفریقی خلا اقتصادی خانوارها از مایحتاج زندگی گرفته تا خوراک و پوشاک و بهداشت و مسکن هزینه تحصیل و…را پر نخواهد کرد .و تازه این برای کارگرانی است که هنوز مشغول به کارند وای به حال کارگرانی که در صف بیکاران پیوسته اند یا کارگرانی که ده ها ماه حقوق معوقه دارند و در پیچ و خم ادارات کارو دادگاهها به دنبال احکام گرفتن حقوق های معوقه خود هستند.

چندی پیش  یکی از اعضاء کمسیون اقتصادی مجلس با اشاره به وضعیت اسف بار کارگران و اشک تمساح ریختن برای آنها هشدار داد باید حق و حقوق کارگران را داد اما !باید مواظب بود که فشار مضاعف به کارفرمایان وارد نشود که مبادا این چند واحد تولیدی هم تعطیل شوند پس اشک ریختن دیگر برای چیست معلوم است برای پر کردن عریضه و سوختن و ساختن با این شرایط است و گرنه هیچ دردی از کارگران و یا شکمی را سیر نخواهد کرد .

امسال نرخ تورم توسط بانک مرکزی پایین و حول و حوش ۱۷الی ۱۸درصد و اگر ازاین هم پایین تر نیاید ودر خوشبینانه ترین حالت افزایش پایین تر از سال گذ شته خواهیم داشت و اما کارگران که در فروش نیروی کار خود هیچگونه دخالتگری نداریم و تنها نظاره گر حقوق چندین برابری زیرخط و فقر و این یعنی گرسنگی و فقر بیشتر سهم ما کارگران خواهد بود .

تنها راه برون رفت از چنین شرایطی متحد و متشکل شدن در یک بعد سراسری حول افزایش دستمزدها از دست گرسنگی و فقر بیشتر ما کارگران است .

شریف ساعد پناه

برگرفته ازسایت اتحادیه آزادکارگران ایران

پاسخ شاهرخ زمانی به کانون مدافعان حقوق کارگر از زندان گوهر دشت :

آقای ثقفی ، زندانیان سیاسی را دست کم نگیرید!!!

برپایه مطلب دریافتی آمده است : در شرایطی که مجامع جهانی و انسانهای آزاده و شریف، رژیم جمهوری اسلامی را به خاطر نقض ابتدایی ترین اشکال قانونی فعالیت، سرکوب ابتدایی ترین اشکال تشکل و اعتصاب، دستگیری ، شکنجه ، صدورحکم حبسهای طولانی مدت و اعدامهای فله ای و … زیر منگنه قرار داده است.

در شرایطی که مبارزه علیه سیاست جمهوری اسلامی در زندانها به اشکال مختلف و اکنون با اعتصاب غذای قهرمانانه زندانیان سیاسی و عادی مخصوصا” در زندانهای ارومیه و قزل حصار و حمایت مردم و خانواده ها از مبارزه انها بر ضد اعمال ضد انسانی و ضد بشری مانند اعدام، نابودی و حذف فیزیکی زندانیان زیر ضرب و شتم و یا به طرز مشکوک و انحلال بندهای مستقل سیاسی و انتقال زندانیان سیاسی به بند های اعتیاد و خطرناک و یا به اشکال دیگر که زندانیان گرفتار مرگ تدریجی می شوند و علیه سیاستی که در مجموع انکار جرم و وجود زندانیان سیاسی است و … در جریان بوده و به اوج خود رسیده است.

در چنین اوضاعی، مسئولین حکومت برای فرار از محکومیت جهانی،  قتل عام و شکنجه های سازمان یافته خود را سند سازی گروههای معاند نظام اعلام می کنند، از جمله آقای جواد لاریجانی بزرگترین زمین خوار ایران که پی گیری پرونده اش تا دیروز از طرف خبرنگاران تحت سوال و پرسش بود، و وی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی در مسائل حقوق بشر در عین تایید اعدامهای فله ای سیاسی و مواد مخدر و قانون فوق ارتجاعی قصاص تاکید می کرد، که این گزارشات مال گروههای برانداز رژیم می باشد، در  حالی که زندانیان با هر وسیله و ابزاری که در اختیار دارند به شدت با جمهوری اسلامی در مبارزه تنگاتنگ قرار دارند،

در چنین  شرایطی کلام آقای ثقفی که زندانیان نمی توانند از زندان تماس گرفته و از مسائل اطلاع داشته باشند، به چه معناست ؟

آیا در جهت انکار مبارزه زندانیان نیست؟

آقای ثقفی برای  حفظ چه چیزی و برای کسب کدام هدف نوشته مرا انکار می کند و ان را به ماموران مرتبط می کند؟

آقایِ ثقفی، طی سالهای اخیر هزاران خبر و بیانیه و اطلاعیه از طرف زندانیان که از جمله تعدادی از انها مربوط به کارگران زندانی شناخته شده بوده و هست در بیرون از زندان منتشر شده اند و طبق فرمول شما آیا آن نوشته ها نیز توسط ماموران نوشته شده است ؟

یا فقط نوشته من که سر نخهای مثلث ضد کارگری کوهستانی- ثقفی – اسانلو را نقد و افشای می کند، مشمول چنین حکمی از جانب شما می باشد ؟

و اگر همه ای صد ها بیانیه و نوشته کارگران زندانی مشمول چنین حکمی است چرا تا کنون برای دفاع از کارگران و در راستای مثلا” تشکل سراسری  انجام رسالت خودتان اقدام نکرده بودید فقط وقتی خودتان به خطر افتادید به فکر افشا و نقد افتادید ؟

چه کسانی دچار چنین خود بزرگ بینی و کیش شخصیتی می شوند که خود را مهمتر از جنبش کارگری می داند؟

برای  اطلاع آقای ثقفی و کوری چشمان حاکمیت مافیای جنایتکار و ضد کارگری است که باید بگوییم :

اولا”: در شرایط فعلی تنفر و نارضاینی و فلاکت عمومی که به قول رئیس زندان رجایی شهر که وی حتی به نزدیکترین مأمورانش نیز اعتماد ندارد گفته است : ” … نزدیک به هشتاد درصد مأموران زندان طرف زندانیان سیاسی مخصوصا” فعالین کارگری هستند و هر کاری را برای آنها انجام می دهند،…”  به طوریکه چند تن از ماموران در همین راستا به کمیته انظباطی احضار و یک دکتر خوب و شریف که در زندان مشغول کار بوده، پس از چند ماه انفرادی به خاطر همکاری با نیروهای سیاسی به همین زندان رجایی شهر تبعید شده اند.

آقای ثقفی که ادعای  داشتن اطلاع  از کم و کیف جنبش کارگری را دارد باید بداند که نظامیان یکی از ستونهای اصلی انقلاب اینده کارگری هستند.

ثانیا” تمام زندانیان غیر سیاسی اینجا بعنوان قربانیان این سیستم با قانون فوق ارتجاعی قصاص با ۲۳۰۰ اعدامی ازمیان  ۶۰۰۰ نفر بعنوان هموطنان درد کشیده با همه ی امکانات از جمله انتقال پیام زندانیان سیاسی و همدیگر و در اختیار وبه اشتراک گذاشتن تسهیلات خود مانند تلفن و دیگر امکانات نزدیکترین دوستان زندانیان سیاسی بوده و آماده هر گونه کمک به آنها هستند، بطوریکه در همین راستا دهها نفر در ۲۰۹ در اطلاعات اوین در بازداشت مجدد به سر می برند، ویا به زندانهای دیگر تبعید شده اند، به دلیل اینکه در انتقال پیام ها و دیگر موارد  به زندانیان سیاسی کمک کرده اند. آیا شما می خواهید چنین موارد عینی را به خاطر دل خواه خود و پنهان کردن انحرافتان انکار کنید؟

ثالثا” : اغلب زندانیان ملاقات هفتگی  دارند و زندانیان برای کمک به  همدیگر تا حد جانشان همکاری می کنند.

آقای ثقفی الان با این همه ارتباطات اینترنتی و دهکده جهانی بعید است که شما ندانید که اخبار صدای آمریکا به عنوان پشتیبان مثلث کوهستانی- اسانلو – ثقفی و” تشکل سراسری” شما به گوش ما نرسد،(طبق گفته مجری صدای آمریکا “… کانون مدافعان حقوق کارگر تشکلی است که شاید برای اولین بار در ایران بتواند آرزوی همه فعالین را بر اورده کند مبنی بر اینکه یک تشکل اتحادیه سراسری کارگری ایران را بوجود بیاورد…” در این گفته موارد بسیار مهم و ضد کارگری نهفته است اولا” این مجری طرحهای مورد پسند سرمایه داری تلاش میکند تاریخ جنبش کارگری را پنهان و محو کند چون قبلا” چندین بار تشکل سراسری کارگری که انقلابی و ضد سرمایه داری بود تشکل شده است چیزی که این مجری دوست ندارد کارگران آنها را بدانند، همچنین تشکل سراسری که صدای امریکا تاییدش کند معلوم است که چه تشکلی خواهد بود، اسانلو که از همان اول دروغ می گوید و از کارگران می خواهد سیاسی نباشند و انقدر به جلو می دود که از فعالین می خواهد دست از افشاگری علیه رفرمیسم بر دارند و او نیز تایید می کند که کانون چنین توانایی را دارد که تشکل سراسری بسازد یا خودش تبدیل به آن شود منتها نباید رفرمیسم ، اپورتونیست و غیره را نقد کرد چرا ؟ چون اگر نقد کنی معلوم است که چه چیزی نقد می شود آنچه که سرمایه داری تایید می کند و به آن امید بسته است نقد خواهد شد بنا براین بهتر است از قبل راه نقد بسته شود و موضوع همه با همی به جای همبستگی انقلابی کارگری جا زده شود، آری آقای ثقفی  جزئی ترین اخبار نیز به محض ورود به زندان دهان به دهان می گردد، و هر زندانی می داند هر خبر خاص را اول به کدام زندانی بگوید بنا براین هیچ احتیاجی به لپ تاپ و  یا موبایل نیست، که به گوش جمهوری اسلامی رسانده شود یا نیاز باشد ماموران امنیتی به جای زندانیان نقد بنویسند.

رابعا” با توجه به فرقه گرایی تحت کیش شخصیتی و فردگرایی در دنیای شما که احتیاج به جمع و گروه واقعی و دمکراتیک ندارید، اگر واقعا” قصد ایجاد تشکل کارگری داشته باشید لازم نیست که هر کس که عضو سندیکا یا کمیته کارگر ی است، از تشکل خودش جدا شود وبه شما پیوسته تشکل سراسری ایجاد کند بهتر است اگر شما واقعا” قصد ایجاد تشکل سراسری دارید همه تشکل های موجود را دعوت کنید چرا فقط برخی از اعضای کمیته هماهنگی که متاسفانه اکنون دچار مشکل شده است مورد توجه شما هستند؟

اسانلو در صدای امریکا تشکیل شدن کانون را به ماجراهای سال ۱۳۸۳ وصل می کند ولی ما می دانیم این گفته کاملا” دروغ عمدی است تا سال ۱۳۸۵ شما هنوز در کمیته پیگیری حضور داشتید وتا زمانی که مجمع نیمه تمام کمیته پیگیری تشکیل نشده بود و شما بیانیه ضد پیگیری سه نفره خود را صادر نکرده بودید هیچ طرح و حرفی از تشکیل کانون در میان نبود شما حتما” به خاطر دارید که در سال ۱۳۸۶ سه نفر از طرف جمعی که می خواستید تشکل جدیدی بسازید که البته نامش هنوز کانون مدافعان کارگر نبود ( اگر اشتباه نکنم اسم پیشنهادی برای ان که هنوز تصویب نشده بود و در حد طرح بود چون هنوز تشکلی ایجاد نشده بود که نامش تصویب شده باشد به هر صورت فکر می کنم نامش بود” کانون مدافعین کارگری” ) در جلسه شورای همکاری که در منزل خانم محسنی بر قرار بود آمدند و از افراد حاضر در جلسه با توضیحاتی دعوت به شرکت در ساختن تشکل جدید کردند( من نیز در ان جلسه حضور داشتم) وقتی حاضرین در جلسه گفتند که به ما اجازه بدهید در جلسه بعدی این موضوع را به بحث بگذاریم و نتیجه را به شما بگوییم یکی از آن سه نفر گفت ما تشکل ها را به شرکت در تشکل جدید دعوت نمی کنیم بلکه از همه ی شما به عنوان افراد مستقل دعوت می کنیم ، در جواب یکی از حاضرین گفت همه ای افراد حاضر در اینجا عضو یک تشکلی هستند و به عنوان نماینده تشکل خود در این جلسه شرکت کرده اند و خود این جلسه متعلق به تشکلی به نام «شورای همکاری» است و شما برای گفتن حرف خود دو هفته قبل از شورای همکاری خواستید که زمانی برای شرکت شما در جلسه در نظر بگیرد و اکنون در جلسه نمایندگان هشت تشکل، تشکیل دهنده شورای همکاری غیر مستقیم اعلام می کنید هیچ کدام از تشکل های فوق را به رسمیت نمی شناسید و شورای همکاری را به رسمیت نمی شناسید و با عدم قبول  دعوت رسمی شورای همکاری از شما جهت حضور در شورای همکاری جهت اتحاد عمل، عملا” ما را به رسمیت نمی شناسید، اما در جلسه شورای همکاری از افراد متشکل در تشکل ها دعوت فردی می کنید این روحیه ضد تشکلی و اهانت به تشکل های موجود و اهانت به شعور نمایندگان تشکل ها است اگر می خواهید ما را به عنوان افراد دعوت کنید باید خارج از جلسه شورای همکاری باشد شما دچار تناقض هستید ،

آقای ثقفی شما هنوز هم دچار همان کیش فرد گرای و تناقض هستید که برای مثلا” ایجاد تشکل سراسری به جای اینکه رو به عموم ودعوت از همه تشکل های موجود استفاده کنید، دارید با دامن زدن به اختلافات یک تشکل موجود سو استفاده می کنید و نام عمل خود را ایجاد تشکل سراسری می گذارید این هنوز هم تناقض است، من بار ها اعلام کردم و باز هم اعلام می کنم برای ایجاد تشکل سراسری نمی توان تشکل های موجود را دور زد و با دامن زدن به اختلافات انها و انحلال انها تشکل جدید یا سراسری ایجاد کرد بلکه باید ضمن حفظ تشکل های موجود وبا ایجاد هییت های موسس اقدام به ایجاد تشکل های جدید کرد و با پیوند دادن تشکل های موجود فعلی و انهای که در اینده توسط هیات های موسس ساخته خواهند شد اقدام به ایجاد فدراسیون یعنی تشکل های سراسری نمود، هر راهی غیر از این خاک پاشیدن به چشم کارگران است،

آقای ثقفی عمل و گفته های شما بدون اینکه چنین هدفی داشته باشید کمک مستقیم و زیادی به جمهوری اسلامی می باشد.

خامسا” بنا به اظهارنظر همفکرانم گویا این نظرات برای اولین بار از طرف مهدی کوهستانی در سایت آزادی بیان چاپ شده است که سندش هم با امضای وی موجود است پس چرا باید زیر حرف خود بزنید،  جرأت داشته باشید روی نظرات خود بایستید .

آیا شما فراموش کردید حمله صد ها نیروی گارد ویژه و ماموران دیگر نهادهای امنیتی تحت فرمان و نظارت مسئولین سازمان زندانها، اداره اطلاعات و قوه قضائیه در یک طرح از پیش برنامه ریزی شده به بند ۳۵۰ حمله کردند ، همه زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند بیش از ۳۰ نفر زخمی شدند به انفرادی منتقل شدند و علیه شان پرونده سازی شد که یکی از انها بهنام ابراهیم زاده بود آیا شما نمی دانید برای چه هدفی چنین حمله ای صورت گرفت.

همه عالم و ادم می دانند که ماموران جمهوری اسلامی ۱۷ دستگاه پارازیت انداز که یکی از انها برای یک شهرک ۲۰۰۰۰ نفری کفایت می کند دور تا دور سالن ۱۲ گوهر دشت نصب کردند، آیا شما دلیل نصب چنین دستگاه ها را نمی دانید؟

آیا تاریخ جنبش انقلابی را که در درون ان بیژن جزنی در زیر بازجویی اقدام به هدایت هسته های چریکی کرده بود را فراموش کرده اید یا می خواهید بگویید بیژن هدایت نمی کرد بلکه ماموران ساواک این کار را می کردند، همان گونه که ماموران امنیتی نامه های مرا می نویسند؟

وقتی بیژن جزنی در ان شرایط می توانست چنان کاری را انجام بدهد چرا ما نباید بتوانیم با توجه به  انفجار تکنو لوژی یک نامه بنویسیم؟

من از زندان رجایی شهر اعلام می کنم خواهان حفظ یک پارچگی کمیته هماهنگی هستم و خواهان ایجاد اتحاد عمل بین تشکل های فعالین کارگری و تشکل های کارگری در راستای ایجاد هیت های موسس سندیکا ها وفدراسیون کارگری هستم.

برای درس گرفتن از این موضوعات و در پایان چند کلامی هم هر چند کوتاه با رفقای کاریزما دارم که در غالب جریانات و افراد به جای ارتباط زنده و سازمانگرانه با بدنه کارگری در محیطهای کار و زندگی شان به عنوان هویت اصلی اجتماعی طبقاتی مان و به جای ارتباط با برنامه با جنبش سوسیالیستی آگاهی و آگاه گرانه دانشجویی بعنوان ستون اصلی اشاعه کمونیسم، بعنوان علم رهایی بخش کارگران به اتصال ارگانیک این دو بخش( جنبش خود به خودی کارگری و جنبش سوسیالیستی ) اقدام کنیم، به کلام زیبای مارکس در مانیفست توجه کنید : ” به جای نیازمندیهای حقیقی نیاز به حقیقت و به جای منافع پرولتاریا منافع ذات آدمی در قالب منافع خرده بورژوایی خود چسبیده از سازماندهی مشخص و عملی مبارزه کارگری طفره  می روند”

سخنم با شماست :

۱-  آیا جنبش کارگری در عرصه سازماندهی تشکلهای پایدار به غیر از اتحادیه و حزب سیاسی سراسری درس دیگری افریده است ؟

چرا از ایجاد فدراسیون سراسری از طریق وحدت تشکلهای موجود و تمامی گرایشات صنفی – طبقاتی طفره می روید؟

۲- چرا تشکلهای قانونی – نیمه علنی موجود را به جای سازماندهی سراسری از طریق عناصر پیشرو و تشکل سازی صنفی با طبقه کارگر به ارثیه پدری و دکان چند نفر کاریزما تبدیل کرده و برای حفظ امنیت آنها ازارتقاء ورشد تشکلهای موجود با نیروهای جدید به خاطر حفظ خانه نشینی آنها جلوگیری می کنید، در حالیکه با گسترش بی سابقه اعتصابات خودجوش و بدون سازماندهی بی برنامه گی و پراکنده هر روز بیشتر فرصت ها را از دست می دهیم  ولی در مقابل بی عملی ما خانه (مافیای) کارگران تجمع راه می اندازد و … .

۳- آنها که خود را نماینده سیاسی طبقه کارگر می دانند، چرا از مبارزه فکری با اپورتونیسم در اشکال گوناگون سوسیال دمکرات و انحلال طلبی طفره می روند . البته تا زمانی که ما ترکیب آگاهی و تشکل طبقاتی را به ابزار سازماندهی مبارزه ی طبقاتی و جنبش انقلابی کارگران در داخل ایجاد نکنیم  و به طور قائم به ذات در خدمت منافع فرقه ای خرده بورژوایی خود بدانیم به جای سازماندهی مبارزه فکری با انحرافاتی که در اطراف جنبش کارگری هستند، به دنبال هر کس و ناکسی می گردیم که فرقه ما را تأیید کرده و یا حداقل خنثی باشد، چه سولداریته سنتری و یا سوسیال دمکراتهای راست طرفدار خمینی و اصلاح طلب امروزو … باشند مهم این است فرقه ما را تایید کنند در ان صورت دنباله رو او می شویم ، و اگر کسی ما را تایید نکرد یا نقد کرد او را بشدت منکوب کرده نوشته و گفته های او را به ماموران امنیتی مرتبط می دانیم،

اما تمامی رفقای آگاه گر و پیشروان کارگری طرفدار رهایی طبقه کارگر بدانند هیچ زمان مثل الان برای سازماندهی مستقل طبقاتی کارگران به خاطر اولا” رشد بی سابقه اعتصابات کارگری  ثانیا” رو شدن سیاستهای جناحهای مختلف سرمایه داری ثالثا” : پیوند راه حل کلیه مسائل و مشکلات اقتصادی اجتماعی مانند بهداشت ، درمان و آموزش و تحصیلات رایگان و … با منافع طبقه   کارگر آماده و مهیا نبوده است .

پس به دور از هر گونه فرقه گرایی و دنباله روی از جنبش خود به خودی و قبول اختلافات موجود روی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری از طریق تمامی تشکلهای موجود و گسترش فعالیت سازمانگرانه آنها در ایجاد هیئتهای موسس برای ایجاد سندیکا و اتحادیه و … بدین منظور دست همیاری و همکاری به هم دهیم و نگذاریم  در صورت گشایش جو انقلابی عین سال ۵۷ طبقه کارگر ایران دنباله رو جریانات سرمایه ساختی یا در حال ساخته شدن مانند مثلث کوهستانی- اسانلو – ثقفی دوباره به شکست کشانده شود .

شاهرخ زمانی  زندان گوهر دشت

۲۱/۹/۱۳۹۳

مقابله با سرطان‌های ناشی از کار38638

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232679

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۱ آذر ۹۳ آمده است :  سالانه حدود ۱۳۵۰۰ مورد از «سرطان‌های ناشی از کار» در سرتاسر جهان گزارش می‌شود که جان بیش از ۸ هزار نفر را می‌گیرد.

به گزارش ایلنا، این حجم بالا از مرگ میر ناشی از وجود مواد سرطان زا در برخی کارگاه‌های تولیدی است که سلامت کارگران شاغل  را تهدید می‌کند.

به عقیده کارشناسان بهداشت کار، شایسته‌ترین نهادی که می‌تواند از کارگران در مقابل آسیب‌های شغلی محافظت کند تشکل‌ برخاسته از بطن جامعه کارگری‌ است. نمایندگان کارگران می‌توانند با نظارت دقیق بر محیط‌های کار از عدم ارتباط کارگران با مواد سرطان زا اطمینان پیدا کنند.

تشکل‌های کارگری در مرحلهٔ اول می‌بایست با نظارت و عمل مستقیم خود از آسیب و بیماری کارگران جلوگیری کنند و در مرحلهٔ بعد از کارگرانی که به دلیل سهل انگاری کارفرما بیمار شده‌اند حمایت کنند. اگر کارگری به دلیل تماس با مواد سرطان زا در محل کار به بیماری سرطان دچار شود و به عبارتی سرطانش ناشی از کار باشد می‌تواند از کارفرما غرامت دریافت کند و تشکل کارگری باید به او در این مسیر کمک کند.

اما نکته آنجاست که تقریبا غیر ممکن است فردی به یک دلیل خاص و واضح به سرطان مبتلا شود. بسیاری از سرطان‌ها دهه‌ها بعد از قرار گرفتن فرد در معرض مواد سرطان زا خود را نشان می‌دهند و ممکن است قبل از بروز هر گونه نشانه‌ای از سرطان، شخص از کار بازنشسته شده باشد.

از طرفی سرطان در حال تبدیل شدن به نوعی بیماری شایع در جامعه است و زمانی که کسی به سرطان مبتلا شود به ندرت به عنوان بیمار شغلی شناخته می‌شود.

بنابراین ضروری است مواد سرطان زا تا حد امکان با مواد دیگری که مشکل خاصی برای کارگران به وجود نمی‌آورند جایگزین شوند و در مواردی که حذف یا جانشینی ممکن نیست، باید از کارگران در برابر آسیب‌هایی که آن‌ها را تهدید می‌کند محافظت شود.

پایان پیام

ازنشر/رئیس انجمن صنفی حفاظت فنی و بهداشت کار کشور:

بیمه‌های مسئولیت کارفرمایان را در قبال ایمنی کارگران بی‌مسئولیت کرده‌اند

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232682

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۱ آذر ۹۳ آمده است :  رئیس کانون انجمن‌های صنفی مسئولین کمیته‌های حفاظت فنی و بهداشت کار کشور معتقد است رواج بیمه‌های بی‌نام در واحدهای تولیدی، ساختمانی، خدماتی و…، باعث بی‌توجهی کارفرمایان به ایمنی کارگران‌شان شده است.

«ابوالفضل اشرف منصوری» در این باره به ایلنا گفت: عدم آموزش، نا آشنایی کارگران با مسائل ایمنی، عدم شناخت خطرات پیرامون محیط کار و البته مهم‌تر از همه، رواج تفکر بیمه‌ای در میان کارفرمایان تاثیرات عمیقی بر افزایش آمار حوادث شغلی کارگران در ایران داشته‌اند.

وی با بیان اینکه اجرای بیمه‌های بی‌نام در واحدهای تولیدی، ساختمانی، خدماتی و… عملی غیر انسانی است، ادامه داد: تا زمانی که استفاده از بیمه‌های مسئولیت مدنی یا‌‌ همان بیمه‌های بی‌نام ترویج می‌شود، کارفرمایان به جای آنکه بر ایمنی کارگرانشان نظارت مستمر داشته باشند به سمت تفکر بیمه‌ای می‌روند.

این مقام مسئول در موضوع حفاظت فنی و بهداشت در تشریح چگونگی ارائه خدمات از سوی بیمه‌های مسئولیت مدنی افزود: کارفرمایان با استفاده از این بیمه‌ها مثلا به تعداد ۱۰ نفر بیمه بی‌نام می‌خرند و اگر در یک حادثه شغلی تا سقف ۱۰ کارگر جانشان را از دست بدهند بیمه خسارتش را (دیه) پرداخت می‌کند. وی با انتقاد از عدم توجه کافی کارگران به ایمنی شان در محیط کار، بیان کرد: کارگران نیز بدلیل آنکه بعضا آگاهی پایینی دارند با این ایده که بیمه هزینه حوادث شغلی احتمالی را پرداخت می‌کند نسبت به ایمنی شان بی‌توجه هستند در حالی که اگر کارگری در یک حادثه شغلی مثلا نقص عضو شود در آینده در بازار کار هیچ جایگاهی ندارد.

اشرف منصوری ادامه داد: در صورتی که کارگری در یک حادثه شغلی جانش را از دست بدهد با توجه به اینکه سرپرست خانوار است، خانواده‌اش در آینده برای تامین امرار معاش با دشواری رو به رو می‌شوند.

رئیس کانون انجمن‌های صنفی مسئولین کمیته‌های حفاظت فنی و بهداشت کار کشور با مقایسه آمار حوادث شغلی در ایران و کشورهای پیشرفته صنعتی گفت: در حالی که در این کشور‌ها، آمار حوادث شغلی سالانه کاهش می‌یابد آمار حوادث شغلی در ایران سال به سال افزایش پیدا می‌کند. مثلا؛ حوادث حین کار در کارگاه‌های ساختمانی در سال ۸۲، ۳۲ درصد از کل حوادث شغلی را شامل می‌شد در حالی که هم اکنون، ۴۸ درصد  را در بر می‌گیرد.

وی با انتقاد از قدرت بلامنازع کارفرما در برابر مسئولین ایمنی و بهداشت تاکید کرد: قراردادهای کار مسئولین ایمنی و بهداشت باید مانند ناظران مراکز بهداشت و شبکه‌های دامپزشکی که حقوقشان را از کارفرما می‌گیرند ولی به نهادهای دولتی نظارتی گزارش می‌دهند و ممانعتی در اعمال نظرشان وجود ندارد، اصلاح شود.

به گفته اشرف منصوری، اگر انعقاد، فسخ یا اتمام قرارداد مسئولین ایمنی و بهداشت در حیطه کاری انجمن‌های صنفی که شریک اجتماعی وزارت کار به شمار می‌آیند قرار بگیرد؛  امنیت شغلی مسئولین ایمنی و بهداشت تضمین می شود و آنها می توانند کارشان را به نحو احسن انجام دهند.

این مسئول حفاظت فنی و بهداشت افزود: در حال حاضر، تنها ابزار قدرت مسئولین ایمنی و بهداشت،  ارسال ماهیانه صورتجلسه کمیته‌های حفاظت فنی برای وزارت کار است.

رئیس کانون انجمن‌های صنفی مسئولین کمیته‌های حفاظت فنی و بهداشت کار کشور در پایان اظهار داشت: همه جا شعار «اول ایمنی بعد کار» سر داده می‌شود اما  درصورتی که حادثه‌ای در یک واحد صنعتی، ساختمانی و…  اتفاق بیافتد تا یکی دو هفته در رابطه با مسائل ایمنی سخت گیری می‌شود و بعد از این مدت، همه چیز به روال عادی و سابق باز می‌گردد.

پایان پیام

 

موافقت مجلس با کلیات لایحه رفع موانع تولید و خروج از رکود

aks_r_2012_12_27

http://www.jamejamonline.ir/newspreview/1750115332527967248

به نوشته سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران به نقل از جام جم آنلاین آمده است : نمایندگان مجلس شورای اسلامی کلیات لایحه رفع موانع تولید و خروج از رکود را تصویب کردند.

در جلسه علنی روز سه شنبه مجلس شورای اسلامی، نمایندگان با کلیات لایحه رفع موانع تولید و خروج از رکود موافقت کردند.

بر این اساس، نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه، علیرضا خسروی نماینده مردم سمنان و جبار کوچکی نژاد نماینده مردم رشت در مخالفت و نیز علیرضا سلیمی نماینده مردم محلات و دلیجان، سیدمحمدحسین میرمحمدی نماینده مردم گلپایگان و موسی غضنفرآبادی نماینده مردم بم در موافقت با این طرح صحبت کردند.

مخالفان در اظهارات خود عنوان کردند که به حراج گذاشتن منابع حاصل از صندوق ذخیره ارزی راه خروج از رکود نیست، رکود بر کلان اقتصاد و عمده فعالیت موجود در کشور سایه افکنده است، در حالی که در این لایحه نگاه سطحی به مساله رکود شده است، اما برای خروج از رکود، باید دست خارج را از اقتصاد کشور کوتاه کنیم.

همچنین به اعتقاد آنها، در بندهای این لایحه شهرداری ها مجبور به رباخواری شده و موظف شدند که در صورت تقسیط مطالبات خود از مردم، می توانند مبالغی را به عنوان مازاد دریافت کنند؛ در این لایحه عایده سرمایه، حذف شده و مساله حذف دلالان در کشاورزی نیز امر تعیین زمان برای ورود و خروج کالا در گمرکات کمرنگ دیده شده و برای آن تدبیر نشده است.

همچنین مساله گردشگری و تسهیلات آن، دولت الکترونیک و بازپس گیری ۱۵۰ هزار میلیارد تومان معوقه بانکی در این امر نادیده گرفته شده است.

بر این اساس، همچنین مخالفان معتقدند که با این لایحه بجای اینکه موانع قانونی از مسیر تولید برداشته شود، قانون بر روی قانون نوشته شده؛ استقلال بانک مرکزی موانع تولید را برمی دارد، اما در این لایحه اشاره ای به آن نشده است. همچنین در این لایحه عنوان شده که دولت می تواند در وزارت اقتصاد تشکیلات جدیدی ایجاد کند که این امر با کوچک شدن دولت مخالف است و به طور کلی مواردی که در این لایحه قید شده نمی تواند رفع کننده موانع تولید باشد.

همچنین موافقان این لایحه عنوان کردند که امسال ۴۰۰ هزار شغل ایجاد شد، اما از سوی دیگر ۶۰۰ هزار نفر بیکار شدند؛ در شرایطی که با رکود اقتصادی مواجه هستیم، از سوی دیگر رشد اقتصادی ناپایدار و تحریم های دشمنان بر ملت تحمیل می شود باید تدبیری کرده و دست مذاکره کنندگان را باز بگذاریم تا پای میز مذاکرات قدرت چانه زنی داشته باشند.

به گفته آنها، این لایحه به مساله وصول مطالبات بانکی، قانون بورس، معاملات اوراق بهادار و اسناد خزانه اسلامی پرداخته است.

به گفته موافقان، این لایحه می تواند از مهمترین اقدامات مجلس و دولت در ارتباط با حمایت از تولید و ارتقاء نظام مالی کشور باشد.

همچنین به گفته موافقان، از آنجا که بهترین راه مقابله با تحریم، حمایت از تولید است، این لایحه می تواند گره تولید را باز کند؛ امروز نگاه دولت و همه جامعه به دست مجلس است تا با تصویب کلیات آن در بررسی جزئیات نواقص موجود برطرف شود.

نماینده دولت نیز در دفاع از این لایحه گفت: فروش اموال اضافی بانک ها و صرف آن در تولید و ایجاد ظرفیت های جدید، انعطاف پذیری در فروش اوراق مشارکت، سرمایه گذاری خارجی و سرمایه گذاری های غیربانکی، استفاده از سرمایه بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در تولید، کاهش وابستگی به نفت و نیز مطالبات بخش خصوصی و تقویت نظام تامین مالی درآمدها و کارایی که منابع محلی دارند، از جمله مواردی است که در این لایحه مورد توجه قرار گرفته است.

همچنین رئیس کمیسیون حمایت از تولید و نظارت بر اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی در دفاع از این لایحه عنوان کرد: اگر این طرح قانون شود، نقش مهمی در چرخه تولید دارد.

وی افزود: بودجه دولت محدود است، اما در این لایحه اجازه دادیم که منابع جدید، جذب شود.

همچنین در این لایحه در خصوص بدهی های دولت، قیمت ارز و اینکه بانک ها نباید بنگاه داری کنند و نیز در نظر گرفتن خط اعتباری برای تولیدکنندگان در نظر گرفته شده است.

کلیات این لایحه با ۱۵۶ رأی موافق، ۱۵ رأی مخالف و ۳ رأی ممتنع از ۱۹۶ نماینده حاضر در صحن علنی مجلس به تصویب رسید.(مهر)

با بی‌توجهی به خواست‌های برحق کارگران، باد می‌کارید و توفان درو خواهید کرد!

برپایه خبر رسیده به روزشمار کارگری در تاریخ ۲۱ آذر ۹۳ آمده است : اعتصاب بیش از ۲۶۰ کارگر معدن کوشکِ بافق در استان یزد پایان یافت. فرماندار شهرستان بافق با اشاره به پرداخت شدن مطالباتِ حقوقی عقب‌افتاده کارگران تا ۲۶ آذر، بررسی دیگر خواست‌های عمده کارگران اعتصابی را نیز اعلام کرد.

اعتصاب‌های کارگری برای خواست‌های برحقی نظیر دستمزد مناسب با کار و زندگی، پرداخت به‌ موقع حقوق کارگران و….. پدیده جدیدی در ایران نیست و بارها خبرها و گزارش‌هایی دراین ارتباط انتشار یافته است و همچنان ادامه دارد. اعتصاب‌های کارگری‌ای همچون اعتصاب کارگران معدن کوشک بافق که در آن مطالباتِ صنفی نقشی مرکزی دارند، شرایط فاجعه‌ باری را که بر محیط‌های کارگری حکمفرماست بیش از پیش نمایان می‌سازد. سخنان کارگران حاکی ازاین حقیقت است که فضای حاکم در معدن کوشک شباهت به دَخمه‌های مرگ دارد. وارد و خارج شدن به قعر زمین از طریق ۶۰۰ پله، به‌ تنهایی شرایط کار بسیار دشوار و غیرانسانی زحمتکشان شاغل در این معدن را به‌ روشنی آشکار می‌سازد. نگاهی اجمالی به خواست‌های صنفی کارگران اعتصابی از جمله «توجه به مسائل رفاهی و رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در محل معدن، پرداخت حق سختیِ کار و حق پله و تونل، حق جذب سُرب و هزینه‌های غذایی، برخورداری از امنیت شغلی و افزایش مدت قراردادهای بسته شده، عدم استفاده از دستگاه‌های فرسوده در معدن، و همچنین استانداردسازی سیستم‌های برق و آب و تهویه و نامناسب بودن امکانات خانه بهداشت و پرداخت اضافه‌کاری طبق قانون»  نشان می‌دهد که حتا حداقل‌های لازم برای کار کارگران که در شان یک انسان ، توسط کارفرمایان و دولت مورد توجه قرار نمی‌گیرد. کارگران معدن کوشک هنوز فاجعه کشته شدن کارگران معدن باب نیزو و دیگر معادن کرمان را از یاد نبرده اند که در آن  معدنچیان در شرایط مشابهی با معدن کوشک کار می کردند.

با اینکه رییس اداره کار شهرستان بافق اعلام کرد که «اعتصاب کارگران معدن کوشک بدون هماهنگی کارفرما غیرقانونی است» اما پافشاری و اتحاد مثال ‌زدنی کارگران برای تحقق خواست‌های صنفی خود، نقطهٔ درخشان دیگری را در مبارزات زحمتکشان کشور به ثبت رساند. با اینکه قول‌هایی برای رسیدگی کردن به خواست‌های برحق کارگران توسط مقام‌های مسوول داده شده است، اما تجربه گذشته نشان داده است که فقط در صورت اتحاد، پایداری کارگران، وازجمله استفاده از همه ابزارهای لازم در مبارزات کارگری به ‌ویژه اعتصاب است که کارگران می‌توانند، به خواست‌های کارگری خویش  دست یابند.

رشد اعتصاب‌های کارگری از قبیل اعتصاب کارگران معدن کوشک، بی تردید موجب نگرانی جدی مقام‌های مسوول خواهد شد. شوربختانه دولت در راه تکمیل اجرای دستورات صندوق بین المللی پول ،با نشانه گرفتن حیاتی‌ترین ماده غذایی زحمتکشان، یعنی نان، سفره های کارگران را بی رنگتر کرده است.دولت برای اجرا نمودن این دستورات ضد کارگری و ضد منافع ملی عزم جدی دارد و هیچ‌گونه حرکتی را که اجرای چنین برنامه ‌هایی را با چالشی جدی مواجه سازد، برنمی‌تابد. آنچه در جریان اعلام رسمی گران کردن قیمت نان ازسوی دولت مدافع کارفرمایان مشاهده شد، هیچ توجیهی جز این ندارد که مقام‌های مسوول درصددند که بار اصلی تحریم‌های اقتصادی تحمیل شده توسط آمریکا و اروپا را به دوش زحمتکشان جامعه بیندازند که همین حالا هم با درآمد سه برابر زیر خط فقر گذران می کنند.

اعتصاب‌های اخیر کارگران در بافق و به‌خصوص در معادن، و همبستگی کامل کارگران و همراهی خانواده‌های آنان و بسیج کامل شهر در جریان اعتصاب قبلی آنان، در عقب‌نشینی کارفرمایان و دولت حامی تعیین کننده ایفا کرد. این تجربه گرانبها از معدود مواردی است که منجر به پیروزی زحمتکشان یا حداقل عقب‌نشینی مدافعان سرمایه‌داری از مواضع ضد کارگری‌شان شد. اگرچه تعمیم دادن یک شکل از مبارزه به کل مبارزات کارگری ممکن است نتایج مشابهی به همراه نیاورد، اما تجربه اخیر دربرگیرنده این نکته مهم است که ابتکار عمل موقعی که از درون خود کارگران بوجود آید، نتایج ملموسی خواهد داشت که به‌ سرعت به ثمر می‌نشیند. کاربرد این شیوه «خود ابتکاری» که به طور عمده از قبل برنامه‌ریزی نشده است، کارگران فعال در این عرصه‌ها را از گزند نیروهای امنیتی نیز مصون نگه می‌دارد.

سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ضمن محکوم کردن سیاست گران کردن قیمت نان، به مقام‌های مسوول یادآوری می‌کند که حتا رژیم منفور سلطنتی در قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نیز جرئت دستبرد به سفره غذایی زحمتکشان را نداشت. سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ضمن اعلام همبستگی با حرکت‌های قانونی و برحق کارگران معدن کوشک، مقام‌های مسئول را فرا می‌خواند که بر اساس وعده‌های انتخاباتی خود در راستای قبول و اجرای خواست‌های قانونی و برحق کارگران معدن کوشک اقدام کنند و با گران کردن نان منافع ملی و سلامت کارگران را به خطر نیاندازد.

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک

۲۱ آذر ماه ۱۳۹۳

دستگیری تعدادی از فعالان کارگری در سنندج

برپایه خبر آمده به وبلاگ کانون مدافعان حقوق کارگر آمده است :به دنبال دستگیری فردین میرکی فعال کارگری که پس از دو هفته همچنان از سر نوشت وی خبری نیست ،اکنو ن فعالان کارگری دیگری نیز به اتهام های نامعلوم هم چنان بازداشت میشوند . هفته گذشته فرزاد مرادی نیا نیز دستگیر شده و همچنان از سرنوشت او نیز خبری در دست نیست . در چند روز گذشته ریبوار عبدالهی هم به اتهام نامعلوم بازداشت شد  .  او پس از ضرب و شتم شدید اکنون در بیمارستان تو حید سنندج بستری است.

اطلاعیه شماره ۳۶ کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده 
احضار و بازجویی مجدد بهنام از سوی مسئولان  زندان گوهر دشت 111

کارگران ، تشکل‌های کارگری ، انسان‌های شریف و آزاده
همانگونه که مطلع هستید بهنام ابراهیم زاده از تاریخ ۱۲ آذرماه در اعتصاب غذا به سر میبرد و همین امر باعث وخامت حال جسمی‌ بهنام شده ، بهنام در تاریخ ۱۷ آذر ماه یعنی‌ ۵ روز بعد از اعتصاب غذا به حفاظت زندان احضار و مورد بازجویی مجدد قرار گرفت همچنین در روز‌های ۱۷ و ۱۸ آذر ماه به بهداری زندان احضار شد و از او خواستند که اجازه دهد تا به او سرم وصل شد اما بهنام به مسئولان بهداری اجازه این کار را نداد و روز ۱۹ آذر ماه هم که مجددا او را به بهداری احضار کردند بهنام دیگر به بهداری هم مراجعه نکرد.
بهنام روز گذشته ضمن تماس تلفنی که با خانواده خود دشت اعلام کرد اگر تا ۲۸ آذر ماه مسئولان زندان با خواسته‌های بهنام موافقت نکنند بهنام دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد.

کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده ضمن محکومیت این حرکت ضدّ کارگری و ضدّ انسانی‌  مسئولان زندان گوهر دشت خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط بهنام ابراهیم زاده و کلی‌ کارگران زندانی و زندانیان سیاسی است.
بیست و یکم آذر ماه ۱۳۹۳
شماره تلفن سخنگوی کمیته دفاع از بهنام ابراهیم زاده آقای محمود صالحی ٠٩٣۵٧٣۵٣۴١٢

k.d.behnam.ebrahimzadeh@gmail.com
komitehbehnam1.blogfa.com

رئیس هیات مدیره انجمن واردکنندگان مواد غذایی در گفت‌و‌گو با ایلنا:

آماری از حجم بالای واردات کالاهای غیرقانونی در دست نیست

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232591

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۱ آذر ۹۳ آمده است :  رئیس هیات مدیره انجمن واردکنندگان مواد غذایی گفت: آماری از حجم بالای واردات کالاهای غیرقانونی در دست نیست.

علیرضا مناقبی، در گفت و گو با خبرنگار ایلنا، در خصوص فاصله بین قیمت تمام شده کالای قانونی و کالای غیرقانونی اظهار داشت: اکثر کالاهایی که به عنوان اقلام خوراکی به صورت قانونی وارد کشور می شوند قیمت گزافی از سوی واردکننده برای آن پرداخت می‌شود این در حالی است که بسیاری از اقلام خوراکی که به صورت غیرقانونی وقاچاق از سوی دست‌های پشت پرده وارد کشور می‌شود به راحتی و بدون پرداخت ریالی در کلیه فروشگاه‌های شمال تا جنوب تهران به چشم می‌خورد.

وی افزود: در حال حاضر آماری از حجم بالای واردات کالاهای غیرقانونی در دست نیست و افرادی که اقدام به واردات غیرقانونی کالا می‌کنند نه تنها هیچ مالیاتی پرداخت نمی‌کنند بلکه هزینه های جانبی دولت را هم نمی‌دهند.

مناقبی با بیان اینکه در صورتی که هر یک روز کالا در گمرکات کشور بماند  یک درصد قیمت تمام شده به کالا اضافه می‌شود گفت: این ریسک باعث شده تا  این کالاها از مسیر غیرقانونی وارد کشور شود و خیلی سریع به مراکز فروش و عرضه انتقال پیدا کند.

وی با انتقاد از قوانین دست و پا گیر تجارت در کشور گفت: در صورتی که دولت قوانین را تسهیل کند می‌توان  به واردات قانونی امیدوار بود در غیر این صورت این رویه ادامه دار خواهد بود و دولت نیز به حقوق خود دست نخواهد یافت.

رئیس هیات مدیره انجمن واردکنندگان مواد غذایی افزود: به نظر می‌رسد هیچ عامل بازدانده‌ای برای خلافکاران وجود ندارد و به تبع آن دست آنها نیز باز است و به کار خود ادامه می‌دهد.

مناقبی با بیان اینکه ضرورت فرهنگ‌سازی در سبد کالایی مردم وجود دارد گفت: باید برای مردم داشتن برچسب اصالت دارای اهمیت شود تا در آینده با مصرف اقلام غذایی غیرقانونی سلامت‌شان به خطر نیفتد.

وی در خاتمه افزود: به نظر می‌رسد در حال حاضر اطلاعات مردم در مورد برخی مواد غذایی بسیار پایین است.

پایان پیام

ویژه نامه روز جهانی لغو خشونت علیه زنان !

۵ آذر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان گرامی باد!

در این ویژه نامه میخوانید :

سرپیام

تاریخچه روز جهانی محو خشونت علیه زنان

خشونت تا کی؟

زنان میتوانند این قوانین را به سود خود تغییر دهند !

خشونت خانگی، قامت زنان را میشکند !

۵۰ هزار ازدواج ثبت شده زیر ۱۵ سال، چند هزار ازدواج ثبت نشده؟

خشونت علیه زنان !

میشود به پا خاست و مبارزه کرد و پیروز شد !

برندگان حایزه صلح نوبل در سال ۲۰۱۴

دختران کوبانی   شعری از فریبا . ف

ستاره هایی که خاموش میشوند !

خشونت های سازماندهی شده علیه زنان

نجارت پر سود زنان و دختران در نظام سرمایه داری

برده داری مدرن یا قاچاق زنان

فرمانده نیروی دفاعی کوبانی یک زن است !

کاری از سندیکای کارگران فلزکار مکانیک آذر ۱۳۹۳

لینک ویژه نامه: http ://sfelezkar.com/wp-content/Zanan-Khoshunat.pdf

 

با بی‌توجهی به خواست‌های برحق کارگران، باد می‌کارید و توفان درو خواهید کرد!

107

برپایه خبررسیده به روزشمار کارگری آمده است :اعتصاب بیش از ۲۶۰ کارگر معدن کوشکِ بافق در استان یزد پایان یافت. فرماندار شهرستان بافق با اشاره به پرداخت شدن مطالباتِ حقوقی عقب‌افتاده کارگران تا ۲۶ آذر، بررسی دیگر خواست‌های عمده کارگران اعتصابی را نیز اعلام کرد.
اعتصاب‌های کارگری برای خواست‌های برحقی نظیر دستمزد مناسب با کار و زندگی، پرداخت به‌ موقع حقوق کارگران و….. پدیده جدیدی در ایران نیست و بارها خبرها و گزارش‌هایی دراین ارتباط انتشار یافته است و همچنان ادامه دارد. اعتصاب‌های کارگری‌ای همچون اعتصاب کارگران معدن کوشک بافق که در آن مطالباتِ صنفی نقشی مرکزی دارند، شرایط فاجعه‌ باری را که بر محیط‌های کارگری حکمفرماست بیش از پیش نمایان می‌سازد. سخنان کارگران حاکی ازاین حقیقت است که فضای حاکم در معدن کوشک شباهت به دَخمه‌های مرگ دارد. وارد و خارج شدن به قعر زمین از طریق ۶۰۰ پله، به‌ تنهایی شرایط کار بسیار دشوار و غیرانسانی زحمتکشان شاغل در این معدن را به‌ روشنی آشکار می‌سازد. نگاهی اجمالی به خواست‌های صنفی کارگران اعتصابی از جمله «توجه به مسائل رفاهی و رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در محل معدن، پرداخت حق سختیِ کار و حق پله و تونل، حق جذب سُرب و هزینه‌های غذایی، برخورداری از امنیت شغلی و افزایش مدت قراردادهای بسته شده، عدم استفاده از دستگاه‌های فرسوده در معدن، و همچنین استانداردسازی سیستم‌های برق و آب و تهویه و نامناسب بودن امکانات خانه بهداشت و پرداخت اضافه‌کاری طبق قانون» نشان می‌دهد که حتا حداقل‌های لازم برای کار کارگران که در شان یک انسان ، توسط کارفرمایان و دولت مورد توجه قرار نمی‌گیرد. کارگران معدن کوشک هنوز فاجعه کشته شدن کارگران معدن باب نیزو و دیگر معادن کرمان را از یاد نبرده اند که در آن معدنچیان در شرایط مشابهی با معدن کوشک کار می کردند.

 

با اینکه رییس اداره کار شهرستان بافق اعلام کرد که «اعتصاب کارگران معدن کوشک بدون هماهنگی کارفرما غیرقانونی است» اما پافشاری و اتحاد مثال ‌زدنی کارگران برای تحقق خواست‌های صنفی خود، نقطهٔ درخشان دیگری را در مبارزات زحمتکشان کشور به ثبت رساند. با اینکه قول‌هایی برای رسیدگی کردن به خواست‌های برحق کارگران توسط مقام‌های مسوول داده شده است، اما تجربه گذشته نشان داده است که فقط در صورت اتحاد، پایداری کارگران، وازجمله استفاده از همه ابزارهای لازم در مبارزات کارگری به ‌ویژه اعتصاب است که کارگران می‌توانند، به خواست‌های کارگری خویش دست یابند.
رشد اعتصاب‌های کارگری از قبیل اعتصاب کارگران معدن کوشک، بی تردید موجب نگرانی جدی مقام‌های مسوول خواهد شد. شوربختانه دولت در راه تکمیل اجرای دستورات صندوق بین المللی پول ،با نشانه گرفتن حیاتی‌ترین ماده غذایی زحمتکشان، یعنی نان، سفره های کارگران را بی رنگتر کرده است.دولت برای اجرا نمودن این دستورات ضد کارگری و ضد منافع ملی عزم جدی دارد و هیچ‌گونه حرکتی را که اجرای چنین برنامه ‌هایی را با چالشی جدی مواجه سازد، برنمی‌تابد. آنچه در جریان اعلام رسمی گران کردن قیمت نان ازسوی دولت مدافع کارفرمایان مشاهده شد، هیچ توجیهی جز این ندارد که مقام‌های مسوول درصددند که بار اصلی تحریم‌های اقتصادی تحمیل شده توسط آمریکا و اروپا را به دوش زحمتکشان جامعه بیندازند که همین حالا هم با درآمد سه برابر زیر خط فقر گذران می کنند.
اعتصاب‌های اخیر کارگران در بافق و به‌خصوص در معادن، و همبستگی کامل کارگران و همراهی خانواده‌های آنان و بسیج کامل شهر در جریان اعتصاب قبلی آنان، در عقب‌نشینی کارفرمایان و دولت حامی تعیین کننده ایفا کرد. این تجربه گران‌بها از معدود مواردی است که منجر به پیروزی زحمتکشان یا حداقل عقب‌نشینی مدافعان سرمایه‌داری از مواضع ضد کارگری‌شان شد. اگرچه تعمیم دادن یک شکل از مبارزه به کل مبارزات کارگری ممکن است نتایج مشابهی به همراه نیاورد، اما تجربه اخیر دربرگیرنده این نکته مهم است که ابتکار عمل موقعی که از درون خود کارگران بوجود آید، نتایج ملموسی خواهد داشت که به‌ سرعت به ثمر می‌نشیند. کاربرد این شیوه «خود ابتکاری» که به طور عمده از قبل برنامه‌ریزی نشده است، کارگران فعال در این عرصه‌ها را از گزند نیروهای امنیتی نیز مصون نگه می‌دارد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ضمن محکوم کردن سیاست گران کردن قیمت نان، به مقام‌های مسوول یادآوری می‌کند که حتا رژیم منفور سلطنتی در قبل از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نیز جرئت دستبرد به سفره غذایی زحمتکشان را نداشت. سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ضمن اعلام همبستگی با حرکت‌های قانونی و برحق کارگران معدن کوشک، مقام‌های مسوول را فرا می‌خواند که بر اساس وعده‌های انتخاباتی خود در راستای قبول و اجرای خواست‌های قانونی و برحق کارگران معدن کوشک اقدام کنند و با گران کردن نان منافع ملی و سلامت کارگران را به خطر نیاندازد.

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکار مکانیک
۲۱ آذر ماه ۱۳۹۳

 

رضارخشان:به معدنچیان مبارز دنباس

رفقا وکارگران مبارز در معدن دنباس دونتسک” ما از همین جا شاهد مبارزه شما بر علیه بورژِوازی حاکم در کیف وسایر دولتهای غربی هستیم. از همین جا بشما درود میفرستیم وامیدواریم که سرانجام کارگران با همبستگی واتحاد خود در مبارزه با مظاهر نفرت انگیز سرمایه داری نظیر” نازیسم و فاشیست که امروزه سکان امور را در کیف بدست گرفته اند به پیروزی نائل شوید. قطعا این موفقیت برای تمامی پرولتاریای جهانی  الهام بخش خواهد بود. از طرف دیگر مدیا ورسانه های سرمایه داری صبح تا شب بر طبل روس هراسی و اینکه دولت اوکراین سرگرم مبارزه با نیروهای اهریمنی صادره از روسیه است زمینه مساعد روانی واخلاقی در شکل دهی افکار عمومی در کشورهای مختلف ولی بواقع  بعنوان جاده صاف کن دولت اوکراین که در توسل به هر شیوه جنایت آمیز بر علیه کارگران  مبارز وسایر انسانهای ازادیخواه ابایی ندارد را بر عهده دارند.اینجانب بعنوان قطره ای از طبقه بزرگ  کارگر دست شما را به رفاقت می فشارم و امیدوارم که در سایه اتحاد کارگران سرانجام  پیروزی از آن شما خواهد شد.

زنده باد مبارزه معدن چیان دلاور دنباس

مرگ بر فاشیسم.مرگ بر نازیسم

رضارخشان

کارگر

آذرماه/۱۳۹۳

نان را از هر طرف که بخوانی نان نیست – حکایت نان نسیه در جنوب تهرانdownload-32

http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=4065

به نوشته سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران به نقل از سلامت نیوز آمده است : حکایت نان نسیه در جنوب تهران، حکایت یک محله و یک نانوایی و یک کوچه نیست؛ واقعیت روزمره خیلی از کوچه‌های این شهر است. به این نقطه از تهران می‌رسی، «نان را از هر طرف که بخوانی نان نیست…» و به‌اندازه یک زندگی، به اندازه یک عمر آرزو و به اندازه دنیایی حسرت فرق است بین نان خشخاشی دوآتشه‌ای که شاطرهای نانوایی‌های شمیران به آتش تنور می‎سپارند و نان سنگک ساده‌ای که با دست‌های خالی سر سفره‌های ساده می‌رسد.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شهروند در گزارشی نوشت: «نان را از هر طرف که بخوانی نان نیست» * در کوچه‌های منتهی به جنوبی‌ترین مرزهای تهران، پشتِ دیوار خانه‌های ساده که با نماهای فرسوده و آجرهای رنگ‌پریده‌، شانه‌به‌شانه هم قد کشیده‌اند، حکایتِ نان، حکایتِ دیگری است. گفته بودند در گوشه‌ای از این شهر شلوغ آدم‌هایی هستند که نانِ ساده برای سفره‌های ساده‌شان نسیه می‌برند. نشانی آنها دورترین نشانی این شهر است، ساکنان دورافتاده‌ترین محله‌های پایتخت. آن‌جا که چند قدم مانده تا مرزهای تهران تمام شود، زندگی زیر خطِ فقرِ نان شروع شده است.

چراغ نانوایی را روشن کرده‌اند، شاطر یک ساعت دیگر نانِ ظهر را دست مردم می‌دهد و همان‌طور که بربری‌ها را آماده می‌کند تا به تنور بفرستد، می‌گوید: «کم نیستند. زیادند از بس نان نسیه دادیم حسابش از دستمان در رفته. این‌جا کارگرنشین است. دخل کارگری با خرج زندگی نمی‌خواند. نسیه می‌‌برند. بعضی‌ها، آخر ماه یا چند هفته بعد می‌آیند و پول نانشان را می‌دهند، بعضی‌ها هم نه. حتما ندارند. ما هم حرفی نمی‌زنیم. باز هم که بیایند حرفی نمی‌زنیم، نسیه می‌دهیم.»

شاطرِ محمود یک نان تازه را برمی‌دارد و می‌کوبد روی میخ درخت روبه‌روی نانواییِ خیابان عمرانی در محله اسماعیل‌آباد تهران. اسماعیل‌آباد بخشی از جغرافیای منطقه ١٨ است، جایی در جنوب شرقی تهران. از چند روز پیش پشت شیشه‌اش کاغذی چسبانده و روی آن نوشته «نان، ٧٠٠ تومان» و خودش می‌گوید: «اگر خشخاشی باشد می‌شود ١٠٠٠ تومان اما این‌جا خیلی خشخاشی نمی‌برند.»

دستش را در سطل پلاستیکی سفیدی فرو می‌برد و همین‌طور که خشخاش روی نان‌ها می‌پاشد، از نان خریدن مردم محل می‌گوید: «هزارتومان می‌آورند می‌گویند سه تا ما هم نمی‌گوییم که این پول دو تا نان است، سه تا نان می‌دهیم با این‌که ضرر ما می‌شود. الان هم که شده ٧٠٠ تومان خیلی‌ها نمی‌دانند گران شده با همان قیمت قدیم می‌آیند می‌خرند. این کاغذ را از دیروز که زدیم خیلی‌ها دعوا کردند. گفتند حلالتان نباشد… غیرقانونی می‌فروشید… از گلویتان پایین نرود… ما هم دیدیم وضع اینطور است، گفتیم هر چقدر می‌خواهید بدهید اصلا همان ۵٠٠ تومان را بدهید.»

چند کوچه بالاتر از خیابان عمرانی، در خیابان «سپیده»، پشت نرده‎های سفید یک نانوایی دیگر شاطر عباس، تازه تنورش را روشن کرده، بربری می‌پزد؛ از چند روز پیش هر بربری ٧٠٠تومان. برای او هم نانِ نسیه بردن اهالی محل حرف تازه‌ای نیست آن‌قدر که به کنایه می‌گوید: «تازه شنیده‌اید؟». مویی در آسیاب زندگی و پای تنور سپید کرده: «آدمی که نان را نسیه می‌خواهد حتما ندارد. من که نانِ زندگی‌ام را از نانوایی درآورده‌ام نمی‌توانم دست رد به سینه کسی بزنم. به معتادان نان نمی‌دهم اما بقیه اگر بیایند و نداشته باشند می‌گویم ببرید، هر وقت داشتید بیاورید. حساب دفتری هم ندارم آوردند که آوردند اگر نداشتند هم صلوات بفرستند. دینی به گردنِ ما ندارند»

حکایت نانِ نسیه بر سر سفره‌های ساده، تنها روایت زندگی این روزهای محله اسماعیل‌آباد نیست. در یافت‌آباد شمالی، همانجا که نامش برای آدم‌های آن طرفِ شهر، برای ساکنان جغرافیای بالایِ خط فقر به‌معنای مرکزی برای خرید مبلمان لوکس و تکمیل تجملات زندگی است، آدم‌هایی زندگی می‌کنند که خیلی‌وقت‌ها برای خرید چند لقمه نان، دست‌هایشان خالی است. کنار همین خانه‌ها در یک نانوایی قدیمی، شاطر کمندعلی، نان تافتون می‌فروشد، هر تافتون ۴٢۵تومان و به آنهایی که با دست‌های خالی و صورت‌های سرخ می‌آیند نان، نسیه می‌دهد: «به روشان نمی‌آوریم. خیلی‌هاشون را می‌شناسیم؛ از ساکنان قدیمی این محله‌اند. هنوز اجاره‌نشینن. می‌دونم که وسعشان نمی‌رسد. می‌گم ببرین بعدا بیارین، نمی‌دونم که می‌یارن یا نه اما نمی‌گذاریم دست خالی برن»

نان، این طرفِ شهر برای کارگرانی که بسیاری از آنها با ۶۵٠هزار تومان حقوق ماهیانه و مقرری یارانه‌هایشان زندگی می‌کنند، بخشی از مهم‌ترین مخارج ماهیانه است. آنها با احتساب خط فقر که در تهران یک‌میلیون و ٨۵٠‌هزار تومان اعلام شده و حقوق ۶۵٠‌هزارتومانی‌شان، ماهی یک‌میلیون و ٢٠٠‌هزار تومان از زندگی عقبند. ماه به نیمه برج نرسیده خرج زندگی دخلِ درآمد را آورده و اگر نسیه نباشد سیلی هم صورتِ بابای خانه را سرخ نمی‌کند: «گاهی هم بچه‌هایشان را می‌فرستند که «بابام گفته نون بگیرم خودش بعد می‌یاد حساب می‌کنه»، خودشان‌رو ندارند که بیایند. نه که ما چیزی گفته باشیم. خدا شاهده یک لقمه نان ارزش این حرف‌ها را نداره. اما برایشان سخته که بیان نان نسیه ببرند. بیشتر هم لواش می‌خورند. بربری و سنگک برایشان گران است، میهمان داشته باشند سنگک و بربری می‌برند. وقتی بیایند هم صاف و سرراست نمی‌گویند که نداریم نسیه می‌خواهیم. نان را که می‌گیرند شروع می‌کنند به گشتن جیب‌هایشان و می‌گویند: ‌ای وای کیفم جا موند یا پول خرد ندارم بعد می‌آرم…»

روایت سفره‌های خالی در خانه‌های ساده آدم‌های جنوب تهران تلخ است و تکان‌دهنده و شاید برای خیلی از ساکنان آن طرفِ شهر باورنکردنی. روایتِ کمتر شنیده‌شده از زندگی روزمره شهری است که اختلاف طبقاتی در آن به نقطه‌ای رسیده که عده‌ای در یک طرف روزشان را با انواع نان‌های فرانسوی و ایتالیایی، نانِ سیب و کشمش، نانِ گردو و غلات و نانِ نسکافه و قهوه شروع می‌کنند و آن طرف شهر عده‌ای دیگر برای آوردن نان ساده بر سر سفره‌های خالی نان را نسیه می‌برند. با همه اینها در کوچه پس‌کوچه‌های جنوبی تهران در محله‌های مناطق ١٧ و ١٨ و ١٩ یعنی همان مناطقی نان نسیه دادن به آدم‌ها بخشی از روزمرگی‌های بسیاری از نانوایی‌هاست کمتر مغازه‌ای هست که پشت شیشه‌اش نوشته باشد «نان نسیه نمی‌دهیم.»

علی‌اکبر شاطر یک نانوایی سنگکی در شادآباد می‌گوید زندگی در این محله‌ها فرق می‌کند، رابطه آدم‌ها با هم فرق دارد، اصلا مغازه‌ای نیست که حساب دفتری نداشته باشد. به گفته او تا چند‌سال پیش مردم کمتر نان نسیه می‌گرفتند: «آدم‌هایِ این‌قدر ضعیف که نان را هم نسیه ببرند کم بودند. چند ساله بیشتر. اگر این یارانه نباشد نان هم ندارند بخورند. اوایل خودم خجالت می‌کشیدم وقتی کسی می‌آمد و نان نسیه می‌خواست الان دیگر آن‌قدر آمدند و گرفتند عادی شده. اگر معتاد خیابان بودند آدم این‌قدر شرمنده نمی‌شد اما آدم‌های آبرودارند، خانواده دارند… زورشان نمی‌رسد دیگر»

قصه نان در کوچه پس‌کوچه‌های جنوب تهران تنها روایت نداری و تنگدستی نیست، حکایت جوانمردی و بخشش هم هست. حکایتی که روی دیگری از زندگی اجتماعی را در جغرافیای فقرِ تهران نشان می‌دهد. روایتِ زنده‌ماندن روحیه جوانمردی در آدم‌هایی که دست‌هایشان هنوز بخشنده است.

آنها که بی‌نام و نشان می‌آیند و پول نانِ نسیه را می‌دهند. حسین، شاطرِ یک نانوایی سنگکی در حریم راه‌آهن در منطقه ١٧ آنها را خوب می‌شناسد: «افراد خیری هستند که ساکن همین محله‌اند و می‌دانند در خانه‌های مردم چه خبر است. از جاهای دیگر نه… کسی نمی‌آید. همسایه از حال همسایه خبر دارد وگرنه آنها که بالای شهرند از کجا بدونن مردم این پایین چطور زندگی می‌کنند؟ ما حساب دفتری نداریم که به‌نام کسی بنویسیم چقدر نان برده اما آنها به خواست خودشان می‌آیند حساب نان‌های نسیه‌ای که مردم می‌برند را می‌دهند مثلا می‌گوییم ٢٠٠ نان در ماه بوده یا سه تا تنور بوده. در یکی از نانوایی‌های ١٣ آبان خیری به مردم کاغذهایی را مثل کوپن می‌دهد که براساس آنها مثلا هفتگی می‌توانند نانشان را رایگان بخرند و آخر ماه طبق تعداد همین برگه‌ها هر چه باشد را پرداخت می‌کند.»

در محله‌های جنوبی تهران، جایی که نان خریدن در خرج و مخارج روزمره حساب و کتاب دارد، نان وعده قوت غالب و گاه تنها غذایی است که سر سفره بعضی خانه‌ها لقمه می‌شود و به گلو می‌رود.

مرکز آمار کشور پیشتر اعلام کرده بود ١٢‌درصد درآمد ماهیانه یک خانواده کم‌درآمد به نان اختصاص دارد. اما مصرف نان بین دهک‌های مختلف جامعه یکسان نیست و براساس نتایج آمارگیری مرکز آمار قشر کم‌درآمد به علت ناتوانی مالی برای خرید مرغ و گوشت بیشتر نان مصرف می‌کنند. طبق همین آمارها که خبرگزاری مهر منتشر کرده بود، در جوامع شهری در دهک اول ٢٩٧‌هزار تومان، دهک دوم ٣٨٣‌هزار تومان، دهک سوم ۴١٨ هزارتومان، دهک چهارم ۴۴١‌هزار تومان، دهک پنجم ۴۵٠‌هزار تومان، دهک ششم ۴٧٨‌هزار تومان، دهک هفتم ۴٨٧‌هزار تومان، دهک هشتم ۴٩٢‌هزار تومان، دهک نهم ۵٠٣‌هزار تومان و دهک دهم ۵٢٣‌هزار تومان سالیانه نان می‌خرند و خانواده‌های شهری به‌طور متوسط ۴۵٠‌هزارتومان در‌سال برای نان هزینه می‌کنند که حالا این روزها با افزایش ٣٠‌درصدی قیمت نان فشار بر دوش قشر کم‌درآمد جامعه از این هم بیشتر می‌شود.

اگرچه بسیاری از مسئولان وقتی حرف گرانی نان می‌شود، رسانه‌ها را به بی‌انصافی و جانبداری متهم می‌کنند و می‌گویند ٢٠٠ تومان اضافه‌تر که فشاری به خانواده‌ها نمی‌آورد اما آنچه در کوچه‌های دور و نزدیک این شهر می‌گذرد روی دیگری از زندگی را – آن هم در پایتخت- نشان می‌دهد که با این حرف‌ها و تحلیل‌ها سر سازگاری ندارد. کم نیستند آدم‌هایی که پیش از این بدون همین افزایش ٣٠‌درصدی هم نان رساندن سر سفره‎ها در خیلی از روزهای ماه برایشان آسان نبوده است و این نه روایت آدم‌هایی پراکنده در یک محله که حکایت زندگی آدم‌های زیادی در محله‌های پراکنده در جنوب تهران امروز که از چندین‌سال پیش است.

نانِ نسیه به خانه بردن در این محله‌ها چنان درد فراگیری شده که در چند‌سال اخیر تعدادی از سازمان‌ها و نهادهای عمومی بخشی از اعتباراتشان برای فعالیت‌های عام‌المنفعه و خیریه را صرف صاف‌کردن حساب نسیه مردم می‌کنند نه این‌که آنها بدانند، بی‌خبر و بی‌نام و نشان. افرادی به‌طور ناشناس و بدون این‌که کسی بداند از کجا آمده‌اند در اعیاد، در روزهای ماه رمضان و هر روزی از‌سال که بهانه‌ای برای کار خیر است می‌آیند و حساب نان نسیه مردم را در نانوایی‌ها و حساب نسیه آنها را در دیگر مغازه‌های محله‌ها در بقالی و قصابی صاف می‌کنند و می‌روند. یکی از این سازمان‌ها شهرداری تهران است که از چند‌سال پیش پول نان نسیه مردم را می‌دهد. ماجرا از آنجایی شروع شد که محمدباقر قالیباف، شهردار تهران در بازدید از یکی از مناطق جنوبی تهران دید که پشت شیشه نانوایی نوشته‌اند: «نان نسیه داده نمی‌شود». او بعدها در سخنرانی‌ای گفت: «از دیدن این جمله شوکه شدم و فکر کردم مگر کسی هم هست که نان نسیه بگیرد؟» از آن زمان تاکنون آدم‌هایی گاه‌و‌بیگاه به مغازه‌های جنوب تهران به نانوایی‌ها سر می‌کشند و حساب دفتری مغازه‌ها را ورق می‌زنند؛ ١٠‌هزار تومان، ۵٠‌هزار تومان، ٢۵‌هزار تومان و این خرده‌حساب را صاف می‎کنند و می‌روند.

در ماجرای نان نسیه خریدن مردم در این کوچه‌های پرت و محله‌های دورافتاده، فقط پای خیران و نهادهای اجتماعی مثل شهرداری تهران در میان نیست، پای مساجد هم در میان است. قربانعلی، شاطر یکی از نانوایی‌های بربری در خیابان زندیه از ژتون‌هایی می‌گوید که تعدادی از مساجد برای خرید نسیه به مردم نیازمند می‌دهند: «چند‌سال پیش در نانوایی لواشی کار می‌کردم که مسجد محلش پول نان نسیه مردم را سر ماه می‌پرداخت. این مسجد ژتون‌هایی به سرپرست خانواده‌های نیازمند داده بود که با آن تعداد مشخصی نان در ماه می‌گرفتند، زن و بچه‌هایشان هم خبر نداشتند. آخر ماه به تعداد ژتون‌ها پول نان را می‌دادند.»

آنطور که حجت‌الاسلام‌والمسلمین صفر شعبانی، دبیر دبیران شورایاری‌های منطقه ١٨ و امام جماعت مسجد ولی عصر در این منطقه به «شهروند» می‌گوید: هزینه خرید نان برای افراد نیازمند از محل خمس و زکات، نذورات و کفاره‌هایی که مردم به مساجد می‌دهند تأمین می‌شود: «هر مسجدی به شیوه خودش عمل می‌کند اینطور نیست که همه مساجد به مردم ژتون یا برگه کوپن بدهد و اگر هم می‌دهد برای روشن شدن حساب مسجد مثلا با نانوایی است که حقی از نانوا ضایع نشود. بیشتر مساجد مثلا با نانوایی‌ها توافق می‌کنند که چند تنور را در ماه نان نسیه بدهند یا مثلا معادل رقم مشخصی برای مثال ۵٠٠ هزارتومان نان به نیازمندان بدهند و بعد از مسجد بگیرند. خیلی‌وقت‌ها هم خیران از طریق مساجد بانی این کارند که نمی‌خواهند نام و نشانی هم از خودشان بگذارند»

نذر نان که از قدیم بین ایرانیان رواج داشته هنوز هم در مناطق جنوبی تهران یک رسم مرسوم و شناخته‌شده است. پنجشنبه‌ها، ماه رمضان، تاسوعا و عاشورا افرادی هستند که یک تنور یا چند تنور نان نذر می‌کنند. میرزا شاطر یک نانوایی بربری در جنوب تهران می‌گوید: «نه همه پنجشنبه‌ها اما تقریبا یکی در میان افرادی هستند که می‌آیند یک تنور را نذر می‌کنند و می‌گویند صلواتی به مردم بدهید. تقریبا نصف نانِ یک تنور را صلواتی به همه مشتری‌ها می‌دهم و بقیه را کنار می‌گذارم برای کسانی که می‌دانم نیازمندند و نان نسیه می‌گیرند… می‌آیند و می‌برند»

ظهر است و صدای اذان در کوچه‌های شهر پیچیده. آدم‌ها از خانه‌های دور و نزدیک بیرون آمده‌اند که نان ببرند. شاطرها می‌گویند نان نسیه را در خلوتی می‌برند. وقتی کسی نباشد، همسایه‌ای آشنایی. خیلی‌وقت‌ها هم شاطرها آبروداری می‌کنند و نانِ نسیه‌بران را کنار می‌گذارند که وقتی می‌آیند جلوی «در و همسایه‌ها سکه یک پول نشوند.»

حکایت نان نسیه در جنوب تهران، حکایت یک محله و یک نانوایی و یک کوچه نیست؛ واقعیت روزمره خیلی از کوچه‌های این شهر است. به این نقطه از تهران می‌رسی، «نان را از هر طرف که بخوانی نان نیست…» و به‌اندازه یک زندگی، به اندازه یک عمر آرزو و به اندازه دنیایی حسرت فرق است بین نان خشخاشی دوآتشه‌ای که شاطرهای نانوایی‌های شمیران به آتش تنور می‎سپارند و نان سنگک ساده‌ای که با دست‌های خالی سر سفره‌های ساده می‌رسد.

نان را از این طرفِ شهر که بخوانی یک واژه سه‌حرفی ساده نیست؛ ماجرایی دارد، قصه‌ای و اندوهی.

* شعری از قیصر امین‌پور

http://www.salamatnews.com/news/130583

 

طی هشت ماهه گذشته؛

واردات تنباکو افزایش و آبگونه‌های الکلی کاهش یافت

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232604

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایرا ن – ایلنا در تاریخ ۲۱ آذر ۹۳ آمده است :  طی ۸ ماه گذشته واردات توتون و تنباکو با ۴ درصد رشد و واردات نوشابه‌ها و آبگونه‌های الکلی ۱۲۴ درصد کاهش یافت.

به گزارش خبرنگار ایلنا و براساس آمار گمرک ج. ا. ایران در بخش واردات محصولات صنایع غذایی – نوشابه ها- آبگونه‌های الکی و سرکه ها- توتون و تنباکو و بدل ساخته آن‌ها میزان واردات برخی از اقلام نظیر فراورده‌های گوشت – ماهی – قشرداران – صدفداران یا سایر آبزیان فاقد ستون فقرات با رشد همراه بوده و به ۱۶۱ هزار و ۵۵۵ دلار رسیده است.

همچنین واردات قند و شکر و شیرینی با ۲۳ درصد رشد به لحاظ ارزشی به ۴۸۱ میلیون و ۸۲۴ هزار و ۹۵۷ دلار، واردات کاکائو و فرآورده‌های آن با ۵ درصد رشد نسبت به سال گذشته به ۶۰ میلیون و ۵۴۴ هزار و ۳۴۸ دلار، واردات فرآورده‌های غلات، آرد، نشاسته، فکول یا شیر و نان‌های شیرینی با کاهش ۲۷۷ درصدی به ۱میلیون و ۱۷۲ هزار و ۳۳۰ دلار و واردات فرآورده‌های خوراکی گوناگون با ۳۴ درصد کاهش به ۸۲ میلیون و ۸۲ هزار و ۳۸۸ دلار رسیده است.

همچنین میزان واردات سبزیجات، میوه‌ها و سایر اجزاء نباتات با ۱۳ درصد کاهش به ۳۰ میلیون و ۱۲ هزار و ۵۹۰ دلار، نوشابه‌ها، آبگونه‌های الکلی و سرکه با ۱۲۴ درصد کاهش نسبت به مدت مشابه در سال گذشته از ۱ میلیون و ۵۶۷ هزار و ۲۴۳ به ۶۹۷ هزار ۹۸۶ دلار، آخال و تفاله صنایع خوراک سازی و خوراکیهای ماده برای حیوانات با ۹ درصد افزایش به ۱ میلیارد و ۸۱ میلیون و ۲۶ هزار و ۸۹۵ دلار و واردات توتون و تنباکو و بدل توتون و تنباکو ساخته شده با ۴ درصد افزایش به ۱۶۵ میلیون و ۴۵۲ هزار و ۹۴۸ دلار رسیده است.

پایان پیام

رادیوآوانگارد:گفتگو با همسر کارگر زندانی ریبوار عبدالهی

گوش کنید: https://soundcloud.com/radio-avangard/bhrvxjlcya5d

رییس جمهور و وزیر کار از کارخانه شیر پگاه بازدید کردند

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232876

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایران – ایلنا در تاریخ ۲۲ آذر ۹۳ آمده است : همزمان با اربعین حسینی (ع) رئیس‌جمهور و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مراسم عزاداری کارگران کارخانه شیر پگاه تهران شرکت کردند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، صبح امروز حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی٬ رئیس جمهور و علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی پس از بازدید از خطوط تولید کارخانه صنایع شیر پگاه تهران و نمایشگاه توانمندی‌های این شرکت٬ در مراسم عزاداری کارگران این کارخانه شرکت کردند.

به گفته مسئولان شیر پگاه در نمایشگاه توانمندی‌های این شرکت نمونه‌هایی از ۱۴۵۰ قطعات فنی و لوازم یدکی ساخت کارخانه‌های داخل کشور به نمایش گذاشته شده است؛ این قطعات تا پیش از اعمال تحریم‌های اقتصادی از خارج کشور وارد می‌شدند.

گفته می‌شود طنایع لبنی در ایران به حدود ۳ هزار قطعه یدکی نیاز دارد که در حال حاضر نیمی از آن‌ها در داخل کشور تولید می‌شود.

در حاشیه این مراسم وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ضمن تسلیت اربعین حسینی به خبرنگار ایلنا گفت: بازدید امروز این پیام را دارد که دولت برای اشتغال و افزایش تولید اهمیت ویژه‌ای قائل است.

ربیعی افزود: بازدید امروز رئیس جمهور از کارخانه پگاه حامل این پیام بود که دولت به مساله اشتغال و افزایش تولید اهمیت می‌دهد، چنانچه هم اکنون موضوعات مربوط به اشتغال و افزایش تولید در جلسات شورای عالی اشتغال و هیات دولت با جدیت دنبال می‌شود.

به گفته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی حضور رئیس‌جمهور در مراسم عزاداری کارگران پگاه بیانگر نگاه ویژه دولت به تولید است. اینکه رئیس‌جمهور در روز تعطیل عمومی از یک محیط صنعتی بازدید می‌کند؛ یعنی مساله بهره‌وری و فعالیت در اولویت برنامه‌های دولت است.وی یادآور شد: در یک سال گذشته٬ دولت برای مقابله با رشد ۵۶- (منفی ۵۶) درصدی حاصل از رکود انباشته٬ برنامه‌های مختلفی را در دست اجرا داشته است٬یکی از برنامه‌ها این بود که برای خروج از این وضعیت از یک جهش اقتصادی استفاده شود و بر همین اساس شورایعالی اشتغال در جلسات بررسی لایحه حمایت از تولید و بهبود فضای کسب و کار تلاش کرد به مساله اشتغال توجه ویژه‌ای داشته باشدوی در خصوص دومین پیامی که بازدید امروز گفت: بازدید رئیس جمهور حامل این پیام نیز بود که بین دین با توسعه و مذهب با صنعت هیچ تضادی نیست، ارزش کار کارگران در حد و اندازه جهاد است، چنانچه میان عزاداری برای امام حسین (ع) با فعالیت تولیدی، ایجاد ارزش افزوده و بهبود وضع جامعه هیچ منافاتی وجود ندارد.وی ادامه داد: همزمان شدن این بازدید با مراسم عزاداری روز اربعین حسینی بیانگر آن است که هیچ تضادی میان کار و کوشش با دین و مذهب نیست چنانچه اگر امام حسین (ع) در زمان خود بر حسب وظیفه و تکلیف در روز عاشورا در کربلا حاضر شد، امروز ما وظیفه داریم که رشد تولید را افزایش دهیم.

وزیر کار همچنین بازدید امروز رئیس‌جمهور را بیانگر توجه دولت به سیاست‌های رفاهی دانست و افزود: این بازدید حامل این پیام بود که دولت به برنامه‌های خود در خصوص بهبود وضعیت سلامت نوزادان در هزار روز نخستین زندگی و رفع سوءتغذیه مادران و کودکان توجه‌ای ویژه‌ دارد.وی با بیان اینکه مطابق بودجه سال ۹۳ مبلغ دو هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان بابت مبارزه با فقر غذایی در نظر گرفته شد٬ افزود: از این مبلغ حدود ۳۰۰ میلیارد تومان به توزیع شیر رایگان نوزادان اختصاص یافته است و امیدواریم در سال ۹۴ نیز بتوانیم این سیاست‌ها را دنبال کنیم.

ربیعی با اشاره به اینکه هم‌اکنون سرانه مصرف لبنیات در ایران ۸۵ کیلوگرم ارزیابی می‌شود٬ افزود: این میزان با سرانه جهانی حدود ۴۳ درصد اختلاف دارد.

وی با بیان اینکه سرانه استاندارد مصرف لبنیات در جهان در حدود ۱۸۵ کیلوگرم برای هر نفر است٬ افزود: باید در سبد غذایی شهروندان این تغییر را ایجاد کنیم که مصرف شیر و فرآورده‌های لبنی غذایی از بروز بسیاری بیماری‌ها پیشگیری می‌کند.
ربیعی از شیر به عنوان یک منبع مغذی و سالم یاد کرد و افزود: سبک مصرف غذایی در ایران باید در جهتی تغییر کند که در سبد مصرفی خانواده‌ها جایگاه‌ بیشتری برای شیر و فراورده‌های شیری در نظر گرفته شود.

پایان پیام

گزارش میدانی پارسینه از گرانی نان – تهران گردی با طعم گلایه های نان و نانوا25179

http://www.etehadeh.com/?page=news&nid=4066

به نوشته سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران آمده است : پیرزن با پشتی خمیده و دستانی لرزان دو نان سنگگ را به دست گرفته و زیر لب گلایه می کند:” دو تا سنکک ۲۰۰۰ تومان.مگر ما سر گنج نشسته ایم”، ” چه روزگاری است که ما داریم” و….زمزمه هایش را شاید بتوان درد و دل های این روزهای بسیاری از خانوارهای ایرانی دانست که نان قوت غالبشان است و حالا با گرانی اش به درد سر افتاده اند و از دولت و نانوایان گله دارند.

سرویس اجتماعی پارسینه: پیرزن با پشتی خمیده و دستانی لرزان دو نان سنگگ را به دست گرفته و زیر لب گلایه می کند:” دو تا سنکک ۲۰۰۰ تومان.مگر ما سر گنج نشسته ایم”، ” چه روزگاری است که ما داریم” و….زمزمه هایش را شاید بتوان درد و دل های این روزهای بسیاری از خانوارهای ایرانی دانست که نان قوت غالبشان است و حالا با گرانی اش به درد سر افتاده اند و از دولت و نانوایان گله دارند.

گرانی که از روز دهم آذر ماه با جواب بله دولتی ها به گرانی ۳۰ درصدی نان رقم خورد و حالا به گفته مردم و بنا بر گزارش های میدانی پارسینه، میزان گرانی ها بیشتراست  از آنچه که دولت اعلام کرده است و هر چه می گذرد گلایه های نانی مردم شدت می گیرد.

در واقع ، کافی است گشتی در نانوایی های محلات مختلف تهران زد تا از قیمت های متفاوت نان انگشت به دهان ماند! انگار نه انگار که نان در یک شهر و با یک تعرفه قیمت به فروش می رسد.

وضعیت نان در غرب تهران

صف نانوایی ها در یکی از میادین میوه و تره بار تهران در منطقه شهران شلوغ است . انگار نه انگار که نان گران شده.البته این تره بار سه نانوایی سنگکی، تافتونی و بربری را کنار هم دارد.

به صف شلوغ بربری نزدیک می شوم.روی شیشه نانوایی نوشته شده: بربری خشخاشی ۸۰۰ تومان و بربری ساده ۷۰۰ تومان.لطفا سوال نفرمایید.

وارد صف می شوم .مردی از سرمای هوا گله می کند.سر حرف را باز می کنم.می گویم نان هم که گران شد.لبخندی تلخ می زند و می گوید: بگو چه چیزی گران نشده است.

با او همدردی که می کنم خانم پشت سری می گوید: معلوم نیست چرا حقوق کارمندها اضافه نمی شود.اینطورپیش برود نان هم نمی توانیم بخوریم.

از زن درباره کیفیت بربری این نانوایی می پرسم.می گوید: یک روز بماند مثل لاستیک می شود اما خوب ما همین یک بربری فروشی را در این اطراف داریم.

می پرسم نان گران شد کیفیت بهتر نشد؟ می گوید: حالا خودت امتحان کن می فهمی.تازه از حجم نان و خشخاش رویش هم کم شده.

به صف نانوایی تافتونی می روم.پیر مردی با عصا کنارم ایستاده و می گوید: ببین نان ها چقدری شده!این که یک بچه را هم سیر نمی کند.

می پرسم: مگر پیش از این نان این نانوایی چگونه بود؟می گوید: دروغ نگویم دو برابر بود اما حداقل یک هوا از این بزرگتر بود تازه احساس می کنم نان نازک تر هم شده است.

وقتی از نانوا سوال می کنم چرا نانها کوچک شده  با عصبانیت جواب می دهد: اندازه چانه ها و قیمت را دولت تعیین کرده ما هم رعایت می کنیم دوست نداری نخر!به این ترتیب است که یک نان تافتون سنتی را ۴۵۰ تومان می خرم و از صف جدا می شوم.

به نظر می رسد چون در نان تافتون از خشخاش استفاده نمی شود تا بهانه ای برای گرانی نان باشد اندازه ها به طور محسوس کوچک شده اند.

حالا نوبت نانوایی سنگکی است.دختر توی صف می گوید: سنکگ ساده ۸۰۰ تومن و سنگک خشخاشی ۱۲۰۰ است.از او درباره کیفیت مان می پرسم که می گوید: این سنکگ ماشینی است و و همینطوری هم خمیر است چه برسد به این که بماند و بیات شود.

او ادامه می دهد: باز هم وضع نان های خشخاشی بهتر است .انگار برشته تر می شوند.

وقتی از نانوا در باره نرخ های جدید می پرسم او که نامش محمد است می گوید: والا ما هم راضی به فشار اوردن به مردم نیستیم.بالاخره ما هم عضوی از همین مردمم.خودمان هم نان مصرف می کنیم اما وقتی هزینه گندم و آرد و آب  برق و گاز بالا می رود ما هم باید به نوعی این کمبودها را جبران کنیم.

محمد تاکید می کند: همین که اعلام شد نان گران شده قیمت کنجد بالا رفته و دست ما را در حنا گذاشته و من امروز کنجد کیسه ای ۵۰ هزار تومان را  ۹۰ هزار تومان خریدم.

شمال و شرق تهران و نرخ نان

در شمال تهران اما گلایه ها از گرانی نان کمتر است و مردم بیشتر ناراضی از کیفیت نان ها هستند.روی شیشه یک نانوایی سنگکی در خیابان پاسداران با حروف درشت درج شده: اندازه نان کوچک شده ، لطفا سوال نفرمایید!اما وقتی در صف می ایستم متوجه می شوم که اندازه نان ها متفاوت است.

وقتی تعجم را ابراز می کنم پسری که در جلوی من ایستاده می گوید: نان در این نانوایی به ۳ اندازه است، ۸۰۰ تومانی، ۱۰۰۰ تومانی و ۱۲۰۰ تومانی.هزینه خشخاش هم جداست!

او به نانی که دست یکی از مشتریها است اشاره می کند و می گوید: ببینید، کنجدی که روی آن پاشیده‌اند حتی اندازه یک قاشق هم نیست اما ۳۰۰ تومان نان را گران تر می کند!

وقتی نوبت به من می رسد از نانوا می پرسم: چرا اندازه نان ها فرق دارد.

او می گوید: با توجه به ۳۰ درصدی که دولت نان را گران کرده و هزینه ها ی ما را جبران نمی کند، چانه های خمیر کوچک تر شده است و ما برای جلب رضایت مشتری نسبت به اندازه چانه های خمیر نان می فروشیم.

می پرسم با گرانی کیفیت اردها تغییر کرده است؟جواب می دهد: نه خواهرم همانی است که بود!

وضعیت یک نان بربری فروشی در تهران پارس هم به همین شکل  است.مردم از بی کیفیتی و خمیر بودن نان ها گلایه دارند و از گرانی بی دلیل شاکیند.

شاطر با انصاف در شهر ری

 

شاطر عباس اما در شهر ری از قدیمی های صنف نانوا هاست .خودش می گوید ، پدرانش هم نانوا بوده اند و در واقع این شغل در خانواده انها موروثی است.

او هم می گوید، به دلیل گرانی نان شرمنده مردم است.

وجه تمایز شاطر عباس اما با دیگر نانواهای تهرانی انصاف اوست که زبانزد محل است.مشتریانش به پارسینه می گویند با گرانی نان نه اندازه ها کوچک کرده نه خشخاش را کم کرده و نانش مثل همیشه با کیفیت است.

در این میان نکته بارز این نانوایی این است که به گفته مردم محل تا ۲ روز پیش قیمت ها را گران نکرده بود چرا که ارد ارزان در اختیار داشت.

خود شاطر عباس در این خصوص می گوید: ما حلال و حرام سرمان می شود.خودمان هم نان سر سفره می بریم.

او از گرانی آرد بعد از اعلام قیمت های جدید گله می کند و می گوید: از روز اعلام رسمی افزایش قیمت نان، هر گونی ۴۰  ۵۰ کیلویی آرد ۱۰ تا ۱۵ هزارتومان‌ گران شده‌ است.

شاطر عباس همچنین از هزینه گزاف برق و گاز گله دارد و خطاب به دولتی ها می گوید: از دولت محترم می خواهم فکری به حال هزینه های جانبی نانوایی ها کند تا ما شرمنده مردم نشویم.

مبارزه برای افزایش دستمزدها و وظایف سندیکاهای کارگری

https://tabaqe.com/?p=2588

به نوشته سایت طبقه دات کام به نقل از اتحاد کارگر در تاریخ ۲۲ آذر ۹۳ آمده است : با نزدیک شدنِ زمانِ جلساتِ شورای عالی کار برای تعیینِ دستمزدِ ۹۴، باید از هم اکنون آماده و جنبشِ اعتراضی زحمتکشان را سازماندهی بکنیم. باید نقشِ مخربِ تشکیلاتِ زردِ کارگری و تقابلِ عملکردهایِ آنها با منافعِ طبقاتی کارگران را افشا کنیم…

با نزدیک شدن زمانِ تعیینِ مزدِ ۹۴ کارگران، در تبعیت از دستوراتِ نهادهای امپریالیستی صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و در راستای آزاد سازی اقتصاد، دولتِ یازدهمِ جمهوری اسلامی هدفِ یورشِ دیگری به مزد، امنیتِ شغلی، حقوقِ سندیکایی، و بطورِ کلی منافعِ طبقاتی کارگران را دارد.

چپاولِ اموالِ ملی تحتِ عنوانِ خصوصی سازی، ارزان کردنِ نیرویِ کار و آزاد سازی مزدِ کارگران، مقررات زدایی در روابطِ کار از طریقِ حذفِ بخش‌های حمایتی قانونِ کار و بطورِ کلی آزاد سازیِ قیمت‌ها توسطِ حذفِ یارانه‌ها (اجرایِ قانونِ ضدِ ملی هدفمندیِ یارانه‌ها)، مولفه‌های مختلفِ اقتصادِ مقاومتی یا آزاد سازی اقتصاد است. ترفندهای چند ماهِ اخیر دستگاهِ حاکمه برای تعیینِ دستمزد برمبنایِ “بهره‌وری” و “اصلاحِ قانونِ کار”، بخش‌های جدایی ناپذیریِ از تلاشِ حاکمیت برایِ “آزاد سازیِ اقتصاد” است.

مطابقِ ماده ۴۱ قانونِ کار، حداقل مزد کارگران باید بر اساس نرخ تورم و هزینه خانوارِ کارگری تعیین گردد. روزِ ۲۱ آبان ۹۳ ایلنا گزارش داد، “هزینه زندگی ماهانه خانوار کارگری از مرز ۳ میلیون تومان گذشت”؛ یعنی خطِ فقر پنج برابر ۶۰۹هزار تومان حداقل دستمزدِ ۹۳ کارگران است؛ و مطابقِ گفتۀ معاونِ وزیرِ کار سیدحسنِ هفده‌تن، “در (فاصله) سال‌های ۷۶ تا ۹۰ سهم مزد در هزینه تمام شده تولید از حدود ۱۳ درصد به حدود ۵ درصد کاهش یافته است.”

با تمامِ این اوصاف، با بکارگیریِ عناصریِ از تشکیلاتِ زردِ کارگری در به اصطلاح “کارگروه تخصصی مزد و بهره‌وری”، از اردیبهشت ماهِ سالِ جاری، جمهوریِ اسلامی یورشِ جدیدی برایِ آزاد سازی مزدِ کارگران، از طریقِ تعیین دستمزد با “مدلِ جدیدِ بهره‌وری” را آغاز کرده است. در دو ماهِ اخیر، با به اصطلاح بررسی مزدِ کارگران در صنایعِ غذایی و دارویی، “کارگروه تخصصی مزد و بهره‌وری” گزارش‌هایی تهیه و به وزارتِ کار ارائه کرده است.

بر اساسِ مصاحبه‌های رئیس کارگروه با رسانه‌های دولتی، “در ایران ما ۳۵ تا ۶۳ درصد هزینه واسطه‌گری نابجای مواد خام (اولیه) داریم”؛ و گزارش‌های کارگروه تاکید فراوان رویِ “نقشِ پررنگ واسطه‌ها” و “عدم شفافیتِ عملکردها ” در این صنایع را داشت و اشاره‌ای به دستمزدِ کارگران به‌عنوانِ مانعی در تولید نکرد.

مطابقِ گزارشِ ۲۴ آبان خبرگزاری مهر، با اعلامِ اینکه “آنچنان هم که می‌گویند حاشیه سود (تولید) پائین نیست، بلکه از حاشیه مناسبی برخوردار است” و خواندنِ قانونِ کار به‌عنوانِ “چتری سوراخ”، در تقدیر نامۀ خود به ربیعی و به‌عنوانِ ترفندی جدید برای پیش‌بردِ “اصلاح قانونِ کار”، رئیسِ کارگروه از ربیعی خواست که “یک اقدامِ انقلابی صورت گیرد و ماده ۴۱ قانونِ کار….محقق گردد.” به عبارتِ دیگر، اجرایِ ماده ۴۱ قانونِ کار یک عمل “انقلابی” و لطفی به کارگران است نه حقِ آنها.

روزِ ۱۴ آبان خبرگزاری مهر گزارش از بررسی طرحی دیگر در وزارتِ کار در قالبِ افزایش سنوات کارگران “برای جبرانِ بخشی از شکاف بین دستمزدها و هزینه‌های مشمولان قانون کار در سال ۹۳″ را داد. پایه سنواتی گروه یک شغلی در حالِ حاضر روزانه ۵۰۰ تومان، یعنی ماهیانه ۱۵هزار تومان است. به‌عنوانِ ترفندی جدید، مطابقِ گزارشِ ۱۹ آبانِ خبرگزاری مهر، وزارتِ کارِ دولتِ یازدهم نظرِ افزایشِ ۲ برابری پایه سنواتی را دارد؛ به عبارتِ دیگر، برایِ کارگران با حداقل دستمزد، “پایه سنوانی ۱۵هزار تومان به ۳۰هزارتومان افزایش” می‌یابد. در شرایطی که هزینۀ ماهیانۀ خانواده ۴ نفرۀ کارگری ۲٫۵ میلیون تومان بالاتر از دستمزدِ کارگران است؛ ارائه ۱۵هزار تومان “برای جبران شکاف” بین دستمزد و هزینه، دهن کجی به کارگران و کودکان آن‌هاست.

در سه گزارشِ مختلف: روزِ ۸ شهریور ۹۳، خبرگزاریِ مهر خبر از طرحِ جدید دولت برای حذفِ تبصره‌های ۱ و ۲ ماده ۲۷ قانونِ کار در قالبِ «طرح امنیت شغلی کارگران و امنیت سرمایه‌گذاری کارفرما» را داد؛ که بر اساسِ گزارش ۶ آبان، دولتِ “پیشنهادِ واگذاری فسخ قراردادهای کار به کارفرمایان در ازای تبدیل قراردادهای موقت به دائم” را می‌دهد؛ و روزِ ۷ شهریور، رئیس کارگروه “مزد و بهره‌وری” اعلام کرد، “نمایندگان کارگران و کارفرمایان با کلیات طرح دولت موافقت کردند.”

مسلماً با دادنِ اختیارِ اخراجِ کارگران به کارفرمایان، تبدیلِ قراردادهایِ کار موقت به دائمی مفهومی نخواهد داشت. برایِ تکمیلِ این طرحِ بغایت ضدِ کارگری، روزِ ۱۶ آبان، واپسگرایانِ جمهوریِ اسلامی نمایشی مزورانه با عنوانِ مناظره، با شرکتِ دو نمایندۀ مرتجعِ مجلس، دو نمایندۀ از تشکیلاتِ کارفرمایی، و یک نماینده از تشکیلاتِ زردِ کارگری را ترتیب دادند.

روزِ ۱۹ آبان، با انتشارِ یادداشتی، اعضایِ هیئتِ رئیسه فراکسیون کارگری مجلس، خبر از “دریافتِ چند صد میلیون وجه نقد و کارت هدیه با دستور عنصرِ فاسد (مرتضوی)”، توسطِ نماینده کارگری را دادند. با وصفِ تمامِ تلاش‌های مزورانۀ سخنرانان و مجریِ برنامه برای مانعِ تولید جلوه دادنِ قانونِ کار، در نظرِ سنجی برنامه، ۹۱ درصد از بینندگان، علیه خواستۀ دولت رای دادند.

به نقل از مشاور عالی شوراهای اسلامی کار کشور، روزِ ۳ آذر ۹۳، ایسنا نوشت، “در هر دو مرحله طرح هدفمندی یارانه‌ها برای حمایت از تولید مزایایی در نظر گرفته شد…..ولی متاسفانه این اتفاق نیفتاد.”

با ترفندِ اختصاصِ بخشِ قابلِ توجهی از درآمدهایِ حاصل از اجرایِ فازهایِ اول و دومِ “هدفمندیِ یارانه‌ها” به تولید، و پشت کردن به وعده‌های خود در هر دو فاز، رهبرانِ واپسگریِ جمهوریِ اسلامی باعث ویرانی هزارانِ کارخانۀ تولیدی و بیکاریِ میلیون‌ها نفر از کارگرانِ کشورمان شدند.

با همان ترفند، جمهوریِ اسلامی هدفِ ارزان‌تر کردنِ نیرویِ کار و نابودی امنیتِ شغلی کارگران را دارد. با نزدیک شدنِ زمانِ جلساتِ شورای عالی کار برای تعیینِ دستمزدِ ۹۴، باید از هم اکنون آماده و جنبشِ اعتراضی زحمتکشان را سازماندهی بکنیم.

باید نقشِ مخربِ تشکیلاتِ زردِ کارگری و تقابلِ عملکردهایِ آنها با منافعِ طبقاتی کارگران را افشا کنیم. تنها سلاحِ کارگران در مقابله با حملاتِ وحشیانۀ جمهوریِ اسلامی، سازماندهیِ تشکیلاتِ مستقلِ کارگری و مبارزه‌ای پیگیر و متحد است.

مسمومیت سه کارگر در عسلویه

 margkudakkar-2

http://www.ofros.com/gozaresh/ykargar_gavka.htm

به نوشته سایت افق روشن به تاریخ ۲۲ آذر ۹۳ آمده است :طبق اخبار رسیده، سه کارگر دیگر به کام گاز کشنده ترش گرفتار آمدند. دیروز سه کارگر که برای شروع بهره برداری در فازهای ١٧ و ١٨ در منطقه حضور داشتند در حالیکه گاز وارد لوله شده بود و گاز ترش منطقه را فرا گرفته بود، مسموم می شوند و اکنون در بیمارستان تازه ساز عسلویه که با کمبود پزشک و امکانات پزشکی روبرو می باشد بستری شده اند. گفته می شود حالشان بسیار وخیم است و به واقع برای زنده ماندن با مرگ مبارزه می کنند. بارها کارگران در مورد خطرات وجود گاز ترش (H2S) به مسئولین و کارفرمایان گزارش کرده بودند و از آنان خواسته بودند که برای ایمنی جان کارگران چاره جویی کنند. اما مسئولین و صاحبان سرمایه دولتی و خصوصی به توصیه کارگران وقعی ننهادند. اصولا زمانی که گاز در لوله ها جاری می شود یک تیم محافظ با کلیه تجهیزات ایمنی از جمله ماکس به منطقه می روند و گاز منطقه را اندازه گیری می کنند. این کار بایستی قبل از راه اندازی چندین بار و در چند نوبت متفاوت اندازه گیری شود و بعد از آن است که تیم راه اندازی آن هم با کلیه تجهیزات وارد کار می شود. بارها عدم رعایت ایمنی باعث مرگ کارگران شده است. حدود یک ماه پیش حیدری و جعفری، دو کارگر شاغل در آن منطقه، به خاطر نداشتن وسایل ایمنی و تعجیل کارفرما در انجام کار، جان باختند. علاوه بر آنکه جان بسیاری از کارگران گرفته می شود، استرسی که در بین کارگران و خانواده های کارگری ایجاد می کند باعث می شود که کارگران به بیماری های عصبی مبتلا شوند. بیکاری بیداد می کند.
صاحبان سرمایه اعم از دولتی و خصوصی تشنه هر چه بیشتر سود می باشند و کارگران جویای کار بسیارند. پیمانکاری و قراردادهای موقت هم مجوزی است که اداره کار به صاحبان سرمایه داده است تا هر کارگری را که اعتراض کرد بدون آنکه بیمه بیکاری به او تعلق بگیرد، اخراج کند و کارگران مطیع و سر به راه را به کار گیرند. سودآوری در پالایشگاه های عسلویه سرسام آور است و صاحبان سرمایه از قبل استثمار نیروی کار ارزان و شبه رایگان کوهی از سرمایه را انباشت می کنند. کارگران مجبورند ٢۵ روز در ماه حداقل دوازده تا چهارده ساعت کار کنند. کارگران بارها به بالا بودن شدت کار و کم بودن حق رست اعتراض کرده اند. کارگران در این رابطه خواهان آن شده اند که ١۴ روز کار در ماه و ١۴ روز استراحت برای کلیه کارگران در نظر گرفته شود. اما مسئولین در عسلویه با امروز و فردا کردن جان کارگران را به خطر می اندازند.
در مناطقی که وجود گاز در حد ١٠٠ ppm باشد، هشت ساعت کار در روز مجاز است و آن هم بایستی بین کار، کارگران در محیطی دور از وجود گاز استراحت کنند. هم اکنون این سه کارگر مسموم شده، در بیمارستان بستری می باشند و طبق گفته ها، برای نجات از کپسول اکسیژن استفاده می کنند. ما کارگران عسلویه در مقابل صاحبان سرمایه در عسلویه تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که به اشکال مختلف اعتراض دسته جمعی خود را با اعتصاب و یا دیگر اشکال اعتراضی نشان دهیم. ما اگر- کلیه کارگران پالایشگاه ها و کلیه فازهای مستقر در عسلویه – یک صدا در مقابل سرمایه بایستیم، می توانیم به خواست ها و مطالبات خود برسیم. در غیاب این عدم همبستگی و اتحاد ماست که سرمایه دست به ترک تازی می زند.

در ادامه
گزارشی از وضعیت کارگران عسلویه

http://www.ofros.com/gozaresh/ykargar_gavka.htm

ساخت جاده ی اصفهان شیراز نیاز اولیه ی رشد صنایع و کلا برای زیربنای رشد مناسبات سرمایه ضروری بود و اساسا نیازهای توسعه سرمایه است که تعیین می کند شبکه های ارتباطی و راه ها، خطوط تلفن، انتقال برق و آب و گاز و … در چه مسیری حرکت کنند. به ویژه ورود و صدور کالا از هر حوزه به حوزه ی دیگر اهمیت تعیین کننده ای دارد. در حال حاضر عمدتا فولاد و دیگر محصولات مرتبط با صنایع تولید نفت، نیازهای اولیه ی توسعه زیرساخت های سرمایه است. بدون توسعۀ راه ها، برق، تلفن و … کمیت سرمایه لنگ می زند. با این حال جاده ی اصفهان به شیراز بعد از بارها بازسازی نسبت به جاده ی شیراز به عسلویه قابل قیاس نیست. به ویژه از فیروزآباد نمی توان هر آن خطر سقوط یا حتی تصادف را احساس نکرد. معضل دیگر عدم کارایی بندرهای این منطقه است. شاید بتوان گفت عملا کار صادرات و واردات کالا از این بنادر تعطیل شده است. تنها در مورد بندر طاهری است که می گویند در جابه جایی مسافر و بعضا کالا تکان کوچکی خورده است. در گذشته دور بندر سیراف بر مبنای آثار و نشانه های موجود بندری بوده که در صدور و ورود کالا دست بالا را داشته و حتی با کشورهای شرق و جنوب آفریقا هم در ارتباط بوده است. مسافرت و جابه جایی کالا از این بندر انجام می شده است. گذشته از آثار و قلعه ی سیراف، در تاریخ نیز به رونق سیراف اشاره هایی شده است.
حال عسلویه به عنوان یک قطب صنعتی و تولید سرمایه اهمیت یافته است و در هر ساعت ده ها ماشین سنگین به آن وارد و از آن خارج می شوند، اما کارگران منطقه نیز به هنگام رفت و برگشت از طریق همین جاده ی نا امن رفت و آمد می کنند. شاید یادآوری این موضوع لازم باشد که عمده ی نیروی کار شاغل در منطقه از شهرهای دیگر تأمین می شود. مزد بگیران عسلویه تنها کارهای جانبی مربوط به پارس جنوبی را انجام می دهند، کارهایی چون حمل و نقل و جابه جایی کارگران در سطح منطقه و …. عمده ی نیروی کار مورد نیاز از مسجد سلیمان، اهواز، کهگیلوی و بویر احمد، شهرهای اطراف شیراز و چهارمحال بختیاری تأمین می شود اما نیروی کار از اقصا نقاط ایران اعم از تهران و اصفهان و مشهد و … برای کار به اینجا می آیند. با توجه به دستمزدهای پائین عمدتاً ناچارند با اتوبوس و بعضا ماشین شخصی از طریق همین جاده رفت و آمد کنند و خطرات آن را به جان بخرند. تنها عده ی بسیار کمی مهندسان و سرپرستان و ناظران می توانند با هواپیما رفت و آمد کنند که هزینه ی آن را شرکت پیمانکار پرداخت می کند.
نتیجتاً هر روز شاهد تصادفات و جان باختن و زخمی شدن کارگران این منطقه هستیم که در چنین جاده ای و با نیاز به فروش نیروی کار، آن هم به ثمن بخس ناچارند تبعات ناگوار آن را هم بپذیرند. علاوه بر این نبود ایمنی در محیط کار هم هر روز در کمین است تا جان کارگران را بگیرد. از بیماری های مربوط به زیست و کار در آلودگی وحشتناک این منطقه که دیگر بگذریم. همین چند روز پیش بود که حیدری و جعفری بر اثر حادثه ی ناشی از کار جان باختند. به دستور مدیر تعمیرات برای آنکه کار سریع انجام شود، حیدری بدون تست سطح گاز در مخزن و بدون بستن طناب به کمر، وارد مخزن می شود و بر اثر استنشاق گاز جان می بازد. جعفری هم که نگران همکارش شده است به درون مخزن می رود تا از او خبری گرفته و کمک بیاورد اما او هم بر اثر استشاق گاز جان می بازد. نبود استانداردهای ایمنی و تجهیزات و وسایل مربوط به آن که خود مطلب دیگری است.
اما چرا نظام سرمایه داری در رابطه با احداث جاده ی جدید و یا اتوبان و راه آهن اقدامی نمی کند. پاسخ این است که اگر نیاز سرمایه بود حتما این کار را می کرد. اکنون ماشین های سنگین با عبور از همین جاده ی با کیفیت بسیار بد نیاز سرمایه را تأمین می کنند. اما اگر حجم مراودات افزایش پیدا کند و ملزومات گشتن چرخ انباشت سرمایه از طریق این جاده تأمین نشود، حتما فکری به حال آن خواهد نمود. این مثل بسیار جا افتاده و معروف شده است که حساب هزینه و فایده است. برای سرمایه حساب سود است که عدم وجود اتوبان مناسب و یا راه آهن چه زیانی وارد می کند و وجودش چه سودی. در این میان جان باختن کارگران در جاده های پر خطر هیچ کجای این دو دوتا چهارتا قرار نمی گیرد. کارگر بیکار که برای رفتن به منطقه با وجود همه ی سختی شرایط کار سر و دست می شکند زیاد است، چه باک اگر تعدادی از آن ها در راه رفت و برگشت جان ببازند. بعدتر بیشتر به این مطلب خواهیم پرداخت.
در بین راه یکی از کارگران که از rest بر می گشت، همراه ما شد. مسافت از فیروزآباد را شهر به شهر با تعویض چند ماشین طی کرده بود، یازده شب همراه ما شد. از اینکه چند سال در عسلویه کار کرده است حرف زد و اینکه بارها تصمیم گرفته است که کار در این منطقه را رها کند اما دوباره اجبار زندگی او را به اینجا کشانده است. با وجود قبول شدن در کنکور به دلیل مشکلات نتوانسته است ادامه ی تحصیل دهد. از مشکلات دوری از خانواده صحبت کرد و از اینکه نتوانسته ازدواج کند. گفت همکارانش به او می گویند ازدواج نکن، ما هم پشیمان شده ایم. از مشکلات روحی و روانی کارگران در عسلویه درد دل می کرد و اینکه این مشکلات روحی و روانی از نظر پزشکان یک سندروم شناخته شده است. از این گفت که سه ماه است حقوقشان را پرداخت نکرده اند و چندین بار دست به اعتصاب زده اند، اما تا کنون نتوانسته اند به معضل تعویق دستمزد پایان بدهند. و بالاخره به اعتصاب اخیرشان اشاره کرد که کلیه کارگران در این اعتصاب شرکت کرده بودند. اعتصاب اخیر با توجه به گستردگی و فراگیری توانسته بود مدیران سرمایه در پتروشیمی را وادارد که دستمزدها را پرداخت کنند و حتی می گفت ماه مهر را هم امروز و فردا خواهند داد.
با توجه به اینکه خیلی دژم شده بود و به قول معروف تو لک رفته بود، یکی از همراهان برای عوض کردن جَو گفت ما لرها در گذشته که چیزی گیرمان نمی آمد، دزدی می کردیم. که مسافر همراهمان باز داغ دلش تازه شد و گفت اجداد ما اگر هم دزدی می کردند برای سیر کردن شکم خودمان و خانواده مان بوده، این ها که مدت هاست برای افزودن به سرمایه هایشان دزدی می کنند، با اتکا به قانون ما را استثمار می کنند، خونمان را در شیشه کرده اند در حالی که ماه ها دستمزد های ناچیزمان را به عقب می اندازند با دستمزدهای به تعویق افتاده ی ما در پروژه های دیگر سرمایه گذاری می کنند. اینان با اتکا به قانون و حمایت دولت هر بلایی خواسته اند سر ما آورده اند. ما هم که دست تنها دست به عمل نمی توانیم بزنیم. اگر در همین اعتصاب دیگر فاز ها با ما همراه می شدند می توانستیم این ها را وادار کنیم دستمزدهامان را به موقع پرداخت کنند. و باز برای بار چندم تکرار کرد اجداد ما برای مصرفشان دزدی می کردند، سرمایه داران برای افزودن به سرمایه هایشان دزدی می کنند.
همانطور که در ابتدای این مطلب گفتیم سرمایه اگر جاده می سازد، اگر مدرسه می سازد، حتی بیمارستان و … می سازد بر مبنای نیاز سرمایه عمل می کند و آنجا که نیاز سرمایه نباشد سرمایه را جایی به کار می اندازد که سودآوری داشته باشد. البته مبارزه ی طبقه ی کارگر علیه سرمایه همواره می تواند سرمایه را در عرصه هایی وادار به عقب نشینی کرده و مطالباتش را به سرمایه تحمیل نماید. سال هاست تولید سرمایه در عسلویه شروع شده است اما تا کنون بیمارستان تأمین اجتماعی به وجود نیامده است. برای ۵٠،٠٠٠ نفر کارگر یک درمانگاه کوچک وجود داشت. بعد از اعتراضات زیاد و بعد از اینکه چندین کارگر در راه عسلویه به شهرهای اطراف جان باختند و تنها با اعتراضات گسترده کارگران بود که اقدام به ساخت بیمارستانی کردند. اکنون هم این بیمارستان پزشک ندارد. این در حالی است که برای مدیران سرمایه بهترین امکانات را با فضای سبز و .. ساخته اند.
سرمایه به قول کارگری که همراهمان شده بود برای افزودن به سرمایه اش دست به هر کاری می زند، و نه تنها از دزدی برای انباشت بیشتر ابایی ندارد بلکه اساس تولید در شیوه ی ی تولید سرمایه داری بر دزدی بنا نهاده شده است. سود سرمایه در واقع تنها و تنها ریشه در ارزش ساعات کاری دارد که به کارگر پرداخت نمی شود و به مفت از گرده اش کار کشیده می شود. سرمایه هرچه بیشتر که بتواند این ارزش را زیاد می کند و طول و عرض دزدی خود را از حاصل نیروی کار ما گسترش می دهد. کوه سرمایه این سرمایه داران از تولید ارزش اضافه ای انباشت شده است که ما کارگران مزد بگیر در عسلویه تولید کرده ایم. ما ناچاریم با چنین شرایطی، در عدم وجود راه های ارتباطی مناسب، نبود ایمنی و امکانات درمانی و دستمزد های ناچیز جانمان را کف دستمان بگیریم و کار کنیم یا اینکه با همبستگی و مبارزه ی متحدانه علیه سرمایه آنان را به عقب نشینی وادار کنیم. اگر دست روی دست بگذاریم و از همراهی با دیگر کارگرانی که برای مطالباتشان مبارزه می کنند سر باز بزنیم بدون تردید بایستی شاهد فقر و فلاکت بیشتری هم باشیم. سرمایه تنها به راه سود و انباشت بیشتر سرمایه پا می گذارد و پای مرگ ما هم در این راه ایستاده است. اینان با تحمیل فقر و فلاکت هرچه بیشتر به ما کارگران است که توانسته اند این میزان سرمایه انباشت کنند. ما باید در پروسه ی مبارزه علیه سرمایه حول مطالبات روزمان دست به کار ایجاد شوراهای ضد سرمایه داری خود باشیم. بایستی باور کنیم که در مسیر مبارزه علیه سرمایه است که تشکل کارگری می تواند قد بکشد و ببالد و هرچه بیشتر این اتفاق بیفتد و قدرت ما با نیروی متحد و مبارزه مان علیه سرمایه فزونی یابد بیشتر و بیشتر می توانیم سرمایه را به عقب نشینی وادار و سنگرهای بیشتری را در این مبارزه -که تا نظام سرمایه داری هست ادامه خواهد داشت- فتح کنیم. بر همین بسترِ مبارزاتی هم هست که دیگر مطالبات کارگری مطرح می شوند و دیگر بخش های طبقه ی کارگر چون معلمان و زنان خانه دار و … به این پیکار اجتماعی می پیوندند.
باز هم به قول کارگر همراه ما یک دست صدا ندارد، باید همه ی بخش های کارگری به هم گره بخورند و همبسته و متحد علیه سرمایه وارد کارزار شوند.
در مورد جاده ی عسلویه به شیراز هم اگر همه ی کارگران پارس جنوبی متحدانه ایستادگی کنند و در اعتراض به عدم ایمنی جاده ی رفت و آمد دست از کار بکشند می توانند این خواست را به صاحبان سرمایه تحمیل کنند تا بخشی از سرمایه هایی را که از قبل نیروی کار ما انباشت کرده اند در این راه هزینه کنند. اگر متحدانه، همه ی کارگران علیه سرمایه به میدان بیایند تحقق این مطالبات قطعا شدنی است. ما می توانیم مدیران سرمایه در عسلویه را وادار کنیم که هزینه رفت و آمد کارگران با هواپیما را تقبل کنند. این کارها هیچ کدام دور از دسترس نیست، تنها منوط به همت و همبستگی ما کارگران است.

یک کارگر

 

کارگرانی که در معرض خطر بیشتری برای سرطان هستند

به گزارش خبرگزاری دولتی فارس آمده است : متخصص تغذیه در امور سرطان با اشاره به اینکه ۵ درصد سرطان در جوامع صنعتی و پیشرفته به دلیل عوامل شغلی است گفت: کارگران نقاشی، رنگرزی و آرایشگری در معرض خطر بیشتری برای سرطان هستند.

به گزارش۲۱آذرفارس،سیدحسین داودی در رابطه با عوامل شغلی مؤثر در ایجاد سرطان‌ها گفت: علاوه بر تغذیه نامناسب تا تحرک ناکافی که از دلایل ابتلا به سرطان محسوب می‌شوند حدود ۴ تا ۵ درصد از کل سرطان‌ها در جوامع پیشرفته به دلیل عوامل شغلی است.

وی ادامه داد: اولین گزارش در زمینه وجود ارتباط بین سرطان و تماس شغلی در قرن ۱۸ و زمانی منتشر شد که متوجه شدند سرطان پوست در افرادی که دودکش‌های بخاری تمیز می‌کردند و سرطان مثانه در کارگرانی که با رنگ تماس داشتند ارتباط معناداری داشته است.

داودی گفت: سرطان شغلی اغلب موارد در ریه ایجاد می‌شود البته مواردی نیز در پوست، سیستم ادراری و حفره‌های بینی نیز دیده شده است مثلاً بعضی مشاغل مثل نقاشی، رنگرزی و آرایشگری در معرض خطر بیشتری برای سرطان هستند.

این متخصص تغذیه در امور سرطان گفت: نکته مهم این است که تماس شغلی با مواد سرطان‌زا در کشورهای در حال توسعه به دلیل پیشرفت صنعتی رو به افزایش است چون کارگاه‌های کوچک، ساختمان‌های غیرایمن، کارگران آموزش ندیده و تجهیزات ایمنی مانند لباس‌های محافظ، تهویه، دستکش و … به راحتی در دسترس نیستند.

 

درخواست ازدادسرا جهت احضاربیش از ۱۰۰ نفر دررابطه با پرونده تخلفات سازمان تامین اجتماعی!

به نوشته خبرگزاری رسمی ایرنا در ۲۲ آذر۹۳ آمده است :وکیل شکات مرتضوی در پرونده تخلفات تامین اجتماعی از تنظیم لایحه ای درباره درخواست احضار عوامل دولت قبل، هیات مدیره سابق بانک رفاه کارگران و شرکت های زیر مجموعه تامین اجتماعی در این پرونده خبر داد.

به گزارش۲۲آذرایرنا،خلیل بهرامیان روز شنبه افزود: در مجموع، این افراد بیش از ۱۰۰ نفر هستند که از دادسرا تقاضا کردم، دستور احضار همه آنها را صادر کند.

وکیل شکات مدیر عامل اسبق تامین اجتماعی افزود: روز دوشنبه هفته جاری، لایحه خود را به بازپرس شعبه ۱۵ دادسرای کارکنان دولت تقدیم خواهم کرد.

وی ادامه داد: در این لایحه همچنین از بازپرس پرونده درخواست کرده ام، گزارش سال ۸۹ کمیته تحقیق و تفحص مجلس از تامین اجتماعی که اسامی تمامی این افراد در آن گزارش ذکر شده، مورد بررسی قرار گیرد.

بهرامیان همچنین در خصوص معرفی و پیگرد نمایندگانی که از مرتضوی کارت هدیه دریافت کرده بودند، افزود: مرتضوی این افراد را معرفی نمی کند اما ما به دنبال آن هستیم تا نمایندگانی را که تحت هر عنوانی از مرتضوی پول یا کارت هدیه گرفت اند، معرفی تا تحت پیگرد قرار بگیرند.

مرتضوی آخرین بار، سوم آذر ماه در خصوص پرونده تخلفات تامین اجتماعی در دادسرا حضور یافت و پس از پایان جلسه بازپرسی گفت: یکی از سؤالات بازپرس، درباره پرداخت ها به حدود ۱۰۰ نماینده مجلس بود و کل مبلغ نیز حدود ۲۰۰ میلیون تومان برآورد می شد که به علت عدم ارائه فهرست نمایندگان گیرنده هدیه اسامی آنان را پرسیدند.

وی افزود، مستندات پرداخت این وجوه، اسناد سازمان تأمین اجتماعی است که آنها را ارائه کردم.

مرتضوی خاطر نشان کرد: درباره علت عدم ارائه مشخصات نمایندگان مجلس توضیح دادم که چون آقای محجوب قصد داشتند از این فهرست استفاده سیاسی کند و با تبلیغات کاذب آبروی برخی نمایندگان را ببرد، این مسئولیت را قبول کردم و فهرست را به آنها ارائه نکردم .

مرتضوی ادامه داد،الآن نیز ارائه نمی کنم و اگر که دستگاه قضایی لازم دانست که این فهرست ارائه شود، در اختیار من است و چون به مقامات قوه قضاییه اطمینان دارم که آنها جنبه تبلیغاتی ندارند و دنبال افشای فهرست نیستند، آن را ارائه می کنم ولی به آقای محجوب ندادم چون می دانستم که وی اهداف سیاسی و حزبی از این ماجرا دارد.

ریبوار عبداللهی بر اثر ضرب و شتم مامورین امنیتی به بیمارستان منتقل گردید!

برپایه خبر آمده در سایت کمیته هماهنگی … آمده است : بنا به گزارش ارسالی  جمعه ۲۱ آذر ریبوار عبدالهی فعال کارگری  و عضو کمیته هماهنگی به بیمارستان توحید منتقل گردیده است. این گزارش حاکی از آن است که نامبرده بر اثر ضرب و شتم مامورین دچار مصدومیت شدید شده و از نظر جسمی در وضعیت بدی به سر می برده به طوری که قادر به حرف زدن نبوده است و مامورین وی را در ساعت ۲ شب در حالی که سرم به وی وصل بوده است به محل نامعلومی انتقال داده اند.

لازم به ذکر است که ریبوار عبدالهی در روز چهارشنبه ۱۹ آذر درپی تماس های مکرر مامورین امنیتی و در خواست آنان برای پاره ای توضیحات به اداره اطلاعات شهر سنندج مراجعه نموده و توسط مامورین بازداشت گردید.

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن ابراز نگرانی در رابطه با وضعیت سلامت ریبوار عبداللهی، نیروهای امنیتی را مسئول حفظ سلامت و جان وی دانسته و خواهان آزادی فوری  انامبرده  می باشد.

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

۲۲ آذر ۱۳۹۳

6lj1qar

رئیس جمهوری در بازدید از کارخانه شیر پگاه؛

کار و تلاش برای رفع نیازها و مشکلات جامعه و مردم، اجر و پاداش بزرگی نزد خداوند دارد

http://ilna.ir/news/news.cfm?id=232892

به گزارش خبرگزاری دولتی کار ایران – ایلنا در تاریخ ۲۲ آذر ۹۳ آمده است : رییس جمهوری همزمان با اربعین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)، با حضور در شرکت صنایع شیر ایران، همراه با کارکنان این شرکت تولید فراورده های لبنی کشور به عزاداری برای سالار شهیدان کربلا پرداخت.

حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی با اشاره به اینکه این روز برای عزاداری اربعین حضرت ابا عبدالـله الحسین(ع) تعطیل است اما بخش هایی از کشور برای رفع نیازهای ضروری مردم باید همچنان به کار و تلاش ادامه دهند، گفت: صواب عزاداری وقتی در کنار کار و تلاش برای آسایش جامعه و رفع نیازهای ضروری مردم قرار می گیرد، افزون تر می شود.

رییس جمهوری با تاکید بر اینکه کار یک نوع جهاد از نگاه اسلام است، افزود: کسانی که برای بهبود زندگی خانواده و رفع نیازها و مشکلات جامعه و مردم کار و تلاش می کنند اجر و پاداش بزرگی نزد خداوند دارند و از دیدگاه پیامبر عظیم الشان اسلام(ص)، پاداش کسانی که برای رفع نیازهای جامعه کار و تلاش می کنند همانند کسانی است که در میدان جهاد برای عزت و استقلالشان مبارزه می کنند.

روحانی که در حاشیه این مراسم با خبرنگاران صحبت می کرد، اظهارداشت: حضرت امام حسین (ع) تا روزعاشورا و تا کربلا پیامش را تبلیغ کرد و امروز نیز مردم با حضور در مراسم اربعین و کربلا، پیام آن نهضت بزرگ را دریافت می کنند و گسترش می کنند.

رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنانش با بیان اینکه در این تولیدی بخش عمده ای از شیر مورد نیازمدارس آماده می شود، گفت: ارائه شیر رایگان در مدارس به عنوان یک کار مهم برای تامین سلامت نسل آینده کشور، یکی از افتخارات دولت است که با توجه به طول مدت ارائه آن، در میان کشورهای مختلف بی نظیر است.

روحانی با قدردانی از همه تولید کنندگان و فعالان عرصه کار و تولید کشور مخصوصا کسانی که برای نسل جوان کشور در این واحد تولیدی فعالیت می کنند، گفت: امروز شرکت در مراسم عزاداری سالار شهیدان و حضور در کنار عزیزانی که در مسیر تولید و جهاد می کوشند، فرصتی مغتنم بود.

رییس جمهوری در پاسخ به سوالی در خصوص پایین بودن مصرف سرانه شیر در کشور گفت: در گام اول دولت مصرف شیر در مدارس را با توزیع رایگان بالا خواهد برد تا مصرف مواد لبنی به عادتی برای کودکان و نوجوانان ما تبدیل شود.

دکتر روحانی اظهارداشت: رسانه های همگانی باید مردم را به مصرف مواد غذایی سودمند مثل مواد لبنی تشویق کنند و دولت نیز وظیفه دارد با تولید سالم و ارائه یارانه در این بخش، مردم را به این سمت هدایت کند.

رییس جمهوری همچنین از بخش های مختلف این شرکت تولید مواد لبنی و نیز نمایشگاه توانمندی ها و محصولات پگاه بازدید کرد.

علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز در این دیدار با اشاره به اینکه مساله اشتغال و رشد تولید، پیوسته مورد تاکید رییس دولت یازدهم بوده و هست، گفت: دولت سیاست افزایش تولید و اشتغال زایی را در راس برنامه های خود دارد.

پایان پیام

Posted by

Leave a Reply